تفاهمنامه اسلامآباد: آتشبس یا معامله – چالشها و دستاودهای مردم ایران و امریکا
تفاهمنامه اسلامآباد میان ایالات متحده آمریکا و رژیم جمهوری اسلامی ایران را میتوان مهمترین توافق سیاسی و امنیتی میان دو کشور پس از دههها تنش، تحریم، جنگهای نیابتی و رویارویی مستقیم دانست. این تفاهمنامه ۱۴ بندی نه یک توافق نهایی، بلکه چارچوبی برای توقف جنگ، آغاز مذاکرات و تعیین مسیر توافقی جامعتر در آینده است. اهمیت آن تنها در مفاد حقوقی و سیاسیاش نیست، بلکه در تأثیر آن بر موازنه قدرت در خاورمیانه، اقتصاد ایران، سیاست داخلی آمریکا و آینده جمهوری اسلامی نیز نهفته است.
این تفاهمنامه در شرایطی امضا شد که هیچیک از طرفین نتوانستند به پیروزی کامل نظامی دست یابند و هر دو به این نتیجه رسیدند که ادامه درگیری هزینههای بیشتری نسبت به مذاکره خواهد داشت.
از منظر جمهوری اسلامی، مهمترین دستاورد این تفاهمنامه آن است که موجودیت و حاکمیت نظام سیاسی ایران از سوی آمریکا به رسمیت شناخته شده است. بند دوم تفاهمنامه که بر احترام متقابل به حاکمیت و عدم دخالت در امور داخلی تأکید میکند، برای حکومت ایران یک موفقیت سیاسی مهم محسوب میشود.
علاوه بر این، بندهای ششم، هفتم، دهم و یازدهم چشمانداز رفع تدریجی تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و بازگشت ایران به اقتصاد جهانی را ترسیم میکنند. برای کشوری که سالها تحت شدیدترین تحریمهای اقتصادی قرار داشته، این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد.
همچنین جمهوری اسلامی موفق شده است از ورود سه موضوع حساس به متن توافق جلوگیری کند:
در حالی که آمریکا و متحدانش سالها این سه موضوع را در کنار پرونده هستهای مطرح میکردند، در متن تفاهمنامه تنها مسئله هستهای بهصورت مستقیم مورد اشاره قرار گرفته است.
با این حال، جمهوری اسلامی نیز امتیازهای مهمی داده است. مهمترین آنها پذیرش اصل نظارت بر ذخایر اورانیوم غنیشده و تأکید مجدد بر عدم تولید یا خرید سلاح هستهای است. این مسئله عملاً بخشی از اهرم فشار راهبردی ایران را محدود میکند.
دونالد ترامپ این توافق را به عنوان یک پیروزی تاریخی معرفی میکند. از نگاه او، مهمترین موفقیت توافق آن است که جمهوری اسلامی برای نخستین بار در یک سند رسمی پذیرفته است:
ترامپ همچنین میتواند مدعی شود که بدون ورود به یک جنگ طولانی و پرهزینه، توانسته برنامه هستهای ایران را وارد یک چارچوب کنترلشده کند.
اما همانگونه که جمهوری اسلامی دستاوردهای خود را بزرگنمایی میکند، ترامپ نیز احتمالاً موفقیتهای خود را بیش از واقعیت جلوه خواهد داد. مخالفان او در آمریکا خواهند گفت که واشنگتن در برابر ایران امتیازهای بزرگی داده است؛ از جمله:
بنابراین ترامپ نیز مانند رهبران جمهوری اسلامی نیاز دارد این توافق را به عنوان یک «پیروزی» به افکار عمومی آمریکا عرضه کند.
دستاوردهای مردم ایران
اگر توافق نهایی حاصل شود و به اجرا درآید، برندگان احتمالی آن مردم ایران خواهند بود. کاهش تحریمها میتواند:
مردم ایران پس از سالها فشار اقتصادی، تورم، بیکاری و کاهش سطح رفاه، بیش از هر گروه دیگری از پایان تنش و بازگشت کشور به اقتصاد جهانی سود خواهند برد.
