مسئول بودن در قبالِ ارائه آمارِ تعدادِ قربانیان!
مسعود نقره کار
در اینکه حکومت اسلامی حکومتی جنایتکاراست و طی 48 سال حیاتی آلوده و عفونت زا، ده ها هزارمخالف سیاسی و عقیدتی اش را وحشیانه کشتارکرده، ذره ای تردید وجود ندارد. در رابطه با چرائی و ویژگی های این کشتارها به فراوانی گفته، نوشته و روشنگری شده است. در رابطه با آمار قربانیان دو نوع برخورد صورت گرفته است، از سوئی حکومت اسلامی در سرپوش نهادن و کوچک جلوه دادن و توجیه جنایت هایش تبلیغ و عمل کرده است، و از سوئی دیگر بخش بزرگی از مخالفانِ حکومت اسلامی با دستکاری آماری از تعداد قربانیان به عنوان ابزاری برای پیشبرد مقاصد گروهی و سازمانی، و یا علیه حکومت اسلامی استفاده کرده اند.
جنایت های وحشیانه جانیان حکومتی با ویژگی های یک حکومت جنایتکار و تمامیت خواه ِ شیعه اثنی عشری همخوانی دارد، اما شایعه سازی و بازی سیاسی با آمار قربانیان کشتارها به جنبش دموکراسی خواهی لطمه های زیادی خواهد زد، که دستکم می توان به گسترش پدیده هایی همچون ” هدف وسیله را توجیه می کند”، دروغ پردازی های مصلحتی و ایجاد بی اعتمادی نسبت به بحش هایی از اپوزیسیون اشاره داشت.
شایعه سازی و دروغ پردازی در جامعه سیاسی و فرهنگی میهنمان شایع بود وهست. اگر نخواهیم به گذشتۀ دوربرگردیم می توان به شایعه سازی و دروغ بافی در بارۀ مرگ حسن ارسنجانی( وزیر کشاورزی کابینه اسدالله علم و مبتکر اصلاحات ارضی)، صمد بهرنگی، غلامرضا تختی، علی شریعتی، حتی جلال آل احمد که از شایعه سازان علیه حکومت پهلوی بود، اشاره کرد. شایعه سازی ها و دروع پردازی هایی که نتیجه ای جز بد آموزی و گسترش بی اعتمای نسبت به شایعه سازان، چپ گرایان و روشنفکرنماها نداشته است. در مورد برخی از رخدادهای و فجایع نیز شایعه سازی های شرم آور و ویرانگر را شاهد بوده ایم، مثل فاجعه سینما رکس آبادان و….
آمارسازی از قربانیان نیز، بویژه از سوی جریان ها و چهره های مذهبی و سیاسی، صورت گرفته است:
” … آیتالله خمینی ادعا کرده بود که در انقلاب بهمن، رژیم پهلوی بیش از شصتهزار نفر را به قتل رسانده است. وی با این بزرگنمایی برای توجیه جنایتهایش زمینهسازی میکرد. در حالی که: «تعداد قربانیان انقلاب در سالهای ۴۲ تا ۵۷ بالغ بر ۳۱۶۴ تن میگردد. از این تعداد، ۲۷۸۱ نفر شهدای انقلاب در سالهای ۱۳۵۶-۱۳۵۷ در تمام کشور است. در فاصله سالهای میان واقعه سیاهکل در بهمن ۱۳۴۹ تا مهرماه ۱۳۵۶ که راهپیماییهای خیابانی آغاز شد، ۳۴۱ چریک و اعضای مسلح گروههای سیاسی جان خود را از دست دادند. در بین ۳۴۱ چریک کشتهشده، ۱۷۲ نفر از فداییان (۵۰ درصد)، ۷۳ نفر از مجاهدین خلق (۲۱ درصد، پیش از تغییر دادن ایدئولوژی)، ۳۸ نفر (۱۱ درصد) از گروههای کوچک مارکسیست، ۳۰ نفر (۹ درصد) از مجاهدین مارکسیست پس از تغییر ایدئولوژی، و ۲۸ نفر دیگر (۸ درصد) از گروههای کوچک اسلامی بودند.» (عمادالدین باقی، امروز، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۲)”
در دوران حکومت اسلامی هم آمار سازی های غیرواقعی را شاهد بوده ایم. برای نمونه در رابطه با کشتار تابستان سال 67 آمارهائی از 4 هزار اعدامی تا 30 هزاراعلام شده اند، در حالیکه محافل و منابع حقوق بشری همراه با ذکر نام و مشخصات قربانیان را حول و حوش 4 هزار نفر اعلام کرده اند.
در حال حاضر هم همین وضعیت در مورد آمار سازی قربانیان حرکت اعتراضی دی ماه 1404 به وجود آمده است:
“مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردهاند که ۳۱۱۷ نفر در این رویدادها جان خود را از دست دادهاند؛ آماری که بنا بر گفتهٔ مسئولان، شامل نیروهای امنیتی و غیرنظامیان میشود، اما همچنان جزئیات تفکیکی آن منتشر نشده است. خبرگزاری هرانا شمار جانباختگان تأییدشده را بیش از ۷۰۰۵ نفر اعلام کرده و تأکید کرده است که این رقم با توجه به محدودیت دسترسی به اطلاعات «همچنان در حال بهروزرسانی» است، همچنین تا تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، تلویزیون ایران اینترنشنال، این رقم را فراتر از ۳۶٬۵۰۰ نفر برآورد کرده است”. چهره ها و شخصیت ها و جریان های مختلف اپوزیسیون در خارج کشور هم هرکدام آمارهای متفاوتی را اعلام کرده اند. رضا پهلوی به آمارهای 40 و 50 هزار قربانی اشاره کرده است، اما هواداران ایشان و برخی جریان های دیگر آمار 65 هزار تا 95 هزار قربانی هم به کاربرده اند. نتانیاهو و ترامپ هم از ارقام 32 هزار و 42 هزار استفاده کرده اند. آمار 43 هزار کشته، 10 هزار نابینا شده، 350 هزار زخمی ققط در 2 روز نیز در شبکه های اجتماعی از سوی هواداران برخی از جریان های سیاسی به ویژه سامانه پادشاهی، در چرخش است.
بدون تردید آمارسازی های غیر واقعی از سوی حکومت اسلامی و بخشی از مخالفان این حکومت با هدف های سیاسی گوناگون صورت گرفته است. حکومت اسلامی برای کوچک جلوه دادنِ سبعیت و وحشیگری اش، نتانیاهو و ترامپ به عنوان دلیل و توجیهی برای حمله نظامی به ایران دست به آمارسازی زده اند. بخشی از اپوزیسیونِ حکومت اسلامی، که همسو با دولت اسرائیل و امریکا حامی ومحرک حمله نظامی به ایران هستند نیز با هدف نشان دادن و برجسته کردن میزان وحشی گری و جنایت پیشگی حکومت اسلامی، به این آمارسازی های سیاسی روی آورده اند.
به هر بهانه و نّیت و توجیهی، آمارسازی غیرواقعی و نادقیق، و بازی سیاسی با آمار تعداد قربانیان مخالفان و دگراندیشان سیاسی و عقیدتی، به زیان دموکراسی خواهان خواهد شد.