آزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایرانآزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایرانآزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایرانآزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران

آزادی و عدالت اجتماعی

جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران

  • صفحه اول
  • خبرها
  • مقاله ها
  • مصاحبه ها
  • بیانیه ها
  • دیدگاه ها
  • مواضع ما
  • انتشارات
  • گالری عکس ها
  • تریبون آزاد
  • درخواست عضویت
  • تماس با ما
  • در باره ما
    • تماس با ما
  • فارسی
  • English
0

«اگر با جنگ مخالفی، راه‌حل تو چیست؟» — نقد یک استدلال رایج. حمید آقایی

21 مارس 2026
Categories
  • Center
  • Uncategorised
  • دیدگاه ها
Tags

«اگر با جنگ مخالفی، راه‌حل تو چیست؟» — نقد یک استدلال رایج

حمید آقایی

 

پس از گذشت سه هفته و ورود به هفته چهارم از جنگ بین آمریکا/اسرائیل و جمهوری اسلامی، به نظر می رسد که اکثریت مردم ایران در داخل کشور، بیش از آنکه درگیر مباحث سیاسی پیرامون چرایی جنگ و جستجوی مقصر باشند، دل نگران زندگی و سلامت خود و خانواده خود هستند و با بهت و حیرت به آنچه که در حال وقوع است می نگرند و شاید به تدریج در حال عادت کردن به بمبارانهای و غرش هواپیماها و پهپادها نیز باشند.

اما در میان بخشی از ایرانیان خارج کشور و مخالفین جمهوری اسلامی بحثها و جدلهای بسیاری در دربارهٔ جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی در جریان است. به طور مشخص، در بین موافقین و مخالفین جنگ یکی از پرتکرارترین پاسخ‌های موافقان جنگ به مخالفان این است: «پس راه‌حل تو چیست؟» این پرسش در ظاهر منطقی و حتی مسئولانه به نظر می‌رسد، اما در بسیاری از موارد حامل مجموعه‌ای از مغلطه‌ها و خطاهای پنهان است که می‌تواند گفت‌وگو را از مسیر عقلانی و منطقی خارج کند.

نخستین خطای نهفته، دوگانه‌سازی کاذب است. این استدلال به‌طور ضمنی فرض می‌کند که تنها دو گزینه وجود دارد: یا جنگ، یا ادامهٔ وضع موجود بدون هیچ تغییر. اما در واقعیت امر طیفی از گزینه‌ها میان این دو قطب وجود دارد؛ از دیپلماسی و فشارهای بین‌المللی گرفته تا تحولات درونی، تغییرات نسلی، شکاف‌های قدرت، نافرمانی و مبارزات مدنی. حذف این طیف متنوع، واقعیت پیچیدهٔ سیاسی را به یک انتخاب صفر و یک تقلیل می‌دهد؛ انتخابی که بیشتر محصول اضطراب و ناامیدی است تا تحلیل.

البته در مقابل این استدلال، موافقین جنگ مطرح می کنند که مردم ایران در ده های گذشته تمامی راههای مسالمت آمیز و ممکن را برای اصلاح، تغییر و در نهایت گذار از جمهوری اسلامی تجربه کرده اند. اما نتایج عملا نشان می دهند که چنین راهبردها و راهکارهایی در برابر یک نظام توتالیتر مذهبی که به شدت سرکوبگر است کارایی نداشته اند؛ و بنابراین ما، مانند بسیاری از نظام های توتالیتر امنیتی-نظامی، برای گذار از جمهوری اسلامی نیازمند کمک خارجی هستیم.

این استدلال اما بر نوعی منطقِ بن‌بست تکیه دارد: چون راه‌های قبلی نتیجه نداده‌اند، پس راهی رادیکال و حتی مخرب موجه است

نگارنده معتقد است که ما همه راهها و روش های مبارزات مدنی مسالمت آمیز را تجربه نکرده ایم و به کار نگرفته ایم، با این توضیح که: در اینکه مردم ایران به ویژه پس از سال ۱۳۸۸ و ۱۳۹۶ به بعد در اشکال مختلف با حضور در خیابان تلاش کرده اند تا اعتراضات و نارضایتی خود را نشان دهند و علنا خواست گذار از جمهوری اسلامی را با شعارهای رادیکال خود در عرصه های خیابان فریاد زده اند، تردیدی نیست. این حضور خیابانی اما تقریبا تنها کنشی بوده است که مردم ایران به طور خودانگیخته انجام داده اند. کنشی که نیروها و فعالین سیاسی و مدنی آن اندازه تحت تاثیر آن بودند که حتی از مقدس بودن خیابان صحبت می کردند و همواره تاکید داشته اند که خیابان را نباید رها کرد.

اما همین مقدس شمردن خیابان در واقع امر نقطه اصلی ضعف و پاشنه آشیل نیروهای سیاسی و مدنی معتقد به جنبش های مدنی مسالمت آمیز بوده است. به این معنی که گویی تنها شکل و راه مبارزه و مقاومت مدنی اعتراضات خیابانی است. در حالیکه در بسیاری از متون معتبر مبارزات مدنی بر اشکال و شیوه های بسیار گوناگون مبارزات مدنی تاکید شده است.