البته تحقق این دستاوردها به یک شرط اساسی وابسته است: مدیریت صحیح منابع آزادشده و اصلاح ساختارهای اقتصادی. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که رفع تحریمها بهتنهایی تضمینکننده رفاه عمومی نیست. و امکانات مالی بهدست آمده صرف خرید تسلیحات، ابزار کنترل و سرکوب مردم، تامین مالی و لجستکی نیروهای نیابتی میشود و هیچ شفافیتی در این عرصه وجود ندارد. بیت رهبری و سپاه بر درآمد کشور کنترل کامل دارند.
مطرح نشدن حقوق بشر، آزادیهای مدنی، توقف اعدامها، حقوق زنان، حقوق اقلیتها، آزادی رسانهها و حق تشکلیابی را میتوان یکی از مهمترین ضعفهای تفاهمنامه اسلامآباد دانست؛ البته ارزیابی این موضوع به زاویه دید ناظر بستگی دارد.
در دیپلماسی بینالمللی، بهویژه در مذاکراتی که هدف اصلی آن توقف جنگ و کاهش تنشهای امنیتی است، دولتها معمولاً ابتدا روی مسائل امنیتی و راهبردی تمرکز میکنند:
از این منظر، مذاکرهکنندگان آمریکایی احتمالاً به این نتیجه رسیدهاند که اگر بخواهند همزمان موضوع حقوق بشر، برنامه موشکی، نیروهای نیابتی و پرونده هستهای را وارد مذاکرات کنند، اساساً توافقی شکل نخواهد گرفت. در این چارچوب، حقوق بشر قربانی اولویتهای امنیتی شده است.
اما از منظر مردم و جامعه مدنی ایران، این غیبت بسیار معنادار است. اگر تمام تحریمها برداشته شوند، صدها میلیارد دلار سرمایه وارد کشور شود و تنش نظامی کاهش یابد، اما:
اکثریت شهروندان ایرانی احساس خواهند کرد که توافق صرفاً میان دولتها انجام شده و نه به نفع مردم. به بیان دیگر، توافق ممکن است امنیت دولتها را افزایش دهد، اما لزوماً به افزایش آزادی و رفاه شهروندان منجر نشود.
برای جمهوری اسلامی، حذف حقوق بشر از مذاکرات یک موفقیت مهم محسوب میشود. حکومت ایران سالها استدلال میکند که:
بند دوم تفاهمنامه که بر «عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر» تأکید دارد، از این منظر برای جمهوری اسلامی اهمیت ویژهای دارد.
اگر فرض کنیم دولت ترامپ این توافق را امضا کرده است، این رویکرد با سیاست خارجی او نیز سازگار است. ترامپ در مقایسه با بسیاری از روسای جمهور آمریکا معمولاً:
بنابراین احتمالاً جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و کاهش خطر جنگ برای او مهمتر از گنجاندن تعهدات حقوق بشری در متن توافق بوده است.
مخالفان صلح در امریکا نیز وجود دارند. آنها تفاهمنامه را سیال و تفسیرپذیر و سازوکار آن را ضعیفتر از برجام میدانند و و با این سازو کار امکان دسترسی حکومت اسلامی به بمب اتم را ممکن میدانند.
بله، اما نه لزوماً در متن توافق نهایی. ممکن است:
در مراحل بعدی فشار بیاورند تا موضوعاتی مانند:
در گفتوگوهای بعدی مطرح شوند.
اما در متن فعلی هیچ تعهد مشخصی در این زمینه وجود ندارد.
بزرگترین تناقض تفاهمنامه این است که درباره حقوق دولتها بسیار سخن گفته شده، اما درباره حقوق مردم تقریباً هیچ. در ۱۴ بند توافق:
اما هیچ اشارهای به:
نشده است. به همین دلیل، اگر این تفاهمنامه را از منظر سوسیالدموکراتیک و حقوق شهروندی ارزیابی کنیم، میتوان گفت که این توافق شاید گامی برای صلح و کاهش تنش باشد، اما هنوز فاصله زیادی با توافقی دارد که منافع و حقوق مردم ایران را در کنار منافع دولتها در مرکز توجه قرار دهد.
از همین رو، صلح پایدار در ایران تنها با رفع تحریمها یا پایان جنگ حاصل نمیشود؛ صلح پایدار زمانی شکل میگیرد که امنیت ملی با آزادی، حقوق بشر، عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی همراه شود. بدون این عناصر، توافق میتواند تنش میان دولتها را کاهش دهد، اما الزاماً به آشتی میان حکومت و جامعه منجر نخواهد شد.
