دلنوشتهی شریفه محمدی؛ مادر و زنی دادخواه در آستانهی اعدام
«من هیچ کاری نکردهام که مستحق این حکم باشم.
همیشه تصور میکردم تحمل دوری از آیدین عزیزم را ندارم، اما امروز میبینم مثل خیلی از مادران، نهتنها طاقت دوری فرزندم را یافتهام، بلکه تحمل رنجها و سختیهای دیگری را هم که بر من تحمیل کردهاند، دارم..
رنجها و سختیهایی که عدهای با گزارشهای غیرواقعی و ادعاهای نادرست بر من تحمیل کردهاند و درصددند با همین گزارشها حتی زندگی را از من بگیرند…
اما من فرزند کارگری هستم که از کودکی دستان پینهبستهی پدرم را دیدهام؛ پدری که با پتک، نان را از میان سنگها میجست، عمری سنگ تراشید، پتک زد و سختی کشید، بیآنکه حتی یک روز بیمه تأمین اجتماعی داشته باشد.
او ما را با سختیهای زندگی آشنا کرد و آموخت که در برابر ناملایمات و فشارها مقاومت کنیم و تن به هیچ ذلتی ندهیم. حرف ناحق و گناه ناکرده را از هیچکس نپذیریم.
من فقط زندگی کردم و عاشق زندگی بودم و هستم؛ نه تنها برای خود، بلکه برای همهی انسانهای شریف و زحمتکشی که کار میکنند تا زندگی بگذرد و رفاه و آسایش برای همگان فراهم شود.»
#شریفه_محمدی
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@nedaeziran