آرام بختیاری

افلاتون(347-427 پ.م)، فیلسوف یونانی، شاگرد سقراط و معلم ارسطو، یکی از بنیادگذاران فلسفه غرب، خالق نخستین سیستم”ایده آلیسم عینی” است. نظراتش پیرامون جهان، کاملا صوری و اسطوره ای است. دوئالیسم جسم-روح او بعدها اساس انسانشناسی و الهیات مسیحی در سدههای میانه گردید. نیچه میگفت ،مسیحیت یعنی افلاتون گرایی برای عوام.

افلاتون در تمام شاخه های فلسفه، ایده آلیست است. یاسپرس میگفت، تفکرات سیاسی وی فاقد آزادی خواهی سیاسی است. از جمله سخنان قصار افلاتون اینکه میگفت- نادانی،بیماری روح و روان است. انسان،میزان و معیار نیست بلکه ایده حقیقت،زیبایی، و نیکی معیار است. فلسفه یعنی عشق به حقیقت. ریاضیات عالی ترین شکل فلسفه است. کسیکه هندسه نمیداند نباید وارد محفل فیلسوفان گردد. شناختی که بر اساس جهان ظاهر باشد،فقط” نظر” مشاهده کننده است. در یونان باستان خدا مقوله ای برای “ایمان” نبود بلکه پدیده ای برای “دانش” و شناخت بود. تقوا نوعی دانش و شناخت است وبر اثر بیادآوردن دانستنی های پیشین و ناخودآگاه است. هدف زندگی، سعادت است. مهمترین تقوا، عدالت است که باید شامل حال همه اقشار و اصناف گردد. فلسفه نوعی “اروس” و ماهیتا نوعی عشق است. عشق فلسفی یا افلاتونی، نوستالژی زیبایی است که در جستجوی تداوم و ابدیت است. “ایده” زیبایی، وحدت نیکی و حقیقت است. اثر هنری چون مادیست، از حقیقت به دور است. زن بودن،نفرین و لعنت خدایان است، آنان غالبا خرافاتی و از نظر تقوا، پایین تر از مردها هستند.

راسل میگفت فلسفه افلاتون یعنی فلسفه حقیقی برای عاشقان. و وایتهد،فیلسوف و ریاضی دان غربی گفته بود، تمام فلسفه غرب یادداشت و زیرنویسی است بر فلسفه افلاتون. از نظر تعلیم و تربیت ، افلاتون خواهان برابری زن و مرد در چهارچوب نظام طبقاتی برده داری بود.

کتاب “دولت” افلاتون را نخستین کتاب تئوری سیاسی میدانند که مورد سوء استفاده دیکتاتورها و توتالیتاریست ها و استفاده آرمانگرایان و اوتوپیست ها در طول قرون گذشته قرار گرفته. افلاتون فلسفه خود را ادامه افکار و اندیشه های معلمش سقراط میدانست. یکی از اهداف نظری افلاتون، یافتن مفهومی برای هستی و تعاریف جدیدی از تقوا و عدالت بود. آشنایی او با سقراط موجب علاقه اش به فلسفه؛ مخصوصا فلسفه سیاسی گردید. افلاتون خواهان حاکمیت سیاسی فیلسوفان و فیلسوف شدن شاهان بود.

از جمله دیگر موضوعات فلسفه افلاتون، شجاعت، درستکاری، خونسردی، و میانه روی بود. در فلسفه افلاتون، تمام مواضع،پرسشها، نکات،بحث ها، و فرم های فکری پیش از او،مطرح شده اند. گوته میگفت در غالب نظراتش عطر و بویی از کاملیت، ابدیت، حقیقت،زیبایی و نیکی دیده میشود. نظرات افلاتون جمع بندی فلسفه پیش از سقراط مانند فیلسوفان طبیعی،الئایی،سوفسطایی،فیثاغورثی، و خود سقراط است.

افلاتون به انتقاد از سیاست و علوم زمان خود از جمله نقد فلسفه سوفسطائیان پرداخت. او از نظر فکری زیر تاثیر افکار سقراط ، دمکریت،هراکلیت،فیثاعورث،پروتاگوراس، و پارمیندس بود و چون سقراط، حرف و عمل و نظرش باهم وحدت داشتند. تمام جریانات فلسفی،تئوری ها، و مواضع فلسفی در غرب، از نظرات افلاتون تاثیر گرفته اند. در پایان عمر، ازسطو شاگردوی، یکی از منتقدین و رقیبان او گردید. افلاتون گرایی بعدها در عصر جدید، شاگردانی مانند لایبنیتس، هوسرل، کانتور،فرگه، و راسل یافت.

افلاتون نظریه پرداز “دولت ایده آل” است که دولتی اشرافی به رهبری فیلسوفان میباشد.تصور او از دولت ایده آل دارای ساختاری شبه ریاضی است. افلاتون میگفت انسان موجودیست اجتماعی که فقط در چهارچوب یک نظم دولتی به سعادت میرسد. دولت مورد نظر افلاتون نوعی اریستوکراتی اندیشمندان یا شاهنشاهی فیلسوفان است که بدون حقوق در کمونهای جمعی؛ بدون زن و فرزند با در اختیارداشتن کالاهای مورد نیاز، زندگی میکنند. افلاتون میگفت در نظام الیگارشی، پولدارها، و در نظام اریستوکراتی، بهترین ها بر مردم حکومت میکنند.