بنابراین این استدلال که مردم ایران تمامی راهکارهای مسالمت آمیز برای عبور از جمهوری اسلامی را بکار گرفتند، استدلال دقیقی نیست. به این معنی که جامعه مدنی ایران، به ویژه کنشگران سیاسی و مدنی و گروه های سیاسی حامی جنبش های سیاسی مسالمت آمیز در توانمندسازی، سازماندهی شبکه ای و تربیت جامعه و اصناف و بخش های مختلف جامعه برای استفاده از روش های بسیار متنوع مبارزات مدنی، از اعتصاب تا نافرمانی های مدنی بسیار ضعیف عمل کرده اند. پراکندگی و عدم هماهنگی بین گروهای سیاسی حامی جنبش های سیاسی اجتماعی مسالمت آمیز و نهادهای مدنی و اصناف که گویی هر یک در جزیره منافع خود مشغول فعالیت هستند یکی از پیامدها و نشانه های این ضعف بسیار بنیادی است.

خطای نهفته و  مغلطه دیگر، گذاشتن مسئولیت توجیه و توضیح انتخاب راه جنگ بر دوش دیگران است. به این معنی که در منطق، کسی که پیشنهاد اقدامی پرهزینه و پرریسک، مانند جنگ، را مطرح می‌کند، خود موظف است ضرورت، امکان موفقیت و پیامدهای آن را توضیح دهد. اما عمدتا بار توجیه از دوش پیشنهاددهنده برداشته و بر دوش مخالف گذاشته می‌شود: اگر بدیل کامل و تضمین‌شده ارائه ندهی، مخالفتت بی‌اعتبار است. حال آن‌که در تصمیم‌های پرخطر، «نشان دادن خطر» خود به‌تنهایی دلیل موجهی برای مخالفت است، حتی اگر جایگزین قطعی در دست نباشد. بسیاری از تصمیم‌های عاقلانه در زندگی دقیقاً از پرهیز از گزینه‌های فاجعه‌بار ناشی می‌شوند، نه از داشتن طرحی کامل برای آینده.

تاریخ نشان می‌دهد که جنگ نه‌تنها تضمینی برای حل مشکلات سیاسی نیست، بلکه می‌تواند خود منشأ بحران‌های عمیق‌تر شود: فروپاشی نهادها، خشونت داخلی، تجزیهٔ سرزمینی، یا تقویت نیروهای اقتدارگرا تحت عنوان «دفاع ملی». فرضِ اینکه جنگ لزوماً به آزادی یا دموکراسی می‌انجامد، بیشتر یک امید است تا یک استنتاج مبتنی بر شواهد. اینها هزینه های و ریسک هایی است که باید در درجه اول از سوی طرفداران جنگ توضیح داده شوند.

در نهایت در نزد وطن دوستان واقعی و انسانهای با وجدان، که به شرایط فقط از منظر منافع سیاسی و گروهی خاص نگاه نمی کنند، مخالفت با جنگ لزوماً به معنای دفاع از وضع موجود نيست؛ همان‌طور که حمایت از جنگ لزوماً به معنای بی‌اعتنایی به رنج انسان‌ها نیست. اما تبدیل یک تصمیم پیچیدهٔ تاریخی به آزمونی ساده با یک سؤال («راه‌حل تو چیست؟») بیشتر به قطبی‌سازی کمک می‌کند تا به فهم. در سیاست، گاه خردمندانه‌ترین موضع نه ارائهٔ نقشه‌ای دقیق برای آینده، بلکه تشخیص این نکته است که برخی مسیرها، حتی اگر با نیت رهایی پیشنهاد شوند، می‌توانند هزینه‌هایی غیرقابل بازگشت بر یک جامعه تحمیل کنند.

به بیان دیگر: نداشتن یک پاسخ کامل، لزوماً بدتر از پذیرفتن پاسخی نیست که ممکن است فاجعه‌بار باشد.

«اگر با جنگ مخالفی، راه‌حل تو چیست؟» — نقد یک استدلال رایج. حمید آقایی

21 مارس 2026
Categories
  • Center
  • Uncategorised
  • دیدگاه ها
Tags
Share

Related posts

12 اکتبر 2026

ما و جنبش دادخواهی در ایران. سخنران: بانو صابری. زمان : جمعه ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ ساعت ۱۸ به وقت اروپای مرکزی  ۱۹:۳۰ به وقت ایران 


Read more
11 اکتبر 2026

اعدام در ملآعام و شباهت های ناگزیرِ ترامپیسم و آخوندیسم.   مسعود نقره کار    


Read more
8 اکتبر 2026

اعدام و کشتار دگراندیشان. با نگاهی به کتاب ” کشتار دگراندیشان در ایران” . سخنران: دکتر مسعود نقره کار، نویسنده، پژوهشگر و کنشگر سیاسی


Read more

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوسیال دموکراسی در ایران

سوسیال دموکراسی در ایران

مختصری در بارۀ اجتماعیون ـ عامیون
علی موسیو یکی از بنیادگذاران و فعالان اجتماعیون عامیون در انقلاب مشروطه ایران 

© 2021 - آزادی و عدالت اجتماعی
Follow us on Facebook

  • Youtube
  • Facebook
  • Telegram
0