جامعه آمریکا نیز از این توافق سود خواهد برد. کاهش احتمال جنگ در خاورمیانه به معنای:
خواهد بود. بخش مهمی از افکار عمومی آمریکا از جنگهای طولانی افغانستان و عراق خسته شدهاند و هر توافقی که مانع درگیری جدید شود، میتواند مورد استقبال قرار گیرد.
بند سوم تفاهمنامه مهمترین آزمون توافق است. طرفین تنها ۶۰ روز فرصت دارند تا درباره موضوعات پیچیده به توافق نهایی برسند. در این مدت باید درباره مواردی چون:
تصمیمگیری شود. این مذاکرات بسیار دشوارتر از خود تفاهمنامه خواهد بود، زیرا اکنون باید از کلیات وارد جزئیات شوند.
بند ششم یکی از جذابترین و در عین حال مبهمترین بخشهای تفاهمنامه است. عدد ۳۰۰ میلیارد دلار در نگاه نخست بسیار بزرگ به نظر میرسد، اما توضیح مقام آمریکایی نشان میدهد که واشنگتن الزام قانونی برای پرداخت این پول ندارد. در واقع آمریکا بیشتر نقش تسهیلکننده را بر عهده گرفته است تا سرمایهگذار مستقیم. بنابراین منابع احتمالی این سرمایهگذاری میتواند شامل:
باشد. در نتیجه هنوز مشخص نیست چه میزان از این رقم واقعاً تحقق خواهد یافت و در چه بازه زمانی وارد اقتصاد ایران خواهد شد.
برخلاف برخی روایتها، موضوع هستهای در مرکز تفاهمنامه قرار دارد. ایران بار دیگر اعلام کرده است که:
اما توافق هنوز درباره سطح نهایی غنیسازی و چارچوب بلندمدت برنامه هستهای ایران سکوت کرده است. این موضوع احتمالاً مهمترین میدان چالش در مذاکرات آینده خواهد بود.
سه مسئله مهم در تفاهمنامه غایب هستند:
نخست، برنامه موشکی ایران. هیچ اشارهای به برد، تعداد یا توانمندی موشکهای ایران نشده است.
دوم، حمایت ایران از نیروهای نیابتی در منطقه. درباره گروههای همسو با ایران در لبنان، عراق، سوریه و یمن نیز تعهد مشخصی در متن دیده نمیشود.
سوم، حقوق بشر و حقوق شهروندان
این غیبت از یک سو برای جمهوری اسلامی یک موفقیت محسوب میشود، اما از سوی دیگر میتواند در آینده به منبعی برای تنشهای جدید تبدیل شود.
یکی از مهمترین مخالفان این تفاهمنامه احتمالاً دولت اسرائیل و شخص بنیامین نتانیاهو خواهد بود. نتانیاهو سالها سیاست «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی را دنبال کرده و معتقد است که توافقهای محدود نمیتوانند تهدیدهای ایران را از بین ببرند. از نگاه او، سه موضوع اساسی همچنان حلنشده باقی ماندهاند:
به همین دلیل ممکن است اسرائیل تلاش کند از طریق فشار سیاسی بر واشنگتن، لابی در کنگره یا برجستهکردن خطرات امنیتی، روند دستیابی به توافق نهایی را دشوارتر کند.
اسرائیل همچنین میگوید قصد ترک مناطق امنیتی در لبنان را ندارد.
در داخل ایران نیز مخالفان توافق کم نیستند. بخشی از ساختار قدرت که مشروعیت سیاسی خود را بر پایه تقابل دائمی با آمریکا و ناامنی منطقه بنا کرده است ، ممکن است این توافق را تهدیدی برای جایگاه خود بداند.
در این میان نام مجتبی خامنهای و شبکههای نزدیک به جریانهای تندرو بارها در تحلیلهای سیاسی مطرح شده است. اگر این جریانها احساس کنند توافق موجب کاهش نفوذ سیاسی یا اقتصادی آنها میشود، ممکن است با ابزارهای مختلف در مسیر اجرای آن مانعتراشی کنند.