یکی از موضوعات ایده آلیستی فلسفه افلاتون، بحث و تئوری “ایده” است که شباهتی با مقوله “روح” افراد مذهبی دارد. او میگوید جهان از ایدههای غیرقابل تغییر بوجود آمده که مستقل از ماده هستند. روح انسان نیز پیش از تشکیل در جسم انسان، در جهان ایدهها وجود داشته. در پشت پدیدههای گذرا، متغیر و زوال پذیر، یک نظم روحی ثابت ابدی وجود دارد که جهان ایدهها نام دارد. ایدهها مستقل از قوای حسی و درکی و جدا از آگاهی انسان، نوع عالی از واقعیت هستند که افلاتون آنان را “هستی حقیقی” می نامید. ایدهها غیر از صفات ابدی و متغیرنبودن، دارای صفات کاملیت،ثبات، و غیرمادی بودن،میباشند. پدیدههای زمان و مکان هم شامل وضع آنان نمیگردد. در جهان ایدهها نوعی هیراشی و سلسله مراتب وجود دارد، بالاترین ایده، نیکی است. ایدهها را میتوان با کمک اندیشه شناخت و یا تصور نمود. شناخت ایدهها بر اساس دوباره بیادآوردن است. انسان هم متعلق به جهان ایدهها و هم متعلق به جهان مادیات است و از حسم و روح تشکیل شده.روح و ایده خویشاوند هستند. روح دارای سه بخش عقلی،غریزی، و گستاخی است. فقط فیلسوف قادر است ایده ها را از جمله ایده نیکی را بشناسد و تشخیص دهد. فقط او نظم جمعی جهان را درک میکند و قادر به اجرای نظمی عادلانه برای زندگی اجتماعی انسان ها است. به این دلیل باید فیلسوفان در راس هرم قدرت قرار گیرند.

در مقابل سه بخش تشکیل دهنده روح، در دولت و جامعه، سه قشر و صنف- محافظان،متفکران، و تولیدکنندگان، وجود دارد. تولیدکنندگان خود شامل دهقانان،پیشه وران، و بارزگانان است. بحث “ایده” افلاتون غالبا در دیالوگهایی مطرح میشوند که سقراط یک طرف بحث است. در کنار نظرات عرفانی ایده الیستی افلاتون، نکات دیالکتیکی نیز وجود دارد. او میگفت در پشت تمام اشیاء و پدیدهها حقایق ابدی وجود دارد که ایده نام دارند. ایده به معنی چهارچوب و ظاهر اشیاء و موجودات نیز میتواند تصور شود.هر شیئی و پدیده ای دارای یک” ایده یا اسم عام ” است؛ مثلا انواع درخت یا انواع میز دارای” ایده” درخت یا” ایده” میز هستند. بحث ایده افلاتون قرنها برای دیگر متفکران، عجیب،تحریک کننده، و غیرقابل فهم بود. مشکل دیگر درک فلسفه افلاتون، استفاده وی از اسطورهها در مباحث مرکزی نظراتش بود.

در قرون 3تا6 بعد از میلاد جریانات فلسفی نوافلاتونی گوناگونی بوجود آمد که عناصری از فلسفه رواقی،فیثاغورثی، ارسطویی، و عرفانی-مذهبی در بر داشتند. مهمترین نماینده فلسفه نوافلاتونی، فلوطین اهل شهر اسکندریه در مصر بود، که بعد از میلاد تاثیرمهمی روی الهیات مسیحی گذاشت.افلاتون میگفت راز واقعیت هستی در آنست که انسان گذرا و زوال پذیر در جستجوی” ابدیت” است.مشهوریت افلاتون گرایی در سدههای میانه به حدی رسیده بود که آگوستین مقدس در باره طرح “دولت الهی”خود با زبان اعتراض اشاره نمود که او نه خداست، نه نیمه خدا، نه فرشته، نه پیامبر، نه پیرو مسیح شهید، و نه حتی انسانی مسیحی.

از 41 اثر بجا مانده از افلاتون 36 عدد آن بشکل دیالوگ نوشته شده. 13 نامه نیز از وی بجا مانده. دیالوگهای افلاتون شامل سه دوره نویسندگی وی هستند؛ از جمله موضوعات آمده در آثار او- تقوا، بیوگرافی سقراط، فلسفه سوفسطائیان،هنر سخنوری،طبیعت و کائنات، روح، شناخت، عدالت،دولت ایده آل، الهه عشق و زیبایی یا اروس، ابدیت، ایده، قانون، و غیره هستند.

فلسفه سیاسی افلاتون روی نظریه “دولت” متمرکز است. طرفداران فلسفه تجزیه و تحلیل، به تیزبینی و دقت افلاتون اشاره میکنند. هوبرت درایفوس، عقلگرایی او را میستاید. افلاتون پایه گذار آکادمی در سال 387 پیش از میلاد در آتن است که بشکل نخستین دانشگاه اروپایی تا سال 529 بعد از میلاد در اشاعه فلسفه و علم و سیاست فعال بود. با بسته شدن آن، فرهنگ یونان باستان وارد مرحله مذهبی مسیحی قرون وسطایی گردید

افلاتون از خانواده ای اشزافی و اهل سیاست برخاسته بود. عموهایش جزو سیاست پیشه گان آتن و شهر-دولت های یونان بودند که در سرنگونی دولت الیگارشی آتن در سال 404 پیش از میلاد شرکت نمودند. بعدها افلاتون را در این رابطه دستگیر و در بازار برده فروشان به معرض نمایش گذاشتند ولی یکی از آشنایان ثروتمند وی او را خرید و آزاد نمود. سرخورده گی افلاتون از شرایط سیاسی و زوال دولت آنزمان باعث شد که او در جوانی کار ادبی تراژدی نویسی را کنار بگذارد و دنبال پرسش عدالت در مبارزه نظری و عملی سیاسی شرکت نماید.