آزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایرانآزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایرانآزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایرانآزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران

آزادی و عدالت اجتماعی

جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران

  • صفحه اول
  • خبرها
  • مقاله ها
  • مصاحبه ها
  • بیانیه ها
  • دیدگاه ها
  • مواضع ما
  • انتشارات
  • گالری عکس ها
  • تریبون آزاد
  • درخواست عضویت
  • تماس با ما
  • در باره ما
    • تماس با ما
  • فارسی
  • English
0

مرگ سران جمهوری اسلامی _ فرصتی نو برای اپوزیسیون

9 ژوئن 2024
Categories
  • Center
  • دیدگاه ها
Tags

مرگ سران جمهوری اسلامی _ فرصتی نو برای اپوزیسیون

بالگرد

رویداد 30 اردیبهشت که وقت رسانه های داخلی و خارجی را مدتی گرفت و زود هم فروکش کرد، نیاز به موشکافی کارشناسانه و داشتن، گرفتن، دریافت و افشای اطلاعات بیشتری برای روشن شدن اصل ماجرا دارد و موضوع این نوشته نیست. تا کنون نیز به آن بسیار پرداخته اند.

برای اپوزیسیون و سازمانها، احزاب، گروهها و شخصیتهای سیاسی اما موضوع فراتر از دستیابی و شناخت از چگونگی سرنگونی بالگرد رئیسی و همراهانش است. زیرا کشته شدن تعدادی از سران جمهوری اسلامی در موقعیت کنونی چالشهای فراوانی را فراروی هسته ی اصلی قدرت یعنی ولایت فقیه میگذارد. ما نسبت به درجه ی موفقیت ولایت فقیه در مهار این چالشها، نتایجش را در ماههای آینده خواهیم دید. جنگ قدرتی در پیش است که تکانهای شدیدش پایه های اصلی قدرت ولایت را خواهند لرزاند.

یادمان باشد که آنچه که در جمهوری اسلامی پس از این حادثه روی خواهدداد در اردوی دشمن است و شوربختانه اپوزیسیون امکان، فرصت و توان تاثیرگذاری در آن را نخواهد داشت. اپوزیسیون شاید بتواند دستی از دور بر آتش داشته باشد و با تفسیر و گاهی نیز با افشاگریهای خود کام رژیم را تلخ کرده و جلوه گری کند.

واکنش

تاکنون شیوه ی برخورد اپوزیسیون برانداز با جمهوری اسلامی در بیشتر مواقع از نوع ” واکنشی” بوده است. این بدان معناست که خود توان یا ابتکار برنامه ریزی، سازماندهی و ساماندهی کنشها و پروژه هایی را نداشته تا منجر به جنبشی پایدار و حتا گذرا در درون میهن شود. به دنبال هر جنبش آزادیخواهانه، عدالتجویانه و دادخواهانه از سوی قشرهای گوناگون مردم در ایران به ویژه زنان و جوانان، اپوزیسیون “واکنش”هایی نشان داده که گاه بسیار همبسته، تاثیرگذار و مفید بوده اما پراکندگی و اختلافهای ایدئولوژیک، تاریخی، فردی و گروهی از یک سو و نفوذ عاملان و سایبریهای رژیم استبداد دینی از سوی دیگر، عمر این واکنشها را کوتاه کرده و به میرایی کشانده است. آسیب شناسی های گوناگونی از سوی پژوهشگران، سیاستورزان و سازمانهای سیاسی و پژوهشی در این عرصه ارائه شده و بسیار نوشته و گفته اند اما شوربختانه تا کنون درمانی برای این درد مشترک به ارمغان نیاورده است.

اپوزیسیون فرصتهای بسیاری را تا کنون سوزانده است و خونهای زیادی به ویژه از جوانان در این فرصتها توسط حاکمان جور و ستم ریخته شده که بایستی پژوهشگران و موسسه ها به آن بپردازند و بر برگهای تاریک  کتاب سیاه جنایتهای جمهوری اسلامی روشنی بپراکنند تا هیچ جنایتی فراموش نشود و نام و کنش هیچ مبارزی از یادها نرود.