تجربه توافق هستهای برجام نشان داده است که حتی پس از امضای توافق نیز مخالفان داخلی میتوانند روند اجرای آن را با دشواریهای جدی مواجه کنند. مجتبی خامنهای هم اکنون با اعلام اینکه ” بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم” همه هیچ مسئولیتی مانند پدر خود نپذیرفت و هم زمینه داخل آتی را مهیا کرد.
واقعیت این است که این توافق محصول یک پیروزی کامل نیست؛ بلکه نتیجه توازن قدرت و هزینههای جنگ است. جمهوری اسلامی خواهد گفت:
ترامپ نیز خواهد گفت:
به همین دلیل هر دو طرف تلاش خواهند کرد روایت «پیروزی» را به افکار عمومی خود عرضه کنند.
تفاهمنامه اسلامآباد نه پایان اختلافات ایران و آمریکا، بلکه آغاز مرحلهای جدید از رقابت و همکاری محدود میان دو دشمن دیرینه است. این توافق محصول پیروزی کامل هیچیک از طرفین نیست، بلکه نتیجه پذیرش این واقعیت است که هزینههای ادامه جنگ از منافع آن بیشتر شده است.
اگر مذاکرات ۶۰ روزه به توافق نهایی منجر شود، امکان دارد ایران وارد دورهای از کاهش تنش، رفع تدریجی تحریمها و بازسازی اقتصادی شود. اما اگر مخالفان داخلی در تهران و واشنگتن، یا بازیگران منطقهای مانند اسرائیل، بتوانند روند مذاکرات را مختل کنند، تفاهمنامه اسلامآباد نیز ممکن است به سرنوشتی مشابه بسیاری از توافقهای نیمهتمام گذشته دچار شود.
در نهایت، موفقیت یا شکست این توافق نه با بیانیههای پیروزی، بلکه با بهبود زندگی مردم ایران، کاهش تنشهای منطقهای و ایجاد ثبات پایدار سنجیده خواهد شد. آیا از ماهیت رژیم جمهوری اسلامی بهبود زندگی مردم ایران، کاهش تنشهای منطقهای و ایجاد ثبات پایدار انتظار میرود.
۳۱ خرداد ۱۴۰۵ – ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶
منبع تصویر،Reuters
در زیر آنچه کاخسفید عصر چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ به وقت شرق آمریکا از نسخه کامل تفاهمنامه میان آمریکا و ایران امضاء شده منتشر کرد با توضیحاتی که کاخ سفید در آن درج کرده است.
بند اول
ایالات متحده آمریکا، جمهوری اسلامی ایران و متحدان آنها در جنگ جاری، با امضای این تفاهمنامه، پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان، را اعلام میکنند و متعهد میشوند از این پس هیچ جنگ یا عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنند، از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند.
توافق نهایی، پایان دائمی جنگ در همه جبههها از جمله لبنان و سایر مفاد این بند را تایید خواهد کرد.
بند دوم
ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران متعهد میشوند به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از دخالت در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.
بند سوم
ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران متعهد میشوند حداکثر ظرف ۶۰ روز درباره توافق نهایی مذاکره کرده و به آن دست یابند. این مهلت با رضایت متقابل قابل تمدید است.
بند چهارم
بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه، ایالات متحده آمریکا روند رفع محاصره دریایی و هرگونه مزاحمت یا مانع علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز خواهد کرد و ظرف ۳۰ روز به طور کامل به محاصره دریایی پایان خواهد داد.
در این دوره، تردد کشتیها متناسب با میزان بازگشت ترافیک دریایی به سطح پیش از جنگ که از سوی جمهوری اسلامی ایران برقرار می شود، خواهد بود.
ایالات متحده آمریکا همچنین متعهد میشود ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از مجاورت جمهوری اسلامی ایران خارج کند.
توضیح مقام آمریکایی:
مقصود این بند آن است که ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، در صورتی که به توافق نهایی برسیم، آرایش نیروهای آمریکا در منطقه به وضعیت پیش از آغاز درگیریها بازگردد. این همان چیزی است که این بند در عمل پیشبینی میکند.
بند پنجم
با امضای این تفاهمنامه، جمهوری اسلامی ایران با به کارگیری حداکثر تلاش خود، عبور ایمن کشتیهای تجاری را بدون دریافت هیچ گونه عوارض یا هزینه، به مدت ۶۰ روز در مسیر خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس تضمین خواهد کرد.
تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز خواهد شد، با در نظر گرفتن ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و اجرای عملیات مین روبی توسط جمهوری اسلامی ایران که ظرف ۳۰ روز انجام خواهد شد.
جمهوری اسلامی ایران با پادشاهی عمان گفتوگو خواهد کرد تا درباره نحوه اداره آینده و خدمات دریایی تنگه هرمز، با مشارکت دیگر کشورهای ساحلی خلیج فارس و در چارچوب حقوق بینالملل و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی این تنگه، به توافق برسد.
توضیح مقام آمریکایی:
در این بند تاکید شده است که عبور کشتیهای تجاری بدون دریافت عوارض خواهد بود. همچنین ایران نه فقط با عمان، بلکه با کشورهای خلیج فارس برای تدوین یک توافق بلندمدت درباره تنگه هرمز همکاری خواهد کرد. ممکن است ایران بر حقوق خود تاکید کند، اما کشورهای خلیج فارس هرگز با سازوکاری که شامل دریافت عوارض برای عبور از تنگه هرمز باشد موافقت نخواهند کرد.
بند ششم
ایالات متحده آمریکا متعهد میشود با همکاری شرکای منطقهای، یک برنامه نهایی مورد توافق طرفین با حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تدوین کند.
سازوکار اجرای این برنامه به عنوان بخشی از توافق نهایی، ظرف ۶۰ روز نهایی خواهد شد.
تمام مجوزها، معافیتها و اجازههای لازم برای انجام معاملات اولیه مرتبط از سوی ایالات متحده آمریکا صادر خواهد شد.
توضیح مقام آمریکایی:
این بند آمریکا را ملزم نمیکند حتی یک دلار به ایران پرداخت کند یا در این صندوق مشارکت مالی داشته باشد. مفهوم آن این است که اگر توافق نهایی حاصل شود و ایران به تعهدات خود عمل کند، آمریکا اجازه خواهد داد که برای مثال امارات متحده عربی در ایران نیروگاه برق احداث کند.
بند هفتم
ایالات متحده آمریکا متعهد میشود همه انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران را لغو کند؛ از جمله تحریمهای مرتبط با قطعنامه های شورای امنیت و شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی و همچنین تمامی تحریمهای یک جانبه آمریکا، اعم از اولیه و ثانویه.
زمان بندی اجرای این اقدام در چارچوب توافق نهایی تعیین خواهد شد.
دو طرف همچنین اعلام میکنند که قصد دارند این موضوع را فورا در مذاکرات بررسی کنند تا به توافق متقابل برسند.
بند هشتم
جمهوری اسلامی ایران بار دیگر تاکید میکند که سلاح هستهای تولید یا خریداری نخواهد کرد.
ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران توافق کردهاند درباره نحوه تعیین تکلیف ذخایر مواد غنی شده ایران، مطابق سازوکاری که در آینده مورد توافق قرار خواهد گرفت، تصمیمگیری کنند.
حداقل اقدام پیشبینی شده، رقیق سازی این مواد در داخل ایران تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی است.
دو طرف همچنین توافق کردهاند درباره موضوع غنیسازی و سایر مسائل مرتبط با نیازهای هستهای ایران در چارچوبی که در توافق نهایی تعیین خواهد شد، مذاکره کنند.
توافق نهایی، مفاد این بند را تایید خواهد کرد.
دو کشور تاکید میکنند که موضوعات هستهای از اهمیت حیاتی برخوردار است و قصد دارند فورا برای دستیابی به توافق در این زمینه وارد مذاکره شوند.
توضیح مقام آمریکایی درباره بندهای ۷ و ۸:
نخست این که توافق فقط به گفتوگو درباره موضوع هستهای اشاره نکرده است. برخلاف ادعاهای مطرح شده در تبلیغات ایران، موضوع هسته ای به طور صریح در این تفاهم نامه آمده است.
دوم این که حداقل استاندارد تعیین شده این است که ذخایر اورانیوم غنی شده از طریق رقیق سازی از بین برود. این کف مطالبات ماست و برای فراتر رفتن از آن تلاش خواهیم کرد، اما همین که ایران با این موضوع موافقت کرده، یک پیروزی بزرگ برای آمریکا محسوب می شود.
