رابطه تشکلهای صنفی ‌و‌مدنی با نهاد سیاسی

22.12.2020 | مقاله

 

محمود عاشوری

در یک تشکیلات پیشرفته و مدرن مردم انسانهای منفردی هستند که در گروهها و اقشار مختلف با‌ منافع مشترک، مختلف و بعضا متضاد تعریف شده و به رسمیت شناخته می شوند. یک حزب یا تشکیلات سیاسی دنبال مردم بصورت فردی و کلی نمیرود بلکه دنبال اقشار و طبقات میرود اگر چه هم منافع مشترک‌ آنها و هم منافع خاص آنها را تعریف کرده و برسمیت‌ می شناسد. حزب و تشکیلات امروزی، مدرن و در عین حال مردمی در همه جا دارای بخش های کارگری، سازمانهای وابسته زنان، جوانان، دانشجویی، مهندسی و غیره دارند و اصولا از طریق این سازمانها تغذیه میشوند.

از نظر من ساختار تشکیلاتی سوسیال دموکراتها در تبعید لازم است منافع اقشار و طبقات مختلف مردم را تعریف کرده و توسط سازمانها و بخشهای مختلف درون حزبی نمایندگی شوند. در صورت فعال شدن این شعب و بخشها در تشکیلات، سوخت و ساز و فعالیتها واقعی، سرزنده، فعال، قدرتمند و ملموس تر و واقعی تر خواهد بود.

طبق تعریف، گروهی که منافع نیروهای واقعی خود را در داخل بطور واقعی و روزمره نمایندگی نکند یا در این جهت حرکت نکند، هیچ فرقی نمیکند خود را چه چیزی بنامد اما نمی تواند نام خود را حزب و یا تشکیلات یک جنبش مردمی بنامد.

هر حزب و تشکل ایرانی خارج از کشور نیروهای داخل خود و روش ارتباط گرفتن با آنها را از اعتقادات و باورهای سیاسی و احیانا ایدئولوژیک خود میگیرد.

منظوری که یک حزب راستگرا از مردم و نیروهای خود در داخل دارد با منظوری که یک حزب کمونیستی یا مذهبی و یا ملی دارد کاملا متفاوت است.

منظور ما ( جنبش سوسیال دموکراسی) از بکار بردن این لفظ دقیقا چیست و اصولا این رابطه چگونه رابطه ای است؟

تعریف ما از مردم و نیروهای داخلی خود صرفا یک تعریف تئوریک نیست بلکه ساختار تشکیلاتی ما نشات گرفته از این تعریف و جایگاه این نیرو ها در این ساختار میباشد.

مدلی که من در این نوشته ارائه می دهم بر پایه اصول دموکراتیک و برابر و رعایت استقلال این دو نهاد ( حزب سیاسی و تشکلهای مردمی) که برخاسته از مدل شبکه ای تشکیلات میباشد استوار است. این مدل چه در زمان سرکوب و چه در زمان وجود حکومتی مردمی کارایی خود را در کشورهای مختلف به اثبات رسانده است. برای تشریح بهتر این مدل من در این نوشته اشاره ای هم به مدل هرمی خواهم داشت.

مدل هرمی:

در مدل هرمی نهادهای صنفی و مدنی از طریق سازمانهای وابسته به خود در نهاد سیاسی نمایندگی میشوند اما این رابطه بر اساس اصول دموکراتیک و برابری در قدرت شرکت داده نمیشوند. سازمانهای زنان، کارگران و جوانان در این مدل تنها پیش برنده تصمیمات نهاد سیاسی در نهاد خود میباشند. تصمیم‌گیری‌های اساسی در این مدل از طریق قدرت مطلقه حاکم ( چه چپ و چه راست یا مذهبی) به آنها دیکته میشود. تجربه این رابطه را ما از یک طرف از سوی احزاب و سازمانهای چپ که سعی در وارد شدن به کارخانه ها و تاثیر گذاری و نیرو گرفتن از کارگران داشتند می بینیم و از طرف دیگر دستگاه استبدادی حاکم چه در گذشته و چه اکنون در تشکلهای انجمنهای اسلامی سعی در بوجود آوردن تشکلهای وابسته به خود شاهد بودیم. در این روش مشترک از طرف هر دو نیروی متضاد هم، نهاد بوجود آمده تشکلی وابسته و عملا به صورت بالفعل یا بالقوه به دستگاه سرکوب نهاد مستقل صنفی تبدیل میشدند. مدل هرمی ( چه در قدرت و چه در آلترناتیو قدرت حاکم) در تضاد با نهادینه شدن دموکراسی و استقلال نهادهای صنفی و مدنی از قدرت و نهاد سیاسی قرار دارد.

