آزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایرانآزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایرانآزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایرانآزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران

آزادی و عدالت اجتماعی

جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران

  • صفحه اول
  • خبرها
  • مقاله ها
  • مصاحبه ها
  • بیانیه ها
  • دیدگاه ها
  • مواضع ما
  • انتشارات
  • گالری عکس ها
  • تریبون آزاد
  • درخواست عضویت
  • تماس با ما
  • در باره ما
    • تماس با ما
  • فارسی
  • English
0

روشنفکران سیاسیِ تاثیرگذار: از کتاب گُل های کویر – مسعود نقره کار. ۱ – خلیل ملکی

1 آگوست 2026
Categories
  • Center
  • Uncategorised
  • دیدگاه ها
Tags

روشنفکران سیاسیِ تاثیرگذار: از کتاب گُل های کویر – مسعود نقره کار

۱ – خلیل ملکی

 

خلیل ملکی (۱۲۸۰ ـ ۲۲ تیر ۱۳۴۸)، اندیشمند و نظریه‌پرداز سیاسیِ

سوسیال‌دموکرات، در سال 1280 ه.ش در تبریز به دنیا آمد و ۲۲ تیر ۱۳۴۸ در تهران درگذشت. وی در دورانی که «روشنفکری دچار سرگردانی و بحران بود، رویکردی کاملاً متفاوت برگزید و در جست‌وجوی راه جدیدی همچون سوسیال‌دموکراسی اروپای شمالی برآمد تا روشنفکران را دوباره به کنشگری سیاسی جذب کند.»

خلیل ملکی، «روشنفکر عصر بحران‌ها»، از جوانان جمعی بود که به ۵۳ نفر شهرت یافتند؛ جمعی که به اتهام اقدام علیه امنیت کشور زندانی شدند. وی از رهبران حزب تودۀ ایران شد، اما پس از چندی، در رابطه با مشی سیاسی حزب و نقش اتحاد جماهیر شوروی در این سیاست‌گذاری‌ها، اعتراض‌ها و انتقادهایی را متوجه رهبری این حزب کرد و از این حزب جدا شد.

«… پس از ماجرای فرقۀ دموکرات آذربایجان و مسئلۀ امتیاز نفت به شوروی، نطفۀ شک و تردید روشنفکران ایرانی به استالین و شوروی بسته شد. خلیل ملکی یکی از رهبران حزب تودۀ ایران بود که پرچم استقلال فکر و اندیشه را در مقابل سیاست‌های شوروی علم کرد…»

جدایی خلیل ملکی از حزب توده سبب شد رهبری حزب تودۀ ایران و حزب کمونیست اتحاد شوروی با روزنامه‌ها و نشریه‌های متعدد و رادیوپیک ایران، رادیو مسکو و… به تخریب و اتهام‌زنی به ملکی روی آورند و تا آن حد پیش رفتند که ـ به روایت دکتر مهرداد بهار ـ «رفقای حزبی‌اش نقشۀ قتل ملکی را در زندان فلک‌الافلاک» بکشند.

«… حزب توده ادعا کرد ملکی از حزب اخراج شده است… استراتژی آنها این بود که ملکی را، اگر نه آلت دست شاه، دست‌کم هم‌پیمان حکومت او و بریتانیایی‌ها نشان دهند.»

خلیل ملکی پس از انشعاب از حزب تودۀ ایران، در ۱۶ آذر ۱۳۲۶، اعلامیۀ انشعاب حزب سوسیالیست تودۀ ایران، که امضای ۱۲ نفر از همفکرانش را نیز پای خود داشت، منتشر کرد. «از سال ۱۳۲۸ در روزنامۀ شاهد مظفر بقایی مطالبی در انتقاد از حزب توده و علت انشعاب خود از آن حزب نوشت. دو سال بعد، با آغاز نهضت ملی، به اتفاق بقایی حزب زحمتکشان ملت ایران را تأسیس کرد. ملکی که انتشارات حزب را بر عهده داشت، نشریه‌ای به نام نیروی سوم به‌عنوان ارگان سازمان جوانان حزب منتشر کرد که این نام، پس از جدایی از بقایی، به گروه سیاسی ملکی اطلاق شد. در حالی‌که دکتر بقایی به‌تدریج در مقابل مصدق قرار می‌گرفت، ملکی و هوادارانش، با وجود انتقادهایی که از مصدق داشتند، از مصدق حمایت کردند و به مخالفت با تغییر مشی بقایی و حزب زحمتکشان پرداختند.» اولین مقالات اصلی دربارۀ ملی شدن صنعت نفت ایران به قلم خلیل ملکی در روزنامۀ شاهد منتشر شد.

