ھﻤﺒﺴﺘﮕﯽ آﺳﯿﺐ دﯾﺪﮔﺎن

آﻧﮕﺎه ﮐﮫ ﺑﺎ ﺷﮑﻨﻨﺪﮔﯽ ﺧﻮد روﯾﺎروی ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ

 

ﺗﺮﺟﻤﮥ ﺷﯿﺮﯾﻨﺪﺧﺖ دﻗﯿﻘﯿﺎن

راﻣﯿﻦ ﺟﮭﺎﻧﺒﮕﻠﻮ

ﺑﺎ وﺟﻮد ﺗﻤﺎم ﭘﯿﺸﺮﻓﺖھﺎی اﺧﯿﺮ ﻓﻦآوری، ﺑﯿﻤﺎری ﺟﮫﺎﻧﮕﯿﺮ ﮐﻮوﯾﺪ-٩١ ﮔﻮﺷﺰد ﮐﻮﺑﻨﺪهای ﺑﻪ ﻣﺎ اﻧﺴﺎنھﺎ در ﯾﺎدآوری ﺷﮑﻨﻨﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺑﻮده و در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﮫﺎن، ﺗﮑﺎﻧﯽ ﺳﺨﺖ ﺑﻪ ارزشھﺎ وارد ﮐﺮده اﺳﺖ.

در ﮔﺮﻣﺎﮔﺮم ﻧﺒﺮد ﺗﺮاژﯾﮏ و اوجﮔﯿﺮﻧﺪه ﻣﯿﺎن ﺟﺎﻣﻌﮥ ﺑﺸﺮی و دﺷﻤﻦ ﺟﺪﯾﺪ آن ﮐﻮوﯾﺪ- ٩١، رﻧﺞ ﻣﺸﺘﺮک اﻧﺴﺎنھﺎ راه را ﺑﺮای ھﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﻣﺮدﻣﺎن ھﻤﮥ ﺳﺮزﻣﯿﻦھﺎ ﮔﺸﻮده اﺳﺖ. ﯾﮏ ﭼﻨﯿﻦ راھﺴﭙﺎری ﺟﮫﺎﻧﯽ در ﺟﺎدهای ﺗﺎرﯾﮏ و دراز، ﺗﻼﺷﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﺮای ﺑﺸﺮﯾﺖ و ﺷﺎﯾﺪ ﻣﮫﻤﺘﺮﯾﻦ آن ﭘﺲ از ﻧﺒﺮد ﺑﺎ ﻧﺎزﯾﺴﻢ در دھﮥ ﭼﮫﻞ ﻗﺮن ﺑﯿﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯽرود. ﺟﺎﻣﻌﮥ ﺑﺸﺮی اﯾﻨﮏ ﺑﺎر دﯾﮕﺮ در ﻧﺒﺮد ﺑﺎ وﯾﺮوس ﮐﺮوﻧﺎ ﺗﻮﺷﻪای ﺟﺰ زﺣﻤﺖ، اﺷﮏ و ﺳﺮﺳﺨﺘﯽ ﻧﺪارد. ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای ﺷﮕﻔﺖاﻧﮕﯿﺰ، اﯾﻦ آزﻣﻮن دﺷﻮار ﭘﯿﺸﺎروی ﺑﺸﺮﯾﺖ، ﻣﺮزھﺎی ﮐﺸﻮری، ﻧﻈﺎمھﺎی ﺳﯿﺎﺳﯽ، ادﯾﺎن و ﻓﺮھﻨﮓھﺎ را ﻧﺎدﯾﺪه ﻣﯽﮔﯿﺮد. زادۀ ﺟﮫﺎﻧﯽ ﺷﺪن اﺳﺖ و ﻗﺪرت ﭘﺎﯾﺎن ﺑﺨﺸﯿﺪن ﺑﻪ آن را ﻧﯿﺰ دارد. ﮐﻮوﯾﺪ-٩١ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﻨﮓ ﺟﮫﺎﻧﯽ، ﻣﺮزھﺎ را ﺑﺴﺘﻪ، ﺳﻔﺮھﺎ را در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﮫﺎن ﻟﻐﻮ ﮐﺮده، ﺗﺮﯾﻠﯿﻮنھﺎ دﻻر ﺑﺎزار ﺳﮫﺎم ﺟﮫﺎﻧﯽ را ﺑﺮﺑﺎد داده، ھﺰاران اﻧﺴﺎن را ﺑﻪ ﮐﺎم ﻣﺮگ ﮐﺸﯿﺪه و ﻣﺮگھﺎی ﺑﯿﺸﺘﺮی در راه

دارد.