تنگنا

در ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رژیم دگرگونیهای چشمگیری مشاهده نمیشود و پروسه ی وخیم شدن اوضاع با فرازونشیبهای هرازگاهی ادامه دارد. در این میانه رژیم توان مدیریت و بهبود وضع حاکم را نداشته و نخواهد داشت. زیرا اهرمهای اقتصادی و تاثیر آن بر عرصه های اجتماعی و فرهنگی ریشه در ساختار و سازماندهی هر کشور دارد که در جمهوری اسلامی ” خانه از پای بست ویران است”.

رویداد اخیر یکی از بزرگترین چالشهای سیاسی جمهوری اسلامی در صحنه ی کشوری و بین المللی است. در چه عرصه هایی رژیم دچار دشواریهای کلان خواهدشد؟ پاسخها به این پرسش نه بر اساس دشواری بلکه مرحله ای میتواند به شرح زیر باشد:

  1. پاسخگویی به هواداران و خویشاوندانِ مسافرین و سرنشینهای بالگرد؛ چرایی وقوع حادثه، ناتوانی از یافتن و صدها پرسش که در این روزها در رسانه های اجتماعی رسمی و غیررسمی به درست یا اشتباه مطرح میشود. این مربوط به داخل است. در صحنه ی بین المللی نیز نه تنها پاسخگویی اهمیت دارد بلکه نشان بارزی از بیکفایتی رژیمی در نگهداری از مهمترین شخصیتهای رسمی جمهوری اسلامی را به نمایش میگذارد که خود به اعتبار رژیم در بین خودیها  و غیرخودیها آسیبهای جبران ناپذیری زده و خواهدزد.
  2. بازیابی و ساماندهی اطلاعات و داده های از دست رفته در نزد رئیسی و عبدالهیان در عرصه ی داخلی و خارجی که ممکن است به سوءاستفاده و سودجویی عده ای در درون دستگاه منجر شود.
  3. اما بزرگترین چالش جمهوری اسلامی که پایه های حکومت را به زودی خواهد لرزاند؛ جنگ قدرتی است که پس از کشته شدن این افراد آغازشده و آنچنان ژرفشی خواهدیافت که شکاف بین حاکمان برای کسب، تقویت و قبضه ی قدرت را عمیقتر کرده و به شدت آن خواهد افزود. نبرد قدرت در سه میدان به وقوع خواهد پیوست؛ میدان سیاست، میدان اقتصادی و در آخر نیز در سیستم اداری. تنگنایی که برونرفت از آن پیچیده، دشوار و شاید غیرممکن باشد.