«… ایراد اساسی او به حزب توده یکی رفتار خودسرانه و بوروکراتیک سران حزب بود، دیگری سرسپردگی آنان به سفارت شوروی. اگرچه همان سران، پس از شکست فاحش سیاست‌شان در قبال قیام آذربایجان (که ملکی با آن مخالفت کرده بود)، برای مدت کوتاهی به ملکی روی آوردند، اما پس از انشعاب ملکی و یارانش از حزب توده، کار آنها به جایی رسید که ملکی را جاسوس انگلیس، نوکر دربار و مأمور سازمان امنیت بنامند.» و بنویسند: «محبوب‌ترین تز مخالفان حزب، خلیل ملکی، انور خامه‌ای، جلال آل‌احمد و دکتر اپریم، “مسئلۀ استقلال حزبی” بود.»

«… دکتر اسحاق اپریم… پیش از سفر به انگلستان با گروه روشنفکران ارانی ارتباط داشت… در انگلستان با حزب کمونیست انگلیس رابطه داشت و بعد به ایران آمد. از همان ابتدا که نزد ما آمد، درست مثل جاه‌طلب‌های معروف، شلوغ کردن را شروع کرد و یک “چه باید کرد” نوشت و مدعی شد که باید حزب را عوض کنیم و یک گروه آوانگارد تأسیس کنیم که یک تودۀ وسیع دموکرات را رهبری کند… اپریم به گروه ملکی نزدیک شد… البته او محاکمه و از حزب اخراج شد. وی کتابی با عنوان چه باید کرد؟ برای نوسازی حزب منتشر کرد.»

«… ملکی بهای سنگینی برای خرد، اعتدال، مدارا و اعتقاد به دیالوگ در جامعه‌ای پرداخت که رژیم آن هر حرف انتقادی را بی‌رحمانه سرکوب می‌کرد و تنها هدف مخالفان آن نیز برانداختن رژیم بود. در نتیجه، رژیم در ادعانامۀ دادستان نظامی او را “یک ماجراجوی بالفطره و آنارشیست” توصیف کرد که “از احساسات رقیق جوانان برای رسیدن به هدف‌های کثیفش سوءاستفاده می‌کند و در این راه از هیچ وسیلۀ زشتی فروگذار نخواهد کرد” و در عین حال براندازان در بهترین حال او را انشعاب‌چی، ولی بیش از آن نوکر شاه، ساواک، انگلیس و (پس از آن) امپریالیسم آمریکا خواندند.»

 