ﺳﺮاﯾﺖ ﺟﮫﺎﻧﯽ اﯾﻦ وﯾﺮوس در ﺟﺎﻣﻌﮥ ﺑﺸﺮی ﻧﺸﺎن داده ﮐﻪ اﻧﺴﺎن ﻣﺪرن، ورای ھﻤﮥ ﻗﺪرت ﻓﻦآوری و ﻋﻠﻤﯽ ﺧﻮد، ﻣﻮﺟﻮدی ﺷﮑﻨﻨﺪه اﺳﺖ. ﺑﺸﺮﯾﺖ، دﯾﺮزﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ وﻋﺪۀ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺷﮑﺴﺖﻧﺎﭘﺬﯾﺮ و ﺣﺘﯽ اﻣﮑﺎن ﻋﻤﺮ اﺑﺪی زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮده ﺑﻮد.

ﻧﮫﺎدھﺎی ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻣﺪرن ﺑﺮای ﺣﻔﺎظﺖ اﻧﺴﺎنھﺎ درﺑﺮاﺑﺮ ﻋﺪم ﻗﻄﻌﯿﺖھﺎی زﻧﺪﮔﯽ روزﻣﺮه ﺑﻪ ﻗﺪرﺗﯽ دﺳﺖﯾﺎﻓﺘﻪ و ﻣﺠﮫﺰ ﺷﺪه ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ ﮔﻤﺎن ﻣﯽرﻓﺖ ﺑﺮای ﺗﻀﻤﯿﻦ اﻣﻨﯿﺖ ﻓﺮدی ﮐﺎﻓﯽ ﺑﺎﺷﺪ. اﻣﺎ اﺣﺴﺎس اﻣﻨﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺮدم، اﻣﮑﺎن زﯾﺴﺘﻦ ھﻤﺮاه ﺑﺎ اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ وﺟﻮد ﻓﺮداﯾﯽ دﯾﮕﺮ را ﻣﯽدھﺪ، ھﻤﭽﻨﯿﻦ درﺑﺮدارﻧﺪۀ ﻧﺸﺎﻧﻪھﺎﯾﯽ از ﺷﮑﻨﻨﺪﮔﯽ ﮔﺮﯾﺰﻧﺎﭘﺬﯾﺮ وﺟﻮد اﻧﺴﺎﻧﯽ اﺳﺖ.

اﯾﺪۀ ﺑﺸﺮﯾﺖ ﺷﮑﻨﻨﺪه، ﺳﻮﯾﻪای آﺷﮑﺎر از وﺟﻮد ﻣﺎ را ﺑﺎزﻣﯽﺷﻨﺎﺳﺪ. ﺷﮑﻨﻨﺪﮔﯽ، ﻧﻤﺎﯾﺎﻧﮕﺮ ﺷﺮاﯾﻂ آﺳﯿﺐﭘﺬﯾﺮی و ﺑﯽدﻓﺎﻋﯽ اﺳﺖ، ھﻤﺎن وﺿﻌﯿﺖ اﻣﺮوز ﺑﺸﺮﯾﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﯿﻤﺎری ﺟﮫﺎﻧﮕﯿﺮ ﮐﻮوﯾﺪ-٩١.

ﻧﮑﺘﮥ ﻣﮫﻢ اﯾﻦ ﮐﻪ ﺷﮑﻨﻨﺪﮔﯽ، ﻧﺎﮔﮫﺎﻧﯽ و ﻧﺎﺑﮫﻨﮕﺎم رخ ﻧﺪاد، ﭼﻨﺎن ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﻣﺤﺼﻮل ﻓﺮاﯾﻨﺪی ﮐﻮﺗﺎه ﻣﺪت ﺑﻮده ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﺎ ھﻨﮕﺎم ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ از ﺷﮑﻨﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﺷﯿﺊ، ﻣﯽداﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺎدﮔﯽ ﻣﯽﺷﮑﻨﺪ. ﻣﺎ واژۀ “ﺷﮑﻨﻨﺪه” را ﺑﻪ ﭼﯿﺰی ﻧﺴﺒﺖ ﻣﯽدھﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ آﺳﺎﻧﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﻮد و آﺳﯿﺐ ﺑﺒﯿﻨﺪ. آﻧﭽﻪ اﯾﻦ ﺑﺤﺮان آﺷﮑﺎر ﮐﺮده، ﮔﻮﻧﻪای ﺷﮑﻨﻨﺪﮔﯽ ﺣﮏ ﺷﺪه در اﺳﺎس ھﺴﺘﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ اﻧﺴﺎن اﺳﺖ. ھﻤﺎن ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺷﺎﻋﺮ ﻓﺮاﻧﺴﻮی، ﭘﻞ واﻟﺮی ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ، ”ﻣﺎ ﺗﻤﺪنھﺎ اﯾﻨﮏ ﺧﻮد را ﻣﯿﺮا ﻣﯽداﻧﯿﻢ.” ﺑﻪ ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ، ﺗﻤﺪن ﻣﺎ ﺷﮑﻨﻨﺪه اﺳﺖ، زﯾﺮا ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ، ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ در ھﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎن ﺑﺮﺳﺪ.

