
متن سخنرانی احد قربانی دهناری در وبینار «کنفدراسون دموکراسی خواهان ملی ایران » با عنوان «گامهای عملی برای همکاری و دستیابی به استقرار و دموکراسی در ایران» در تاریخ ۳ خرداد ۱۴۰۵ – ۲۴ مه ۲۰۲۶
دوستان، همرزمان، کنشگران و مبارزان دموکراسیخواه،
با درود بر شما و همه کسانی که این وبینار را از راههای مختلف، اکنون یا در آینده، میبینند.
من احد قربانی دهناری هستم و به نمایندگی از «جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران» سخن میگویم.
ما با یک حکومت عادی روبهرو نیستیم. جمهوری اسلامی یک نظام فاشیستیِ مذهبی و سرکوبگر است که برای حفظ قدرت خود، از زندان، شکنجه، اعدام، تبعیض، فساد ساختاری، سرکوب سازمانیافته و سازماندهی نیروهای نیابتی از سفره مردم ایران استفاده میکند. تجربه دهههای گذشته نشان داده است که هیچ جریان سیاسی، هیچ حزب، هیچ رهبر و هیچ شخصیت منفردی به تنهایی قادر به شکست آن و گذار از این نظام نیست.
نیروی تعیینکننده، مردماند؛ اما مردم زمانی به یک نیروی تاریخیِ مؤثر تبدیل میشوند که عاملیت جمعی پیدا کنند. عاملیت مردم نه با شعارهای انحصارطلبانه، بلکه با همبستگی سازمانیافته، متکثر و ملی شکل میگیرد. هر جریانی که بخواهد دیگر نیروها را حذف کند، یا خود را یگانه نماینده مردم بداند، در عمل به تضعیف جنبش دموکراسیخواهی و فرسایش سرمایه اجتماعی کمک میکند؛ و در بلندمدت حتی به خود و پایگاه اجتماعی خویش نیز آسیب میزند.
ایران کشوری متکثر است؛ از نظر سیاسی، قومی، زبانی، مذهبی، جنسیتی، نسلی و جغرافیایی. این تکثر نه تهدید، بلکه واقعیت، امکان و سرمایه بینظیر جامعه ایران است. بنابراین، همبستگی ملی تنها زمانی پایدار و واقعی خواهد بود که همه این صداها و تنوع به رسمیت شناخته شوند؛ چه در داخل کشور و چه در میان ایرانیان خارج از کشور.
ما باید بر پراکندگی و فرقهگرایی غلبه کنیم. نیروهای راست، میانه، چپ، جمهوریخواه، مشروطهخواه، سوسیالدموکرات، لیبرال و دیگر گرایشهای دموکراسیخواه، باید ضمن حفظ استقلال سیاسی و فکری خود، فرهنگ همکاری و رواداری را تقویت کنند و اشکال مختلف همکاری و ائتلافهای عملی را گسترش دهند. بنیان دموکراسی بر تکثر حزبیِ متعهد به اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای پیوست آن، حقوق و امکانات برابر همهی شهروندان کشور استوار است. ایدهآل آن است که اپوزیسیون راست، میانه و چپ، در احزاب، سازمانهای سیاسی و جبهههای خود متشکل شوند و با حداقل اشتراک و حداکثر همکاری، یک جبهه گسترده همگانی و ضد فاشیسم مذهبی را سازمان دهند. در نظام غیرمتمرکز، متکثر و چندحزبی آینده جبههها و احزاب با حفظ تمامیت ارضی به میزان رایی که از مردم دارند در مدیریت و سازندگی شهرها، استانها و کشور دخالت میکنند به همان شکلی که مبارزان مشروطیت با فرمولبندی ولایت، ایالت و مملکت آرزو میکردند.
همزمان باید قاطعانه در برابر فرهنگ حذف، سانسور، تخریب شخصیتها، توهین، تحقیر، اتهامزنی، نیتخوانی، لمپنیسم سیاسی و خشونت دروناپوزیسیونی بایستیم. جامعهای که میخواهد آیندهای دموکراتیک بسازد، نمیتواند با روشهای غیردموکراتیک به آن برسد. دموکراسی بدون فرهنگ دموکراتیک، بدون رواداری و بدون بهرسمیت شناختن حقِ وجود و فعالیتِ دیگران پایدار نمیماند.
