نقدی بر سپیدنامهی «حزب ایرانیان پیشرو» – دفاع از حزبیت و ابهام در هویت سیاسی
احد قربانی دهناری
سپیدنامه «حزب ایرانیان پیشرو» تلاشی جدی برای بازاندیشی در مسئله سازمانیابی سیاسی در ایران امروز است. متن، در بسیاری از بخشها، تحلیلی دقیق، واقعگرایانه و مبتنی بر شناخت عینی از وضعیت جنبش دموکراسیخواهی ایران ارائه میدهد و نشان میدهد نویسندگان آن با بحرانهای ساختاری اپوزیسیون، ضعف نهادسازی و فرسایش سرمایه اجتماعی آشنایی دارند. با این حال، سپیدنامه از نوعی سوگیری خزنده و ابهام نظری نیز رنج میبرد؛ سوگیریای که در برخی نقاط، افق دموکراتیک سند را محدود و آن را بهسوی نوعی قطببندی سیاسی زودرس سوق میدهد.
تحلیل واقعبینانه از وضعیت جمهوری اسلامی
سپیدنامه بهدرستی نشان میدهد که جمهوری اسلامی چگونه سرکوب داخلی را با امنیتیسازی منطقهای و ماجراجویی خارجی پیوند زده است:
«جمهوری اسلامی با پیوند زدن سرکوب داخلی به امنیتیسازی منطقهای و ماجراجوییهای خارجی، جامعه ایران را همزمان در معرض خشونت حکومتی در داخل و پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم تنش و درگیری نظامی در خارج قرار داده و جان شهروندان را در موقعیتی دوگانه از تهدید مستمر قرار داده است.»
این تحلیل، از معدود بخشهای سپیدنامه است که میکوشد نسبت میان سیاست داخلی و منطقهای جمهوری اسلامی را بهصورت ساختاری توضیح دهد.
دفاع از نهاد و حزبیت
دفاع از نهاد بهعنوان مکمل رهبری سیاسی، و دفاع از حزب بهمثابه ابزار عقلانیت جمعی و پیوند اجتماعی، از نقاط قوت مهم سپیدنامه است. این بخشها در فضایی که سیاستورزی فردمحور و کاریزماتیک بر اپوزیسیون ایران سایه افکنده، اهمیت ویژهای دارند. هرچند استدلالهای مطرحشده درباره حزب، عملاً درباره بسیاری از نهادهای اجتماعی مدرن نیز صادقاند، اما نفس دفاع نظری از «حزبیت» ارزشمند است.
پذیرش مسئولیت و نقد درونی
پذیرش صریح مسئولیت تاریخی و نقد درونی جریانهای سیاسی، بدون فرافکنی و انکار، از بخشهای مثبت سند است. چنین رویکردی میتواند زمینهساز فرهنگ سیاسی مسئولانهتری در اپوزیسیون ایران باشد.
دفاع از تکثر و جامعه چنداتنیکی
تأکید بر «ایران به مثابه جامعهای متکثر و چنداتنیکی» و نیز نقد تعلیق دموکراسی و تکثرگرایی، از مهمترین جنبههای مترقی سپیدنامه است. همچنین تحلیل نسبتاً دقیق خواستهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» و تأکید بر جمعی و غیرانحصاری بودن پروژه گذار، از نقاط قوت قابل توجه متن به شمار میرود.
تأکید بر استقلال نهادهای مدنی
سپیدنامه در تأکید بر استقلال متقابل احزاب و نهادهای مدنی، حقوق بشری و اجتماعی، موضعی درست اتخاذ میکند و از رابطه قیممآبانه حزب با جامعه مدنی فاصله میگیرد.
«سپیدنامه» یا مرامنامه؟
در سنت حزبی ایران، اصطلاحهای «مرامنامه»، «برنامه» و «اساسنامه» رایج و جاافتادهاند. استفاده از واژه «سپیدنامه» بیش از آنکه روشنگر باشد، نوعی گرایش به نوآوری زبانی غیرضروری را نشان میدهد. در عمل، این سند بیش از هر چیز به مرامنامه شباهت دارد.
نام حزب: مبهم، فرسوده و غیرگویا
نام «حزب ایرانیان پیشرو» فاقد بار روشن سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی است. واژه «پیشرو» در ادبیات سیاسی ایران و جهان، آنقدر کلی، ذهنی و مصرفشده است که دیگر هویت سیاسی مشخصی ایجاد نمیکند. احزاب سیاسی معمولاً نامهایی برمیگزینند که گرایش کلی آنان را روشن کند: سوسیالدموکرات، لیبرالدموکرات، محافظهکار، سبز، کارگر، عدالت و مانند آن.