اﻣﺎ ھﻤﺰﻣﺎن، وﯾﺮوس ﮐﺮوﻧﺎ ﺗﻮاﻧﺴﺖ ﺣﺲ ھﻤﺪردی را ﮐﻪ ﻧﯿﻢ ﻗﺮن ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اﺳﻠﻮبھﺎی زﻧﺪﮔﯽ اﺳﺘﻔﺎدهﮔﺮا و ﻣﺎدیﻣﺤﻮر در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﮫﺎن ﭘﻨﮫﺎن ﻣﺎﻧﺪه ﺑﻮد، ﺟﺎن دوﺑﺎره ﺑﺒﺨﺸﺪ. اﻣﺮوز، ﮔﻮﯾﯽ ﺗﺮاژدیھﺎی ﻋﻈﯿﻢ، ﻣﻌﻨﺎی ﻋﻈﯿﻤﯽ ﺑﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺴﺎﻧﯽ  ﻣﯽﺑﺨﺸﺪ ﮐﻪ ﺑﺮای ھﺪف ﻣﺸﺘﺮک و ﻋﻠﯿﻪ ﻣﺮگ ﻣﯽرزﻣﻨﺪ.

ﭼﯿﺰی ﮐﻪ وﯾﺮوس ﮐﺮوﻧﺎ ﻣﺎ را ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﮐﺸﻒ آن ﮐﺮده، اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ زﯾﺴﺘﮕﺎه ﻣﺎ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﮥ ﻣﺎرﺗﯿﻦ ﻟﻮﺗﺮﮐﯿﻨﮓ، ﯾﮏ “ﺧﺎﻧﮥ ﺟﮫﺎﻧﯽ” اﺳﺖ. ھﺮﭼﻨﺪ اﻓﮑﺎر، ﻣﻨﺎﻓﻊ و اﯾﺪهآلھﺎ ﻣﺎ را از ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺟﺪا ﻣﯽﺳﺎزﻧﺪ و ﺑﺎ آﻧﮑﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﯽﺟﻨﮕﯿﻢ، اﻣﺎ ﻧﺎﺗﻮان از ﺟﺪا زﯾﺴﺘﻦ، در ﺷﺎدی و اﻧﺪوه ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺷﺮﯾﮏ ھﺴﺘﯿﻢ. ﻣﺎ در ﺷﺒﮑﻪای ﮔﺮﯾﺰﻧﺎﭘﺬﯾﺮ از ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﮔﯿﺮ ﮐﺮدهاﯾﻢ. ﺳﺎﮐﻨﺎن ﮐﺮۀ زﻣﯿﻦ ﺑﺎ اﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎری ﺟﮫﺎﻧﮕﯿﺮ، ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ھﻤﺴﺎﯾﮕﺎن ﻧﺰدﯾﮑﺘﺮی ﺷﺪهاﻧﺪ. ﯾﮏ ﺑﺎر دﯾﮕﺮ، در اﯾﻦ ﭼﺮﺧﺶﮔﺎه ﻣﮫﻢ ﺗﻤﺪن ﭘﺴﺎﻣﺪرن ﻣﺎ، ﭘﯿﺶﻓﺮضھﺎی ﺳﺎزﻧﺪۀ زﯾﺮﺑﻨﺎی ﺟﺎﻣﻌﮥ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژﯾﮏ و ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻟﯿﺴﺘﯽ ﻣﺎ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ دﺳﺘﺨﻮش ﻧﻘﺪ ﮐﻮﺑﻨﺪه و ﭼﺎﻟﺶھﺎی ژرف ﺑﺸﻮﻧﺪ. در ﺑﺮداﺷﺘﯽ ﻓﻠﺴﻔﯽ، ﻣﺮگ در اﺛﺮ وﯾﺮوس ﮐﺮوﻧﺎ ”ﻣﻌﻨﺎزدوده” ﺷﺪه و ھﺰاران ﻧﻔﺮ ﮐﻪ ﻧﺎم آﻧﮫﺎ را ﻧﻤﯽداﻧﯿﻢ، در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﮫﺎن ﺟﺎن ﺑﺎﺧﺘﻪاﻧﺪ. اﻣﺎ آﻧﭽﻪ اﻣﺮوز ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ، دﻗﯿﻘﺎ ھﻤﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﯿﺴﻠﻮف ﭼﮏ، ﯾﺎن ﭘﺎﺗﻮﮐﺎ “ھﻤﺴﺒﺘﮕﯽ آﺳﯿﺐدﯾﺪﮔﺎن” ﻧﺎﻣﯿﺪ. اﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ اﺳﺖ ذھﻨﯿﺖ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﺗﻨﮫﺎ داﺷﺘﮥ ﺧﻮﯾﺶ، ﯾﻌﻨﯽ اﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺧﻮد، در ﺑﺮاﺑﺮ ﺗﺮاژدیھﺎ ﻗﺪ ﻣﯽاﻓﺮازﻧﺪ.