ما نیازمند شکلگیری یک رهبری جمعی و شبکهای هستیم؛ رهبریای که بازتابدهنده تکثر واقعی جامعه ایران باشد و بتواند امکانات رسانهای، تبلیغی، ترویجی، لجستیکی، دیپلماتیک و لابیگری را در جهت تقویت جنبش دموکراسیخواهی هماهنگ کند. رهبریای که نه بر محور حذف، بلکه بر محور مشارکت، اعتمادسازی و تقسیم مسئولیت شکل بگیرد.
همچنین باید از شکلگیری و تقویت نهادهای مستقل صنفی، مدنی و اجتماعی حمایت کنیم؛ از تشکلهای کارگری، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، دانشجویان، فعالان زنان، فعالان محیط زیست، فعالان حقوق بشر، فعالان حقوق کودکان و دیگر نهادهای مدنی. استقلال این نهادها باید حفظ شود، زیرا جامعه مدنی مستقل ستون فقرات هر گذار دموکراتیک است.
در عین حال، نباید جمهوری اسلامی را دستکم گرفت. ما با ساختاری روبهرو هستیم که طی دههها شبکههای امنیتی، سرکوبگر، نظامی، اقتصادی، تبلیغاتی و ایدئولوژیک گستردهای ساخته است. چنین نیروی سازمانیافتهای تنها با نیرویی سازمانیافتهتر، گستردهتر و برخوردار از حمایت اجتماعی وسیع به عقب رانده میشود.
نباید آنچنان در اختلافات مربوط به گذشته یا شکل نهایی نظام آینده غرق شویم که وظیفه مبرم امروز، یعنی گذار از جمهوری اسلامی، به حاشیه رانده شود. درباره گذشته، تاریخنگاران و پژوهشگران بر پایه اسناد داوری خواهند کرد؛ و درباره شکل نظام آینده، این مردم ایراناند که در فضایی آزاد، دموکراتیک و از طریق انتخابات آزاد و همهپرسی تصمیم خواهند گرفت.
آنچه امروز میتواند مبنای وحدت عمل باشد، توافق بر اصولی روشن است: دموکراسی، سکولاریسم، رواداری، برابری حقوقی شهروندان، نفی هرگونه تبعیض، حفظ تمامیت ارضی، عدم تمرکز و پایبندی به اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای وابسته به آن.
ما باید رفیقانه، دوستانه، مسئولانه و واقعبینانه برای آزادی ایران همکاری کنیم. همبستگی و همکاری گسترده، متکثر، ملی و دموکراتیک باید پیش از فروپاشی جمهوری اسلامی و در جریان مبارزه شکل بگیرد؛ زیرا اگر امروز نتوانیم فرهنگ همکاری و اعتماد متقابل را بسازیم، در دوران خلأ قدرت و آشفتگی پس از فروپاشی، ایجاد آن بسیار دشوارتر و شاید ناممکن خواهد بود.
امروز بیش از هر زمان دیگر، ایران به بلوغ سیاسی، فرهنگ همکاری و شجاعت عبور از انحصارطلبی نیاز دارد. آینده دموکراتیک ایران نه با حذف یکدیگر، بلکه با بهرسمیت شناختن یکدیگر ساخته خواهد شد.
سخنم را با نثار شرف و افتخار به ارکانهای اصلی مبارزه و مقاومت مردم ما و لزوم توجه همه جانبه به آنها به پایان میبریم. شهیدان همههای نیروهای سیاسی که خونشان در میدانهای اهدام حمومت فاشیستی مذهبی در هم آمیخت. به زندانیان سیاسی، خانواده دادخواهاه و زندانیان سیاسی، آسیبدیگان و شکنجهشدگان همهی نیرهای سیاسی، صنفی و مدنی، محیط زیست و کمک خیریه به مردم. همه این نیروها در حفظ، پایداری و استقامت مقاومت و مبارزه مردم ما کوشیدند.
از همه حضار، شنوندگان، برگزارکنندگان و دوستانی که برای شکلگیری این گردهمایی تلاش کردند، صمیمانه سپاسگزارم.
۳ خرداد ۱۴۰۵ – ۲۴ مه ۲۰۲۶