سوم این که بندهای هفت و هشت به یکدیگر وابسته هستند. لغو تحریمها در بند هفت مستقیما به حل و فصل موضوع هستهای در بند هشت مرتبط است. هر اندازه ایران در اجرای تعهدات هستهای خود پیشرفت کند، به همان میزان از رفع تحریمها بهره مند خواهد شد.
بندهای نهم و دهم
تا زمان دستیابی به توافق نهایی، دو طرف توافق میکنند وضعیت موجود حفظ شود.
جمهوری اسلامی ایران وضعیت فعلی برنامه هستهای خود را حفظ خواهد کرد و ایالات متحده آمریکا هیچ تحریم جدیدی اعمال نخواهد کرد.
همچنین آمریکا متعهد می شود بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه و تا زمان لغو کامل تحریمها، وزارت دارایی مجوزهای لازم برای صادرات نفت، فرآورده های نفتی و مشتقات آن و همچنین تمامی خدمات مرتبط از جمله مبادلات بانکی، بیمه و حمل و نقل را صادر کند.
بند یازدهم
ایالات متحده آمریکا متعهد میشود پس از اجرای این تفاهمنامه، دسترسی کامل جمهوری اسلامی ایران به داراییها و منابع مالی مسدود شده یا محدود شده را فراهم کند.
جزئیات مربوط به آزادسازی این داراییها در جریان مذاکرات تعیین خواهد شد.
آمریکا همچنین متعهد میشود تمامی مجوزها و تاییدیههای لازم را برای انتقال این داراییها به حسابهای مورد تایید بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران صادر کند.
توضیح مقام آمریکایی:
آنچه ایران در ابتدا خواهان آن بود، دسترسی به این داراییها بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه بود. اما در نهایت پذیرفت که تنها در صورت اجرای تعهدات خود بتواند به بخشی از این داراییها دسترسی پیدا کند.
اگر ایران به تعهدات خود عمل کند، برای مثال در موضوع هستهای همکاری نشان دهد، بخشی از این داراییهای مسدود شده آزاد خواهد شد.
بند دوازدهم
ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران توافق میکنند یک سازوکار اجرایی برای نظارت بر اجرای موفق این تفاهمنامه و پایبندی به توافق نهایی ایجاد شود.
بند سیزدهم
پس از امضای این تفاهمنامه و آغاز اجرای بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ و ادامه اجرای آنها، ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مذاکرات درباره توافق نهایی را آغاز خواهند کرد.
بند چهاردهم
توافق نهایی با یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد تایید و پشتیبانی خواهد شد.
پس از این بند، صفحه امضاهای طرفین قرار دارد.
منبع: بیبیسی فارسی
Islamabad Memorandum of Understanding between the United States of America and the Islamic Republic of Iran.
The United States of America and the Islamic Republic of Iran have jointly agreed in good faith on such-and-such a date on the following.
1 — The United States of America and the Islamic Republic of Iran and their allies in the current war are signing this MOU to declare the immediate and permanent termination of military operations on all fronts, including in Lebanon, and undertake from now on not to initiate any war or any military operation against each other, and to refrain from the threat or use of force against each other, and ensuring the territorial integrity and sovereignty of Lebanon. The final deal will confirm the permanent termination of the war on all fronts, including in Lebanon and other provisions of this paragraph.
2 — The United States of America and the Islamic Republic of Iran undertake to respect each other’s sovereignty and territorial integrity and to refrain from interfering in each other’s internal affairs.
3 — The United States of America and the Islamic Republic of Iran commit to negotiating and achieving the final deal in maximum 60 days, extendable with mutual consent.
4 — Immediately upon the signing of this MOU, the United States of America will begin the removal of its naval blockade and any disturbances or impediments against the Islamic Republic of Iran, and will fully end the naval blockade within 30 days. During this period, the traffic of vessels will be in proportion to the numbers of pre-war traffic being restored by the Islamic Republic of Iran. The United States of America further undertakes to remove its forces from the proximity of the Islamic Republic of Iran within 30 days after the final deal.