مدل شبکه ای:

در مدل شبکه ای اصل بر برابری افراد و شرکت دمکراتیک آنها در روند تصمیم گیریهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بر اساس هر فرد یک رای استوار است. نهاد صنفی ( اتحادیه و سندیکا) در یک روند دموکراتیک و همیشگی در مبارزه با نهادهای سیاسی که خواستار تحمیل خود به آنها هستند، استقلال و قدرت خود را تحمیل و تثبیت میکنند. استقلال این نهادها عین دموکراتیک بودن و ساختار برابری طلبانه آنهاست. اعضای این نهادها در مجمع ها و کنگره های خود رهبرانشان را انتخاب کرده و چون هم پیشبرد منافع اقتصادی‌شان و هم پیشبرد منافع سیاسی‌شان در گرو این انتخاب سالم و استقلالش نهفته است، روند سالم این انتقال قدرت از اعضا به رهبران فوق العاده برایشان حیاطی است. این موقعیت استثنایی که بر اساس پیشرفت ابزار تولید سرنوشت انسانها را هم از نظر معیشتی و هم سرنوشت سیاسی بهم وصل و نزدیک کرده، موقعیتی بوجود آورده که دمکراتیک‌ و برابر بودن این روند با وجود این نهادها عجین شده و در مقیاسی بزرگتر خود را به جامعه تحمیل کند.

تصمیمهای اصلی سیاسی و صنفی را اعضا از طریق رای های خود به رهبرانشان تفویض میکنند و این رهبران در ارتباط با نهاد سیاسی بر اساس تعداد اعضا در قدرت سیاسی شرکت کرده و اندازه گیری میشوند. بعنوان مثال قدرت رای فلان رهبر اتحادیه با ۵۰۰۰۰ نفر عضو برابر با ۱/۱۰ فلان اتحادیه با ۵۰۰۰۰۰ نفر عضو خواهد بود. از طرف دیگر قدرت خود نهاد سیاسی چیزی جز جمع این قدرتهای تشکلهای صنفی و مدنی و اجتماعی نیست.

در این مدل رابطه بین ایندو در هر دوره ای میتواند بر اساس منافع و قدرت متغیر کم و زیاد و بازتعریف شود. رابطه نهاد صنفی و مدنی با نهاد سیاسی بر عکس مدل هرمی که از نهاد سیاسی به نهاد صنفی تحمیلی است، از طرف نهاد صنفی و مدنی به نهاد سیاسی و دموکراتیک میباشد.

برای اینکه  مدل شبکه ای عمل کرده و تثبیت شود ما به سه عامل اساسی نیازمندیم:

۱- تشکلهای مستقل

۲- تشکل یا نهاد سیاسی

۳- برقراری رابطه بین ایندو

با این مقدمه اجازه دهید به بررسی این سه عامل در جامعه کنونی خود بپردازیم:

تشکلهای مستقل

تشکلهای مستقل صنفی و فرهنگی اجتماعی در کشور ما علی رغم دیکتاتوری لجام گسیخته و فشارهای روز افزون چه از طریق انجمن های اسلامی و فشارهای فیزیکی به فعالین این عرصه در دورانهای مختلف حیات ننگین جمهوری اسلامی، با مبارزه ای طولانی و پرداخت هزینه های گزاف بوجود آمده و خود را به رژیم تحمیل کرده اند. این تشکلها آنچنان قدرت گرفته و مستحکم شده اند که رژیم مجبور به پذیرش و کنار آمدن با آنها شده است.