نامهای مبهم و کشدار اغلب به احزاب پوپولیستی امکان میدهند تا از شفافیت نظری بگریزند و طیفهای متضاد را زیر چتری مبهم جمع کنند.
از آنجایی که «حزب ایرانیان پیشرو» خود را با هیچ واژه و صفت سیاسی رایج تعریف نمیکند احزاب متناظر نا مشخص است. معلوم نیست حزب با کدام حزب کشورهای دیگر میخواهد تعامل کند.
تناقض در مسئله جمهوریخواهی
سپیدنامه از یک سو بر دموکراسی، عاملیت مردم و نفی انحصار تأکید میکند، اما از سوی دیگر، جمهوریخواهی را بهعنوان شرط هویتی و مرزبندی سیاسی مطرح میکند. این رویکرد چند پرسش اساسی ایجاد میکند:
آیا جمهوریخواهی، ویژگی ذاتی یک حزب «پیشرو» است؟ آیا یک حزب دموکراتیک نمیتواند اعضای پادشاهیخواهِ مشروطهطلب و دموکرات داشته باشد؟ آیا محور اصلی مبارزه باید تعیین شکل نظام باشد یا دفاع از حقوق سیاسی، مدنی و شهروندی؟
در عمل، سپیدنامه میان «جمهوریت» بهمعنای حاکمیت مردم و «جمهوریخواهی» بهعنوان شکل مشخص نظام سیاسی، مرز روشنی نمیگذارد. این ابهام، دامنه سیاسی حزب را محدود میکند و بهجای ایجاد یک همگرایی دموکراتیک، به قطببندی جمهوری/سلطنت بیشتر دامن میزند.
یک حزب سوسیالدموکرات یا لیبرالدموکرات میتواند در آن هم به روی جمهوریخواهان گشوده باشد و هم پادشاهیخواهان مشروطهطلبی که به دموکراسی، حقوق بشر و سکولاریسم پایبندند. سرسختی باید بر سر محتوای دموکراتیک نظام باشد، نه صرفاً شکل آن.
افق مبهم اقتصادی
سپیدنامه بارها از عدالت، شفقت، کاهش رنج انسانی و همدلی با رنجدیدگان سخن میگوید، اما در زمینه مبارزه با فقر، کاهش نابرابری طبقاتی و ساختن دولت رفاه، شفاف و صریح نیست.
در کشوری که فقر، بیکاری و فرودستی اقتصادی هموزن استبداد سیاسیاند، نپرداختن روشن به عدالت اجتماعی، سند را به افق لیبرالدموکراسی حداقلی نزدیک میکند، نه یک پروژه «پیشرو».
از همین رو، سپیدنامه از یک سو در تحلیل جنبش «زن، زندگی، آزادی» به افقی سوسیالدموکراتیک آن اشاره میکند، اما از سوی دیگر جرئت عبور نظری از مرزهای مبهم لیبرالدموکراسی را ندارد.
نگاه از بالا و گرایش آوانگاردیستی
تأکید گسترده بر «فعالیتهای آموزشی»، «کارگروههای تخصصی» و تولید هدایتگرانه دانش سیاسی، این تصور را ایجاد میکند که حزب قرار است نقش معلم، آگاهیبخش و هدایتگر جامعه را برعهده بگیرد. هرچند متن بهصورت لفظی از آوانگاردیسم فاصله میگیرد، اما در عمل نوعی نگاه پیشتازانه و از بالا به جامعه در آن دیده میشود.
این نگاه همچنین در بیتوجهی به ظرفیتها و نهادهای موجود جامعه مدنی و احزاب کنونی نیز دیده میشود. سپیدنامه توضیح نمیدهد چرا با وجود دهها جریان جمهوریخواه، لیبرالدموکرات، سوسیالدموکرات و سکولار، تشکیل یک حزب جدید ضرورت دارد و چه خلأ مشخصی را پر میکند.
تحلیل ناقص از جمهوری اسلامی
در بخش «فروپاشی قرارداد اجتماعی»، سپیدنامه از مفهومی استفاده میکند که گویی جمهوری اسلامی اساساً بر مبنای قرارداد اجتماعی مدرن شکل گرفته است. در حالیکه یکی از مهمترین عناصر تحلیل جمهوری اسلامی، نقش فقه سیاسی شیعه و نظریه ولایت فقیه در نفی بنیادین قرارداد اجتماعی مدرن است. این بعد در سند کمرنگ یا غایب است.
سیاست خارجی و «حق حفاظت»
سپیدنامه در نقد مداخله خارجی، گاه بهگونهای سخن میگوید که هرگونه همسویی منافع مردم ایران با فشارهای خارجی علیه جمهوری اسلامی را «پیادهنظام شدن» برای قدرتهای خارجی تعبیر میکند. این تحلیل، پیچیدگی سیاست بینالملل و امکان همپوشانی منافع را نادیده میگیرد.