5 — Upon the signing of this MOU, the Islamic Republic of Iran will make arrangements using its best efforts for the safe passage of commercial vessels with no charge, for 60 days only, from the Persian Gulf to the Sea of Oman and vice versa. The traffic of commercial vessels will immediately start, and considering the need for removing the technical and military obstacles, and demining by the Islamic Republic of Iran will be instated within 30 days. The Islamic Republic of Iran will conduct dialog with the Sultanate of Oman to define the future administration and maritime services in the Strait of Hormuz in discussion with other Persian Gulf littoral states in line with the applicable international law and the sovereign rights of coastal states of the Strait of Hormuz.
6 — The United States of America undertakes with regional partners to develop a definitive, mutually agreed plan with at least USD 300 billion for the reconstruction and economic development of the Islamic Republic of Iran. The mechanism for the implementation of this plan will be finalized as part of a final deal within 60 days. All required licenses, waivers and permissions needed for the relevant financial transactions will be granted by the United States of America.
7 — The United States of America undertakes to terminate all types of sanctions against the Islamic Republic of Iran, including the United Nations Security Council resolutions, IAEA Board of Governors resolutions, and all unilateral US sanctions, primary and secondary, in an agreed upon schedule as part of the final deal. The Islamic Republic of Iran and the United States of America acknowledge the critical importance of the sanctions termination issue above mentioned, and expressed their intentions to immediately address these issues in the negotiations in order to achieve mutual agreement on them.
8 — The Islamic Republic of Iran reaffirms that it shall not procure or develop nuclear weapons. The United States of America and the Islamic Republic of Iran have agreed to resolve the disposition of stockpiled enriched material pursuant to a mechanism that will be mutually agreed upon in accordance with the schedule mentioned in paragraph seven, with the minimum methodology to be down blended on site under the supervision of the IAEA. The two parties also agreed to discuss the issue of enrichment and other mutually agreed matters related to the Islamic Republic of Iran’s nuclear needs, based on a satisfactory framework being agreed upon in the final deal. The final deal will confirm the provisions of this paragraph. The United States of America and the Islamic Republic of Iran acknowledge the critical importance of the nuclear issues above mentioned. They express their intention to immediately address these issues in the negotiations in order to achieve mutual agreement on them.
9 — Pending the final deal, the United States of America and the Islamic Republic of Iran agree to maintain the status quo. The Islamic Republic of Iran will maintain the current status quo of its nuclear program, and the United States of America will not impose any new sanctions and will not deploy additional forces in the region.
10 — The United States of America undertakes that immediately upon the signing of this MOU and until the termination of sanctions, US Department of Treasury will issue waivers for the export of Iranian crude oil, petroleum products and derivatives, and all associated services, including banking transactions, insurances, transportation, etc.
11 — The United States of America undertakes to make fully available for use the frozen or restricted funds and assets of the Islamic Republic of Iran upon the implementation of this MOU. The United States of America and the Islamic Republic of Iran will mutually agree on the procedures related to the release of these funds during negotiations. Such funds, whether retained in the original account or transferred, shall be made fully usable for payment to any ultimate beneficiary designated by the Central Bank of the Islamic Republic of Iran. The United States of America undertakes to issue all necessary licenses and authorizations accordingly.
12 — The United States of America and the Islamic Republic of Iran agree that an executive mechanism will be established to monitor the successful implementation of this MOU and the future compliance of the final deal.
13 — After signing this MOU, and subject to the beginning of the implementation of paragraphs 1, 4, 5, 10 and 11 of this MOU, and the continuing implementation of these measures, the United States of America and the Islamic Republic of Iran will start negotiations regarding the final deal exclusively on the other paragraphs.
14 — The final deal will be endorsed by a binding UNSC resolution.
Sources: The New York Time and CNN.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ملّت پرشور و باوفای ایران!
همانگونه که مطلع شُدید، تفاهمنامهای بین رئیسجمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاشهای زیادی را بهعمل آوردند و البته این رئیسجمهور آمریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرمها برای این امر استفاده میکرد.
بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم. ایشان همچنین تصریح کردهاند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیادهخواهی کند، زیر بار آن نخواهند رفت.
از این لحظه، ما یعنی شما ملّت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود.
امیدواریم که دعای خیر سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف انواع نصرتها و فتوحات، برای ملّت باشرف ایران به ارمغان آورد.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
سیّدمجتبی حسینی خامنهای
۲۸ خرداد ۱۴۰۵
منبع: سایت مجتبی خامنهای
[i] Realpolitik