شورای صنفی سراسری معلمان، سندیکای کارگران شرکت واحد، سندیکای کارگران هفت تپه، کارگران فولاد، هپکو، پتروشیمی و دیگر اتحادیه های کارگری، اتحادیه کامیونداران، شورای صنفی دانشجویان، کانون صنفی نویسندگان و صدها تشکل صنفی و فرهنگی اجتماعی دیگر خود را تثبیت کرده و از جامعه اجتماعی سیاسی ما غیر قابل حذف میباشند. این مایه بسی خوشحالی و امیدواری است چون بدون وجود این تشکلهای مستقل حرف زدن از پایه ریزی و تثبیت یک نیرو یا جامعه قوی سوسیال دمکرات سرابی بیش نخواهد بود. این واحدها در یک روند مبارزاتی طولانی بطور دموکراتیک با رای اعضای خود شکل گرفته و خود را تثبیت کرده اند. روند دموکراتیک انتخاب رهبری این تشکلها نمونه های جوامع دمکراتیکی میباشند که در مکانهای مختلف ذره ذره با دادن هزینه های گزاف خود را با قدرت به استبداد تحمیل میکنند و سنگر آزادی را برای فردای کل جامعه نوید میدهند. در حقیقت یکی از علتهای تثبیت استبدادی دیگر بعد از هر انقلابی در کشور ما نبود و یا ضعیف بودن همین تشکلهای مستقل بوده است. اینها همچون بافتهای فعال یک موجود زنده هستند که ضعف و مریضی و نبود آنها باعث عدم توانایی و مرگ او میباشد. وجود، تقویت و ادامه حیات این تشکلهای صنفی مستقل تثبیت دموکراسی را در آینده جامعه ما بعد از سرنگونی رژیم تضمین میکند.

نهاد سیاسی

خصوصیات یک نهاد سیاسی که قابلیت ایجاد رابطه شبکه ای با نهادهای مستقل صنفی و مدنی را داشته باشد عبارتند از:

الف – اعتقاد به آزادی و برابری

مسلما اعتقاد به آزادی و برابری و عمل به آن در یک پروسه زمانی قابل راستی آزمایی است. این اعتقاد نه صرفا یک عقیده تئوریک بلکه یک روند عملی است که در مراحل مختلف زندگی سیاسی، همچون نهاد صنفی، معیارهای خود را دارد. آزادی بیان، تحمل عقیده مخالف، انتخابات سالم تا آخرین مرحله و پایبندی به آن از طرف تمام رهبران و ارگانهای قدرت، واگذاری قدرت در دوره های رای گیری و کنگره ها از جمله این معیارها میباشند. تجربیات هر کدام از ما در این زمینه متاسفانه نشان از بیگانگی خیلی از این نهادهای سیاسی با این خصوصیت مهم میدهد.

ب – به رسمیت شناختن تشکلهای صنفی و مدنی و حقوق آنها

به رسمیت شناختن تشکلهای صنفی و مدنی از به رسمیت شناختن حقوق صنفی و اجتماعی و مدنی هر یک از این تشکلها آغاز میشود. بدون تعریف حقوق کارگران و مزدبگیران نمیتوان وجود مستقل آنها را برسمیت شناخت. این در مورد حقوق زنان در یک تشکل زنان نیز صادق است. در قسمت ارتباط بین این دو نهاد در این مورد بیشتر توضیح خواهم داد.

در داخل ایران اصولا حزب یا تشکل مستقل از قدرت استبدادی حاکم وجود ندارد که بخواهد با تشکلهای صنفی و مدنی رابطه بر قرار کند. احزاب و سازمانهای سیاسی خارج از کشور هم متاسفانه به دلیل جدایی فیزیکی و یا اعتقاد به مدل هرمی قدمهای اساسی برای برقراری ارتباط با این نهادهای مستقل بر نداشته اند.

اما براستی آیا ایجاد این رابطه بین نهاد سیاسی خارج از کشور و نهادهای صنفی و مدنی داخل کشور امکانپذیر است؟

اولین تصویری که از این ارتباط در ذهن هر انسان عادی خطور میکند ارتباط فیزیکی است. در حالی که در شرایط دیکتاتوری نه امکان این ارتباط وجود دارد و نه لزومی به این ارتباط فیزیکی. این امر می تواند در صورت امکان در مراحل پایانی ارتباط انجام پذیرد. از نظر من نه میزان استبداد و نه فاصله فیزیکی هیچکدام نمیتواند از ایجاد این ارتباط جلوگیری کند.