گشایش

  1. در درازنای تاریخ همواره نبرد قدرت در بین حاکمان پیامدهای کوتاه و بلندمدت برای مردم و صاحبان قدرت داشته است و جمهوری اسلامی نیز از عواقب این نبرد قدرت مصون نخواهد ماند. پیامدهای کلان، “گشایشی” برای اپوزیسیون در سه جبهه خواهد آفرید که رصدکردنش برای ساماندهی براندازی از سوی اپوزیسیون را ضروری و پراهمیت میکند:
  2. مهمترین جبهه، مسلمأ در میان مردم خواهد بود که دهه ها است که برای آزادی، دموکراسی و رفاه مبارزه میکنند. جنگ قدرت در بین حاکمان، مردم را شجاعتر، تواناتر و همبسته تر میکند و نسبت به ژرفش نبردِ درجه کنشهای آنان را رادیکالتر و مصممتر خواهد کرد و در این جا اپوزیسیون درون و بیرون فرصت دیگری دارند که نقش خود را بازی کنند.
  3. عرصه ی دیگر جنگ قدرت در درون دستگاه حاکمان است که منجر به یاس، ریزش و رویگردانی بخشی از آن خواهد شد و چه بسا چوب لای چرخِ وصله وپینه ی رژیم نیز بگذارند که این هم به نفع مردم است و هم به نفع اپوزیسیون. البته ناگفته نماند که نبرد قدرت حاکمان جمهوری اسلامی میتواند آنقدر عمیق شود که گروهی یا گروههایی در درون دستگاه ( سپاه) بخواهد دست به قلع و قم کردن بقیه زده و کودتایی شکل بگیرد که نسبت فاصله کودتاگران به آزادی و دموکراسی میتواند خروجی های متفاوتی برای آینده کشور داشته باشد.
  4. جامعه ی جهانی نیز نبردِ قدرت در جمهوری اسلامی را به دقت رصدخواهدکرد و نسبت به منافع استراتژیک ملی و بین المللی خود واکنش نشان خواهدداد. مشکلی که در عرصه ی جهانی آزادیخواهان ایرانی با آن روبرویند؛ ادامه دو جنگ؛ یکی در خاورمیانه میان حماس و اسرائیل و دیگری روسیه و اوکرائین است که جهان غرب را کمی محتاطتر کرده و علاقه مند نیست به قول خودشان جبهه ی دیگری و در گفتگوهای خصوصی خویش “دردسر” جدیدی ایجاد شود. در نتیجه اپوزیسیون روی یاری رسمی جهان آزاد در حال حاضر نبایستی حساب زیادی باز کند.

تجربه اندوزی

اپوزیسیون موجود ( بودو که وار ) با توجه به تلاشهایش در دهه های گذشته و اندوختن تجربه به ویژه در چند سال گذشته میتواند ( فارغ از اراده گرایی) از این فرصت برای رسیدن به هدف اصلی که همانا سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با جامعه ای آزاد، دموکراتیک با رفاه عمومی است، بهره گیرد. برای رسیدن به این هدف مسلما اپوزیسیون بایستی تمامی تلاش خود را برای سامان دادن جبهه ای گسترده از نیروهای دموکراسی خواه و برانداز به کار برد.

طرحی نو

رویداد اخیر بالگرد در ایران نیز فرصت دیگری است که ویژه گی مربوط به خود را دارد و شاید بتواند اپوزیسیون را تشویق کند تا ” طرحی نو دراندازد”. جبهه ای گسترده.

تلاشهایی در ساماندهی چنین جبهه ای از سوی نیروهای سیاسی گوناگون صورتگرفته و میگیرد که مسلما باید نگاهی به عملکرد، اثربخشی، پایداری و سرانجام آنان انداخت، از شیوه های موفق آنان بهره گرفت و از عملکردهای اشتباه آنان که تنها وقتگیر بوده و موجب پراکندگی بیشتری شده، دوری جست. برای رسیدن به توافقی کارساز و پایدار شاید رعایت بندهای زیر لازم باشد:

جبهه

  1. ارجحیت سرنوشت میهن و خوشبختی و آزادی شهروندان آن بر منافع حزبی، گروهی و یا فردی، اصلی خدشه ناپذیر است.
  2. نداشتن نقشه ی پنهان از سوی کنشگران سیاسی برای ایجاد جبهه، صداقت و صمیمت میآفریند و اعتمادساز خواهد بود که تنها سرمایه ی ارزشمند در پروسه کار خواهد بود.
  3. کنارگذاشتن قاطعانه ی نیروهای افراطی و غیر دموکراتیک از راست تا چپ حتا اگر در کوتاه مدت به زیان حزب، سازمان یا فرد خاصی باشد. این امر به همان اندازه اهمیت دارد که مبارزه برای آزادی و دموکراسی. علت اهمیت این امر در آن است که این نیروها ضمن غیردموکراتیک بودن به همان اندازه به جنبش براندازی آسیب میرسانند که نیروهای وابسته به رژیم و گاهی افزونتر زیرا در زمین اپوزیسیون بازی میکنند.
  4. دو گرهگاه یا درستتر “بحثهای انحرافی” در اپوزیسیون ایران که رژیم نیز تا کنون از آن با مهارت و فریبکارانه بهره برده؛ موضوع نوع حکومت ( پادشاهی مشروطه یا جمهوری) از یک سو و مسئله ی اتنیکی ( فدرالیسم) از سوی دیگر است. با بکارگیری واژه ” انحرافی” مسلما توضیحی لازم است که مواظب باشیم “چشمی را کور نکنیم”. تبلیغ و ترویج پیرامون اهداف و آرمانهای سیاسی حق مسلم تمامی نیروهای مبارز است.