ﭘﺲ آﻧﭽﻪ اﻣﺮوز ﺷﺎھﺪ ھﺴﺘﯿﻢ، ﺿﺮﺑﻪای وارد ﺷﺪه ﺑﻪ ارزشھﺎی ﻣﻮﺟﻮد و ﺑﻪ ﻗﻮل وﯾﮑﺘﻮر ھﻮﮔﻮ ﺗﺤﻘﻖ “اﯾﺪهای ﮐﻪ زﻣﺎن آن ﻓﺮارﺳﯿﺪه” ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻪ راﺳﺘﯽ ﺑﺮای ﻣﺮدم دﻧﯿﺎ ھﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺗﺮاژﯾﮏ ﺗﺮ از اﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ در روزھﺎﯾﯽ ﭼﻨﯿﻦ آﺷﻮبزده زﯾﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ و ﻧﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ ذھﻨﯿﺖ ﻧﻮﯾﻨﯽ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ اﯾﻦ ﺑﺤﺮان ﺟﮫﺎﻧﯽ دﺳﺖ ﯾﺎﺑﻨﺪ.

ﻧﮑﺘﮥ ﺑﺴﯿﺎر ﺧﺎص ﺑﺤﺮان وﯾﺮوس ﮐﺮوﻧﺎ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ را ﺑﻪ اﻧﻘﻼﺑﯽ اﺻﯿﻞ در ارزشھﺎی روزﻣﺮه ﻓﺮاﻣﯽﺧﻮاﻧﺪ. اﯾﻦ ﻓﺮاﺧﻮان ﺑﻪ ھﻤﯿﺎری ﺟﮫﺎﻧﯽ، ﺑﺲ ﻣﻌﻨﺎدارﺗﺮ و ارزﺷﻤﻨﺪﺗﺮ اﺳﺖ از “ﺟﮫﺎﻧﯽ ﺷﺪن ﺧﻮدﺧﻮاھﯽ” ﮐﻪ دﻧﯿﺎ در دو دھﮥ اﺧﯿﺮ ﺑﻪ ﺧﻮد دﯾﺪ.

با وجود دستور پزشکیِ دوری گزینی اجتماعی، آنچه ویروس در سراسر جھان دامن زده، وفاداری فرارونده به انسانیت است. ھرچند بھای پرداخته بسیار بالا است، اما شاید جامعۀ بشری راه درمان خود از نفرین ھای جھانی شدن، از جمله بدترین آنھا، تروریزم، تغییرات اقلیمی و بیماری ھای جھانگیر، را درپیش گیرد . بیماری ھای جھانگیر ھمواره مسیر تاریخ را تغییر داده اند. آنھا آیین های در برابر تمدن ھا می گیرند و با نمایاندن چھرۀ حقیقی شان، آنھا را وادار به دگرگونی می کنند. این کاری است که ویروس کرونا امروز انجام می دھد. به ما تصویری از بی تفاوتی در جوامع سراسر دنیا را نشان می دھد و ما را وادار به اندیشیدن پیرامون بشریتی واحد می کند. این طنز تلخ تاریخ است که دشمن تمدن بشری به ما م یآموزاند که چگونه متمدن و انسان دوست باشیم . تراژدی این بیماری جھانگیر ھمچنین به بشریت م یآموزاند که چگونه از گتوھای ذھنی خود خارج شود و دیگر، اندیشیدن پیرامون دگربودگیِ دیگری را شر مآور یا ناخوشایند نداند. ھمچنین درست برعکس، م یتواند چھرۀ نوینی از انسانیت را ورای صورت ھای متکبر و متفرعن آن آشکار سازد. انسانیت حقیقی چیزی بیش از گریستن به حال قربانیان کووید- ١٩ است. باید به بیان حقیقت دربارۀ آنچه ما را به این شرایط رسانده و مقصد ما پس از برو نرفت از بحران پرداخت.

دھلی نو
پنجم آوریل ٢٠٢٠
رامین جھانبگلو
مدیر اجرایی مرکز خشونت پرھیزی و مطالعات صلح مھاتما گاندی
___________________
ترجمه از متن اصلی به زبان انگلیسی با مشخصات زیر:
The solidarity of the Shaken as We Face Our Own Frailty
Ramin Jahanbegloo
Executive Director of the Mahatma Gandhi Centre for Non-violence and Peace Studies