فراخوانی بی پشتوانه !؟
شیرین جهانیان
در تاریخ معاصر ایران، اعتراضات مردمی همواره یکی از ابزارهای اصلی مقابله و مبارزه با استبداد بودهاند. تجربه ها ی تلخ سالهای اخیر، بهویژه اعتراضات گستردهی دیماه ۱۴۰۴، بار دیگر حقیقتی دردناک را عریان کرد: اعتراض در برابر یک سیستم مسلح و جنایتکار، بدون پشتوانه های ضروری ، بیش از آنکه ابزار تغییر شود، به تشدید و تداوم سرکوب و کشتار و ویرانگری تبدیل میشود.
هر جنبش اجتماعی برای موفقیت نیازمند حداقلی از توازن قواست. نظام جمهوری اسلامی نهتنها یک نظام سیاسی – دینی مستبد و بنیادگرا است بلکه یکی از مخوف ترین ماشین های سرکوب سازمانیافته با پشتوانهی مالی، نظامی، امنیتی و اطلاعاتی است. در برابر چنین سیستمی، فراخوانهای فاقد برنامه و پشتوانه، زیانبار و فاجعه آفرین خواهد شد.
فقدان رهبری منسجم و با برنامه؛ پراکندگی مرگبار:
یکی از مهمترین ضعفهای اعتراضات اخیر، فقدانِ رهبری واحد بود. انقلابی که رهبر، ساختار تصمیمگیری، پشتوانه دفاعی و برنامه ونقشهی راه نداشته باشد نهتنها پیروز نمیشود، بلکه به هرجومرج و سرکوب شدیدتر میانجامد. انقلاب بدون پشتوانه دفاعی، رهبری منسجم و مورد پذیرش مردم، وتوان مالی، ممکن نیست: نادیدهگرفتن این واقعیتها، دستاوردی جز شکست و نومیدی نداشته و نخواهد داشت. شجاعت بدون سازماندهی، و پشتوانه های ضروری به قتلعام میانجامد.
تجربه فاجعه دی ماه 1404 با بر جای گذاشتن هزاران کشته، ده ها هزار زخمی و اسیر و ویرانی های بسیار، بار دیگراین واقعیت را نشان داد که در تعیین وتبلیغ روش های مبارزاتی با حکومتی مشابه حکومت اسلامی مطلق گرایانه نمی توان بر روش مسالمت آمیز به ویژه ” مسالمت مطلق” پافشاری کرد. اعتراض مسالمتآمیز در برابر حکومتهایی که هنوز به افکار عمومی و قانون پایبندند، میتواند مؤثر باشد، اما در برابر سیستمی که بربنیان سرکوب و کشتارو جنایت استوار است، بی تاثیر و گاه زیانبار خواهد بود. اصرار بر «مسالمت مطلق» بدون هیچ ابزار دفاعی یا فشار متقابل، نه اخلاقی است و نه عقلانی. این نوع مسالمتگرایی، ناخواسته به ابزار تداوم سرکوب تبدیل میشود.
مسئولیت اخلاقی فراخواندهندگان:
در عرصه مبارزه سیاسی و اجتماعی با حکومت اسلامی ، هر کسی که فراخوان عمومی میدهد، اگر بدون توجه به پشتوانه های دفاعی ، مالی، تدارکاتی ، رسانه ای، روان جامعه ، و نیز توازن قوا با دشمن فراخوان بدهد به خطا خواهد رفت و ضربات جانکاهی بر جنبش مردمی خواهد زد.
عامل اصلی فاجعه دی ماه 1404 در میهنمان حکومت جنایتکار اسلامی است، اما این به این معنا نخواهد بود که اپوزیسیون حکومت اسلامی از ضعف ها و لغزش ها و خطاهای خود در گسترش این فاجعه درس نگیرد. این فاجعه نشان داد:
1- فراخوان دادن ها و دعوت مردم به پیوستن به مبارزه می باید همراه با پشتوانه های ضرور و قابل اتکا و با برنامه وسنجیده باشد.
2- اگر هدف واقعاً نجات مردم و ساختن آیندهای آزاد است، باید:
اتحاد واقعی و فراگیر اپوزیسیون حکومت اسلامی شکل بگیرد.
کسانی که خود را در موقعیت رهبری می دانند شفاف و پاسخگو باشند.
و برنامه و استراتژیای مبتنی بر واقعیتِ حکومت اسلامی و تحلیل واقعی از جامعه ایران، تدوین شود.
بدون توجه به مؤلفه های حیاتیِ فوق، هر اعتراض خیابانی، تنها فصل دیگری از سوگواری ملی خواهد بود، نه گامی بهسوی آزادی.
سوم بهمن 1404