اگر به بند اول این بخش توجه کنید؛ نیروهایی که تلاش میورزند منافع و اهداف خود را در پیش از براندازی بر منافع کشور و مردم ایران ترجیح دهند، مسلما شانس همکاری و تشکیل جبهه را برای خود و گروههای دیگر بسیار پایین میآورند. هیچ کدام از این دو موضوع نیز در شرایط کنونی معضل و مسئله مردم ایران نیست. از سوی دیگر هر دویِ این خواستهای سیاسی تنها در جامعه ای آزاد و دموکراتیک میتواند به شیوه ای دموکراتیک و عادلانه مطرح شود و به نتیجه برسد.

  1. نیروها و شخصیتهایی که به دنبال تشکیل جبهه ی گسترده برای براندازی هستند. بایستی نسبت به توان و نیروی خود وارد فعالیت شوند و از هرگونه افراط و تفریط، خودنماییهای بی پشتوانه در امر مبارزه پرهیز کنند.
  2. هنگامی که دستها برای همکاری و مبارزه ی مشترک فشرده شد، وزنِ خود احزاب، سازمانها و شخصیتها در جبهه کاهش خواهد یافته و یا کمرنگتر شده و این جبهه است که بایستی برجسته شود. این به معنای رهاکردن مبارزه حزبی، سازمانی و فردی بر علیه رژیم نیست بلکه تمرکز نیرو و توان همکاران در امری مشترک است که هدف غایی مشترکی را نیز دنبال می کنند که همانا براندازی جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با حکومتی دموکراتیک است.
  3. در آخر آفرینش محیطی مناسب، امن و به دور از درشتگویی و غرض ورزی بر دوش تمامی کسانی است که به میدان مبارزه گام گذاشته اند.

رضا طالبی

چهارشنبه 16 خرداد 1403 برابر با 5 ژوئن 2024

 

مرگ سران جمهوری اسلامی _ فرصتی نو برای اپوزیسیون

9 ژوئن 2024
Categories
  • Center
  • دیدگاه ها
Tags
Share

Related posts

12 اکتبر 2026

ما و جنبش دادخواهی در ایران. سخنران: بانو صابری. زمان : جمعه ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ ساعت ۱۸ به وقت اروپای مرکزی  ۱۹:۳۰ به وقت ایران 


Read more
11 اکتبر 2026

اعدام در ملآعام و شباهت های ناگزیرِ ترامپیسم و آخوندیسم.   مسعود نقره کار    


Read more
8 اکتبر 2026

اعدام و کشتار دگراندیشان. با نگاهی به کتاب ” کشتار دگراندیشان در ایران” . سخنران: دکتر مسعود نقره کار، نویسنده، پژوهشگر و کنشگر سیاسی


Read more

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوسیال دموکراسی در ایران

سوسیال دموکراسی در ایران

مختصری در بارۀ اجتماعیون ـ عامیون
علی موسیو یکی از بنیادگذاران و فعالان اجتماعیون عامیون در انقلاب مشروطه ایران 

© 2021 - آزادی و عدالت اجتماعی
Follow us on Facebook

  • Youtube
  • Facebook
  • Telegram
0