«ملکی مرد مبارز سیاسی و اهل اندیشۀ سیاسی بود و از جوانی به رسالت روشنفکری و مبارزه‌گری روشنفکرانه در راستای اندیشۀ چپ باور داشت. پس از جدایی از حزب توده و استالینیسم هم همچنان رسالت روشنفکرانۀ خود را رها نکرد و به جبهۀ مصدقی پیوست. پس از ۲٨ مرداد به زندان و تبعید افتاد، اما با آزاد شدن از زندان همچنان بر آن بود که نباید میدان را خالی کرد و باید کوشید تا شرایط فعالیت سیاسی علنی فراهم شود… خط سیاسی و فکری ملکی در دوران بعد از کودتا تا انقلاب چندان خریدار نداشت، بلکه دشمنان فراوان هم داشت؛ به‌ویژه از جانب گروه‌های چپ تندرو، و از همه بدتر حزب توده، زیر ضرب تهمت و افترای دائمی بود. رژیم شاه هم با اعتمادبه‌نفسی که پیدا کرده بود و با پروژۀ “انقلاب شاه و ملت”ش، نه‌تنها جریان‌های انقلابی را با خشونت بسیار سرکوب می‌کرد، میدان به جریان‌های مصدقی میانه‌رو هم نمی‌داد، از جمله به ملکی و حزب او. چنان‌که جنبشی از ترکیب حزب‌های ملی ـ مصدقی را که با رهنمود دکتر مصدق با نام جبهۀ ملی سوم در سال ١۳۴۳ در حال شکل‌گیری بود، در نطفه خفه کرد. و به دنبال آن، ملکی و چند تن از رهبران جامعۀ سوسیالیست‌ها و نیز نهضت آزادی که دست‌اندرکار آن بودند، به زندان افتادند.»

در بیان نافرجامی ترور شخصیت خلیل ملکی و امثال او، پلخانف حرف آخر را زده است: «بزرگی یک شخصیت تاریخی به این مناسبت است که او دارای ویژگی‌های لازمی است که او را یکی از مستعدترین افراد برای خدمت به احتیاجات زمان و عصر خویش می‌نماید.»

«… ملکی در سال ۱۳۳۶ “جامعۀ سوسیالیست‌های جبهۀ ملی” را تشکیل داد و نشریۀ علم و زندگی را تا سال ۱۳۳۹ منتشر کرد.»

او در سال ۱۳۴۴ دوباره بازداشت و محاکمه شد. اتهام او همان اتهام ۲۷ سال پیش، قیام علیه امنیت کشور، بود. جلال آل‌احمد محاکمۀ ملکی را «به خاطر خفه کردن جبهۀ ملی سوم در نطفه‌اش، که ملکی و جامعۀ سوسیالیست‌ها محرک اصلی انعقادش بودند و اعلامیۀ وجودی‌اش با شرکت تمام احزاب وابسته به نهضت ملی در تیرماه ۱۳۴۴ مخفیانه منتشر شد»، می‌دانست.

ملکی و سه نفر از یارانش در دادگاه، دفاعی مفصل از خود کردند که به شکلی محدود در نشریات منتشر شد. دادگاه ملکی را مجرم شناخت و به سه سال زندان محکوم کرد. او پس از یک‌سال‌ونیم آزاد شد و اندکی بعد درگذشت.

«… دیدارهای ملکی با شاه که نشان از اعتدال سیاسی او داشت را نشانه‌ای دانستن مبنی بر اینکه او “جنایات پهلوی‌ها و عمق جنایات در آذربایجان و گوشه‌گوشۀ ایران همراه با جنایات امپریالیسم آمریکا و انگلستان را به بوتۀ فراموشی سپرده بود” با واقعیت منطبق نیست. ملکی در دیدارهایش ذره‌ای از مواضع خود عدول نکرد و به‌عنوان یک سوسیال‌دموکرات آزاداندیش و آزادی‌خواه با شاه ملاقات کرد…”

متاسفانه رژیم شاه نیز او را به اتهام «قیام علیه سلطنت مشروطه و اقدام به مسموم کردن ذهن جوانان» محاکمۀ نظامی، زندان، و از همۀ حقوق اجتماعی محروم کردند. در دوران محمدرضاشاه پهلوی حتی ممنوع‌القلمش کردند. (کتاب ده شب، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۶، سخنرانی شمس آل احمد)

«به اعتقاد ملکی، مصلحت این بود که مصدق با شاه مدارا می‌کرد، ضمن اینکه وی مخالف رویارویی با مصدق بود و تضعیف مصدق را تضعیف نهضت ملی می‌دانست.» (صمد رحمان‌زاده، «خلیل ملکی و جبهه ملی»، کیهان لندن، شماره 756، اردیبهشت 1378)