همچنین بخش مربوط به «حق حفاظت» مبهم و ناروشن است. اگر این مفهوم «نسخه عملی» نیست، پس دقیقاً چگونه قرار است «معیار سنجش» باشد؟ سپیدنامه در اینجا بیشتر از آنکه راهبرد ارائه دهد، میکوشد از ورود به مسئله طفره برود.
ابهام در انواع مالکیت
سپیدنامه از «مالکیت تعاونی و همبودی (کمونال)» بهگونهای سخن میگوید که گویی این دو یکیاند، در حالیکه تفاوت بنیادی دارند:
در مالکیت تعاونی، یک گروه مشخص و ثبتشده از اعضا مالکاند. در مالکیت کمونال، مالکیت متعلق به کل یک اجتماع یا جامعه محلی است. این اختلاط مفهومی، نشاندهنده دقت ناکافی در بحث اقتصاد سیاسی است.
رویکرد اقتصادی پوپولیستی
در بخش «رویکرد اقتصادی عدالتخواهانه»، نقش تصمیمگیری نمایندگان مزدبگیران برجسته میشود، اما جایگاه دولت، مجلس، نمایندگان عمومی مردم و حتی نمایندگان کارفرمایان روشن نیست. چنین فرمولبندیای میتواند به نوعی پوپولیسم اقتصادی یا نگاه شبهسندیکالیستیِ فاقد توازن نهادی منجر شود.
ائتلاف و جبهه
سپیدنامه در بحث «ائتلافها و جبهههای گذار» با محدود کردن جبهه به جمهوریخواهان، عملاً مفهوم جبهه را تهی میکند. جبهه سیاسی معمولاً بر پایه حداقل اشتراکها برای حداکثر همکاری شکل میگیرد، نه بر مبنای پذیرش کامل هویت سیاسی یک جریان خاص.
تکرار و فقدان انسجام
بسیاری از مواضع سند چندین بار تکرار شدهاند. این تکرارها هم بر حجم متن افزوده و هم انسجام منطقی آن را کاهش دادهاند.
زبان و نشانهگذاری
در برخی بخشها، ضعف نشانهگذاری و جملهبندی، متن را ناسلیس و مبهم کرده است. برای نمونه:
«در منطق این سپیدنامه، «ایرانیان» بهمثابه مجموعهای از فاعلان حق فهم میشوند …» از نظر دستوری و معنایی نارساست و نیازمند بازنویسی دقیقتر است.
واژگان نامناسب یا نامأنوس
«ناشهروندان» بار منفی و طردکننده دارد؛ «غیرشهروندان» یا «مهاجران» مناسبتر است.
«خودسپرده» احتمالاً بهجای «سرسپرده» آمده و ساخت واژه جدید ضرورتی ندارد.
«تصفیههای خونبار» نیز احتمالاً باید «تسویههای خونبار» باشد.
ارجاعدهی و منابع
شیوه ارجاعدهی منابع روشن و یکدست نیست و در برخی موارد اطلاعات کتابشناختی نیز نادرست ثبت شدهاند. برای سندی که داعیه عقلانیت و نهادسازی دارد، چنین بیدقتیهایی قابل توجهاند.
سپیدنامه «حزب ایرانیان پیشرو» در مجموع سندی جدی، اندیشیده و ارزشمند در دفاع از نهادسازی سیاسی و نقد وضعیت اپوزیسیون ایران است. متن، در بسیاری از بخشها، تحلیلی دقیق و مسئولانه ارائه میدهد و نسبت به بسیاری از متون شعاری اپوزیسیون، از عمق نظری بیشتری برخوردار است.
با این حال، سپیدنامه از چند ضعف اساسی رنج میبرد: ابهام هویتی و نظری، مرزبندی زودرس و قطبیساز جمهوری/سلطنت، فقدان شفافیت اقتصادی و عدالت اجتماعی، گرایش پنهان آوانگاردیستی، و ضعف در انسجام مفهومی و ویرایشی.
این سند هنوز روشن نکرده است که دقیقاً میخواهد چه نوع حزبی باشد: لیبرالدموکرات، سوسیالدموکرات، چپ دموکرات، یا صرفاً ائتلافی از ناراضیان جمهوریخواه. بدون این شفافیت، «پیشرو» بیشتر به یک صفت تبلیغاتی تبدیل میشود تا یک هویت سیاسی مشخص.
احد قربانی دهناری
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ – ۱۹ مه ۲۰۲۶
آدرس متن سپیدنامه: