جدایی دین و دولت
بهترین تضمین آزادی همه دینها و مذهبها
در باره مفهوم، تاریخ تکامل و چگونگی راه رسیدن به سکولاریسم در ایران
پیشگفتار
درک عمومی و روشن از سکولاریسم برای ما که برای رسیدن به جامعهای دموکرات، سکولار، روادار، صلحجو و مبتنی اعلامیهی جهانی حقوق بشر و میثاقهای پیوست آن و با یک رفاه همگانی مبارزه میکنیم بسیار مهم است. در این اثر کوشش میکنم تاریخ سکولاریسم، اصول بنیادی آن، ناگزیری و سودمندی پیروی و اجرای آن، و عدم ضدیت و دشمنی آن با آزادی ادیان و مذهبها را نشان دهم.
سکولاریسم – مزایا، چالشها و انتقادات
سکولاریسم چیست؟ تعریف مفهومی سکولاریسم چیست؟ انواع سکولاریسم (سیاسی، فلسفی، فرهنگی) کدام است؟ تفاوت سکولاریسم با بیخدایی، لیبرالیسم و لائیسیته چیست؟ چه سودی برای مردم و جامعه دارد؟ چالشهای رسیدن به آن چیست؟ انتقادها و نگرانیها در باره آن کدام است؟
در این فصل، مفهوم سکولاریسم از ابعاد سیاسی، فلسفی و فرهنگی بررسی میشود. تفکیک آن از مفاهیمی چون لائیسیته، لیبرالیسم، و بیخدایی مورد بحث قرار میگیرد.
سکولاریسم یعنی جدایی نهاد دین از نهاد دولت. به زبان دیگر جدائی دین و مذهب از قوای سهگانهی اجرایی، قانونگذاری و دادگستری و بیطرفی دولت در امور مذهبی شهروندان در ضمن تضمین آزادی باور و مذهب برای همهی شهروندان. ترجمههای گوناگونی از سکولاریسم در فارسی وجود دارد:
هیچکدام از ترجمههای بالا، معنی کامل و دقیق سکولاریسم را نمیرساند. اما، این ترجمههای گوناگون، ژرفا و گسترهی بیشتری به مفهوم سکولاریسم میدهند و جنبههای گوناگون آنرا روشنتر میکنند. من برگردان «جدائی دین و مذهب از سیاست» را نمیپسندم. این خطر وجود دارد که کاربرد «جدائی دین و مذهب از سیاست»، ممنوع بودن دخالت دینداران در سیاست را القا کند که به هیچ وجه با سکولاریسم همخوانی ندارد.
سکولاریسم با روشنگری، انسانگرائی، دموکراسی، آزادی دین عقیده و بیان، رواداری، صلحجوئی، مبارزه با خشونت، مبارزه با تبعیض، رعایت حقوق شهروندی و اعلامیهی جهانی حقوق بشر پیوند ناگسستنی دارد. بدون رعایت همزمان این مقولات، سکولاریسم به یک نوع دیکتاتوری و سرکوب آزادی عقیده، بیان و مذهب تبدیل میشود. از اینرو، من کاربرد واژهی سکولاریسم را ترجیح میدهم و دیگر ترجمهها را بهعنوان مترادف و روشنگر این واژه بکار میبرم.
در یک جامعهی سکولار، دینداران و یا یک شریعت معین، حق ویژهای ندارد که حکومت، دولت و قانونگذاری را در دست بگیرند و یا باورها و مناسکهای مذهبی خود را بر جامعه، شهروندان دیگر و سپهر عمومی تحمیل کنند.