برقراری رابطه

عوامل مهمی که در این ارتباط گیری در جامعه ما مهم می باشد عبارتند از:

الف – به رسمیت شناختن همدیگر

ب – دارای منافع مشترک بودن

پ – اعتقاد و ایجاد رابطه برابر

ت – برداشتن گامهای عملی برای برقراری این  ارتباط

ث – ثبات قدم در رابطه و تثبیت جایگاه نهاد مقابل

به رسمیت شناختن همدیگر

تا اینجا با قدمهای اولیه و لازم برای تثبیت و ادامه حیات نهادهای سیاسی و صنفی مدنی در مدل شبکه ای که همانا داشتن ساختاری دموکراتیک و برابر است پی بردیم. عامل دیگری که در به رسمیت شناختن یک طرف از طرف دیگر مهم است اذعان به قدرت و تاثیر گذاری طرف مقابل در حیطه کاری و فعالیت خود میباشد. جدی گرفتن یک نهاد سیاسی از طرف یک نهاد صنفی در قدرت او در جهت ایجاد ارتباط د مدیریت نهاد های مختلف و بهم چسباندن آنها برای رسیدن به هدف و پروژه مشترک است. هر طرف به غیر قابل حذف بودن طرف دیگر مطمئن است. این روند را ما در دو مورد سندیکای کارگران شرکت واحد و کارگران هفت تپه و شورای صنفی معلمان و دانشجویان میبینیم.

اشتراک منافع

اشتراک منافع مهمترین پایه این ساختار ارتباطی است. اعتقاد به آزادی، دموکراسی و برابری در یک تشکل داخلی مستقل صنفی و مدنی حیاتی است. با اعتقاد به این آزادی و عمل به آن است که رهبریت تشکل پشتیبانی خود را از کل اعضا میگیرد و در جهت منافع آنها مبارزه میکند. در نبود این آزادی انتخاب رهبری ساختگی و در نتیجه هیچکدام از رهنمودهای آن کاربرد نداشته و در جهت منافع اعضا نمیباشد. رهبران هم وابستگی خود را به اعضا در یک روند آزاد و هم عدم وابستگی خود را به قدرت و حزب حاکم در این روند آزاد و دموکراتیک رای گیری به اثبات می رسانند. در پروسه طولانی زندگی یک سندیکا یا اتحادیه این امر آنچنان بدیهی شده که تخلف و کوتاهی در این امر از طرف هر رهبر تشکلی باشد برابر با مرگ‌ سیاسی اوست. در حقیقت مبارزه برای رسیدن به حقوق اولیه اقتصادی و رفاهی در هر مرحله با داشتن این ابزار امکانپذیر است. زمانی که خواستها از از محدوده کارخانه و محیط محدود کار فراتر رفت و تبدیل به خواستی فراگیر شد نیاز به اتحاد و همیاری با دیگر اقشار و نهادها ایجاب می‌کند که کار این پیوند از طریق نهاد سیاسی انجام پذیرد. در نبود نهاد سیاسی که قادر به انجام این کار باشد، این فرایند صورت نمی‌گیرد و جنبش فراگیر علی رغم آمادگی وافر جامعه به نتیجه نمیرسد.

Belief in an equal relationship and striving to create it

Believing in an equal relationship means recognizing the true size and power of the other party. In a pyramidal relationship we see no sign of an equal relationship. In the network model, the party’s relationship with the union is well defined and real. Belief in equality for the other side is a recognition of the social, economic and political ability of the parties. This kind of relationship is possible only from two political institutions and a democratic civic union.

No bony syndicate with a long history without a long watch to contact a political entity. Identifying and linking these two institutions (independent trade unions and political institutions) is crucial to achieving their goals. If this connection has not been established so far, it is not primarily due to the existence of tyranny, but because foreign political forces have not done their job in this regard.

A union or a stable internal trade union movement, such as the women’s movement, can infiltrate political power and fulfill its trade union and political aspirations only by joining and lasting alliances and cooperating with a political institution.

A trade union in the negotiation phase with the employer to raise wages or paid leave can enter into negotiations with an industry owner, but to establish and exist as a force and have the right to bargain whether in the form of strike or protest against power and in The result requires a political institution. In order to transfer his power as a free citizen on the one hand and as a labor force composed on the other hand, he needs political power and involvement in a political institution separate from himself. Just as a woman activist in the movement for equal rights for men and women is aware of the need for a democratic political institution in power and is struggling to come to power, a syndicalist is aware of the existence and power of a political institution whose rights as a Needs both the citizen and as an organized worker who struggles seriously.

