سوسیال دموکراسی در برابرِ خیال پردازی
مسعود نقره کار
هرچه دوست دارید نامش دهید: ایده، ایدئولوژی، پروژه و طرح، فلسفه و اندیشه سیاسی، نظام سیاسی – اجتماعی، و یا هر واژه و تعریف و مفهوم دیگری که درست می دانید. درعالم سیاست اما مهم تر این است که تعریف و توضیح و توصیف با واقعیت، جریانِ زندگی، افکار و کردار سیاسی – اجتماعی و فرهنگی یک نظام یا پدیده سیاسی همپوشانی و همخوانی ای واقعی و منصفانه داشته باشد.
سخن از سوسیال دموکراسی و موجزترین تعریف از آن است. سوسیال دموکراسی یعنی: ارزش ها و مبانی روشن و تدقیق شده برای پاسداری از کرامت انسانی واداره و پیشرفت جامعه با نگاه و فهمی آزاداندیشانه، واقع بینانه وحمایت گرانه از زحتمکشان و مزدبگیران، یعنی: نظام فکری، سیاسی و اجتماعی ای که درعمل و پراتیک اجتماعی، شعارها و وعده هایی که داده است، آزادی، رفاه، عدالت اجتماعی و همبستگی را بیش از هر نظام سیاسی – اجتماعی دیگری رعایت و محقق کرده است.
بدیهی و قابل فهم است که سوسیال دموکراسی و سوسیال دموکرات ها مخالفان و دشمنان بسیار داشته باشند. در طول تاریخ حیات سوسیال دموکراسی بارها تئوری پردازانِ کمونیسم و سوسیالیسمِ گریزان از دموکراسی و سرمایه داری محافظه کار وجنگلی (داروینیسم اجتماعی)، بر جنازۀ سوسیال دموکراسی” نماز میّت” خوانده اند، اما زندگی گواه است که این “مّیت” زنده تر و کارسازتر از نمازگزاران خیالباف به حیات خود ادامه داده است. می توان این ” نمازگزاران” را فهمید، مقدس پندارانی اند که در نفی بدیل های سوسیال دموکراسی هر آنچه ارائه داده اند از محدودۀ “جمجمه و زبان” فراتر نرفته است و وعده ها یشان درعمل چیزی به جز بی عدالتی، آزاده و آزادی ستیزی و غیر انسانی کردنِ ساختارهای سیاسی و اجتماعی جامعه به بار نیاورده اند.
مجادله های نظری و سیاسی، ” کتابی” و خیالی در نفی سوسیال دموکراسی اکثر موارد بی فایده بوده اند. درک و فهم شده است که “مقایسه” کردن یکی از ساده ترین و قابل اتکاترین راه شناختِ پیچیده ترینِ پدیده های سیاسی و اجتماعی ست. در رابطه با نیک و بدِ سوسیال دموکراسی کافی است مشخص، منصفانه و صادقانه مقایسه کنید کشورهائی را که سوسیال دموکرات ها در قدرت اند با کشورهای دیگر، و مقایسه کنید حیات سازمانی و سیاسی احزاب و تشکل های سوسیال دموکرات را با سایر احزاب و تشکل های سیاسی، و در حین مقایسه فراموش نکنید که در سپهر سیاسی و زندگی زمینی و روزمره ” دوصد گفته چون نیم کردار نیست”.
امروزه خوشبختانه گرایش به سوسیال دموکراسی در میان ایرانیان، به ویژه نسل جوان رشد و گسترش چشمگیری داشته است، نسلی که پشتوانه و پایگاه اجتماعی گرایش به آزادی، رفاه، عدالت اجتماعی، همبستگی و صلح است و شرایط جامعه و جهان و تجربه های تاریخی ملی و بین المللی را فرارو و پشتوانه دارد، نسلی که نشان داده آزادی برایش ارزشی محوری است و به دنبال نهادینه و درونی کردن این ارزش است، نسلی که زخم های شعارها و وعده های اتوپیایی و سراب زده و دور از واقعیت را بر پیکر نسل های پیشن و نسل خود دارد. این نسل و بخشی از مردم آگاه میهنمان، با اتکا و استناد به شعارها و خواست هائی که مطرح کرده اند، مرهم و ترمیم این زخم ها را درمبارزه و تلاشِ برای سرنگونی حکومت اسلامی، و همزمان دخالت گری و ایجاد پیش زمینه ها و پیش نیازهای فکری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادیِ تحقق سوسیال دموکراسی در میهنمان می دانند.
این نسل و بسیاری از مردم آگاه میهنمان واقعیت ها و داده های جریانِ زندگی واقعی را چراغ راه کرده اند و با اتکا به تجربه مهاجرت و تبعید و زندگی در کشورهای مختلف، با اتکا به کیفیت گردش اطلاعات و آگاهی از وضعیت جوامع گوناگون به مقایسه نظام ها و گرایش های سیاسی – اجتماعی گوناگون روی آورده اند، و به پشتوانه عقلانیت و شجاعتی مدنی و کردارگرایی ِ سودمندانه به دنبال افکار و کردار نظام های سیاسی -اجتماعی و ساختارهای فرهنگی و اخلاقی ای می روند که در عمل و در زندگی روزمره آزادی، رفاه، عدالت اجتماعی، حمایت از محیط زیست، همبستگی وصلح عناصر اصلی آن باشند و در حد امکان و حتی به طور نسبی و مقایسه ای، آن ها را محقق کرده باشند.