«… جریانی که به همت خلیل ملکی از حزب توده انشعاب کرد، اساساً یک جریان فرهنگی بود که اعضای شناخته‌شدۀ آن عبارت بودند از: فریدون توللی، رسول پرویزی، جلال آل‌احمد، محمدعلی خنجی، حسین ملک، ناصر وثوقی، هوشنگ ساعدلو، ابراهیم گلستان، نادر نادرپور، احمد آرام، که صادق هدایت نیز گاه در مباحثات آنان حضور داشت. این جریان فرهنگی، ابتدا با انتشار هفته‌نامۀ نیروی سوم و سپس با نشر ماهنامۀ علم و زندگی و بعد اندیشۀ نو (به سردبیری ناصر وثوقی) به تبلیغ و ترویج دیدگاه‌های خویش پرداخت، هرچند که در طول زمان، تنها خلیل ملکی بود که در عرصۀ فعالیت‌های سیاسی ـ تئوریک باقی ماند.»

خلیل ملکی آثار نوشتاری و ترجمه‌هایی از خود برجای گذاشت. وی به سه زبان انگلیسی، آلمانی و فرانسه آشنایی داشت و بیش از ۱۵ ترجمه و تألیف از او منتشر شده است: نقش شخصیت در تاریخ (پلخانف)، قهرمان تاریخ (سیدنی هوک)، انقلاب ناتمام (ایزاک دویچر)، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی (توماس سوره)، کتاب سیاه گرسنگی (حوزه دو کاسترو).

ملکی با نام مستعار نیز مقاله می‌نوشت: در مجلۀ نبرد زندگی با امضای «دانشجوی علوم انسانی» قلم می‌زد.[1]

[1] خاطرات خلیل ملکی ـ کاتوزیان، همایون: «خلیل ملکی و مسئلۀ مدرن شدن ایران»؛ گفت‌وگو با همایون کاتوزیان.

داریوش آشوری: گفت‌وگو، «از امید خلیل ملکی تا یأس احمد فردید» ـ مهرنامه / سایت تاریخ ایران، و فیس‌بوک «خلیل ملکی».

خلیل ملکی: اندیشمندی تنها، علی میرفطروس، سایت گویا، 2007 / خاطرات سیاسی خلیل ملکی، به کوشش محمدعلی همایون کاتوزیان، انتشارات رواق، ۱۳۶۰.

بی‌بی‌سی فارسی، 2012 ـ همایون کاتوزیان: «خلیل ملکی، از انشعاب تا همراهی مصدق».

مجموعه مقالات خلیل ملکی، مجموعه 5 جلدی، رضا آذری شهرضایی، ناشر اختران، سال 1396.

روشنفکران سیاسیِ تاثیرگذار: از کتاب گُل های کویر – مسعود نقره کار. ۱ – خلیل ملکی

1 آگوست 2026
Categories
  • Center
  • Uncategorised
  • دیدگاه ها
Tags
Share

Related posts

1 اکتبر 2026

تحریم‌ها و فقر ویرانگر ـ یاری‌رسانی.  بحث آزاد جمعه  ۲ اکتبر  ساعت ۱۸ به وقت اروپای مرکزی


Read more
27 سپتامبر 2026

راه سوم؛ از خلیل ملکی تا مسالهٔ گذار ایران در۱۴۰۵ . رشید سپهروند( ایران)


Read more
27 سپتامبر 2026

“از زیست به عاملیت؛ از سوژه‌های تحت فشار تا کنش جمعی در ایران امروز. ” انسان‌ها آن‌چنان که زیست می‌کنند می‌اندیشند، نه آن‌چنان که می‌اندیشند، زیست می‌کنند. آرمان روشن    


Read more

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوسیال دموکراسی در ایران

سوسیال دموکراسی در ایران

مختصری در بارۀ اجتماعیون ـ عامیون
علی موسیو یکی از بنیادگذاران و فعالان اجتماعیون عامیون در انقلاب مشروطه ایران 

© 2021 - آزادی و عدالت اجتماعی
Follow us on Facebook

  • Youtube
  • Facebook
  • Telegram
0