Due to extreme tyranny, the forces and trade unions inside the country cannot communicate openly if both the political forces and the political forces have found their way. It is the duty of the forces abroad to do this in this critical situation. In my opinion, 80% of the force of a non-governmental organization abroad should be spent on examining and identifying the forces within itself and the ways to communicate with them.

Take practical steps to communicate

All serious political parties in all countries have units and branches of women, workers, youth, students, teachers, etc. to communicate with these groups. This is the only practical way to communicate with the community and the people.

The first step in the formation of these branches and units by individuals is both destiny and interests with internal institutions within the political institution. For example, women with men active in the struggle of women in the political institution to form a women’s organization, workers to form a labor unit. Students, teachers and writers alike.

The next step is to define and approve the rights and interests of these groups from the point of view of the political institution and on its behalf. For example, how are women’s rights in a social democratic society defined by a social democratic party? This should be established and done mainly by women activists within the political institution. The same goes for workers’ rights. For example, the right to organize, strike and protest and determine the minimum wage.

The leadership branches of a trade union institution inside the country are always orienting and finding a political institution and speaker abroad. There is no need to make a call during a severe crackdown. Original dialogues are quite possible without a meeting or practical discussion. The two will do it easily if they really have common interests.

With the emergence of these units and the publication of the platform and their definition and promotion, a non-public dialogue and formal discourse between two institutions (trade union and political institution) has begun and will continue. Suppose with the establishment of a branch or organization of women of the Social Democratic Institution, how much work and activity will be dealt with in the struggle. The number of suicides and self-immolation of young women and girls is a stigma on the history of our country and the resumes of pro-women rights parties. Women’s units of political parties from any branch should not have time to scratch their heads. Every corner of that country is full of anti-woman laws and thousands of men and women around the world are ready to help their compatriots in captivity. The missing link in this connection is an organization that connects the two without fear. This strengthens the party and the people, unites internal and external forces against the regime, and provides a strong link between the two to overthrow the regime.

The same goes for the labor unit. It is important to leave this important task after the overthrow. This must be done right now, when our field leaders are under the most severe repression and need a voice abroad. Strong bonds are always made on hard days. This is the only way to connect, establish and influence people and mobilize them. The shortcut without identifying and giving importance to these independent organizations is the pyramid model that will lead to another dictatorship and tyranny.

Stability in the relationship and stabilization of the position in the opposite institution

Stabilizing a relationship is a long process that is possible with the efforts of both parties and the existence of long-term common interests.

For example, in the case of the Women’s Organization affiliated with the party above, it should be said that when this unit was formed and based on its activities and achievements, on the one hand, it strengthened its ties with the internal women’s movement and on the other hand Determines itself within the party. This unit is linked to the women’s movement and its activists inside and is united in principle, and the spokesperson of that movement will be inside the political institution, and in its meetings and congresses, the representative of that movement will be hidden or hidden, and according to the number of members, democratically. Participate in the polls and, according to their legal weight and forces, participate in the political structure and leadership of the political institution, and from there decide on the strategies and tactics of the struggle for overthrow and revolution, and after the overthrow in the political power of society and government. Parliament will participate. This is a democratic link between the political institution and other independent institutions in the network model. In this way, stability is created in the relationship between the women’s movement and the institution, and this institution establishes its position in the power of the party, both in the organizational party structure within the party and in the political power structure of society. This method is much more systematic and clear in the case of labor units because half of this process has already been done within the union and has been normalized and accepted for decades. This process can happen to teachers, lawyers, academics and retirees.

No individual or group can destroy the position and weight of a trade union in a political institution. The political struggle between institutions and independent individuals in the political institution in a democratic and networked process and with defined tools has always continued and is accepted. This work can only be strengthened by implementing this democratic process in both institutions separately and later by connecting them, and the same method is transferred to the wider community.

In this way, the foundations of the social democratic society we want are built and maintained by these independent democratic institutions.

In fact, in my opinion, the image that a social democratic institution gives to the people is real, ready, up-to-date, lively, powerful and without rent.

Conclusion

In this article, I have tried to explain the relationship between independent trade unions and civil society organizations inside the country with the Social Democratic political institution outside the country in a network model. This model, as well as its practice, certainly has its flaws and criticisms, which can only be completed by free thinking and exchange. I hope we all work hard in this way.

 Our will as an influential human being in our environment and a militant politician to help liberate and save our people and our homeland stems from our hope for a better life and tomorrow. Tomorrow we are experiencing it abroad today.

Mahmoud Ashuri