زنان خاورمیانه؛ قربانیان مذهب، سنت و قوانین ضد زن
شیرین جهانیان
زنان در خاورمیانه دهههاست در تقاطع پیچیدهای از سنت، ساختارهای مردسالارانه، قوانین تبعیضآمیز و تفسیرهای بنیادگرایانه ضد زن زندگی میکنند. اگرچه شرایط زنان در کشورهای مختلف این منطقه یکسان نیست و نمیتوان همه جوامع را با یک معیار سنجید، اما در بسیاری از آنها، زنان همچنان برای دستیابی به ابتداییترین حقوق انسانی خود با موانع جدی روبهرو هستند.
مسئله زنان در خاورمیانه تنها یک مسئله جنسیتی نیست؛ بلکه موضوعی مرتبط با آزادی، عدالت، حقوق بشر و کرامت انسانی است. هنگامی که قانون، مذهب یا سنت به ابزاری برای محدود کردن آزادیهای فردی زنان تبدیل میشود، نتیجه آن شکلگیری نظامی است که در آن زن نه بهعنوان یک انسان مستقل، بلکه بهعنوان فردی تحت قیمومیت و کنترل تعریف میشود.
مذهب؛ ایمان شخصی یا ابزار قدرت؟
مذهب برای میلیونها انسان در خاورمیانه بخشی از هویت، فرهنگ و زندگی معنوی آنان است. بنابراین، نقد قوانین تبعیضآمیز نباید به معنای نفی باورهای دینی مردم تلقی شود. مسئله اصلی زمانی آغاز میشود که برداشتهای خاص و بنیادگرایانه از مذهب وارد ساختار حکومت و قانون میشود و حقوق زنان را محدود میکند.
در چنین شرایطی، حکومتها ممکن است پوشش، ازدواج، طلاق، حضانت فرزندان، اشتغال و حتی رفتوآمد زنان را تحت کنترل قرار دهند. در این ساختار، بدن و زندگی خصوصی زن به موضوعی سیاسی تبدیل میشود و استقلال فردی او کاهش مییابد.
در بسیاری از جوامع، قوانین مبتنی بر تفسیرهای مذهبی یا سنتی، حقوق زنان را در حوزههایی مانند ارث، ازدواج، طلاق و سرپرستی فرزندان محدود کردهاند. این قوانین، هنگامی که با ساختارهای مردسالارانه ترکیب میشوند، چرخهای از نابرابری را بازتولید میکنند که نسل به نسل ادامه مییابد.
قانون؛ زمانی که تبعیض رسمی میشود
یکی از مهمترین مشکلات زنان در بخشهایی از خاورمیانه، وجود قوانین و مقرراتی است که میان زن و مرد تفاوت قائل میشوند. در برخی کشورها، زن برای تصمیمگیری درباره زندگی شخصی خود با محدودیتهای قانونی مواجه است و در برخی دیگر، دسترسی برابر به فرصتهای شغلی، سیاسی و اجتماعی همچنان با موانع جدی روبهروست.
قانون زمانی که به جای حمایت از انسان، ابزار کنترل او شود، عدالت را از بین میبرد. هیچ جامعهای نمیتواند ادعای آزادی و دموکراسی داشته باشد، در حالی که نیمی از جمعیت آن از حقوق برابر برخوردار نیستند.
قوانین ضد زن تنها به ممنوعیتهای آشکار محدود نمیشوند. گاهی تبعیض در قالب قوانینی ظاهر میشود که در ظاهر از «حفظ خانواده» یا «حفظ ارزشهای اخلاقی» سخن میگویند، اما در عمل استقلال و اختیار زنان را محدود میکنند.
حجاب اجباری و کنترل بدن زن
یکی از آشکارترین نمونههای کنترل زنان، اجبار در نوع پوشش است. در برخی کشورهای منطقه، زنان به دلیل انتخاب پوشش خود با مجازات، بازداشت، محرومیت اجتماعی یا خشونت مواجه میشوند.
مسئله اصلی در اینجا تنها نوع پوشش نیست؛ بلکه حق انتخاب است. یک زن باید بتواند درباره بدن و پوشش خود آزادانه تصمیم بگیرد، همانگونه که هیچ حکومتی نباید او را مجبور به پوششی خاص کند یا به دلیل انتخاب پوشش متفاوت مجازات کند.
جنبشهای اعتراضی زنان در سالهای اخیر، بهویژه در ایران و افغانستان، نشان دادهاند که مسئله آزادی پوشش در واقع بخشی از مبارزه بزرگتر برای حق انتخاب، استقلال فردی و کرامت انسانی است.
خشونت علیه زنان؛ زخمی پنهان
خشونت علیه زنان در خاورمیانه تنها به خشونت دولتی محدود نیست. خشونت خانگی، ازدواج اجباری، کودکهمسری، قتلهای ناموسی، قاچاق انسان و محرومیت از تحصیل نیز از جمله مشکلاتی هستند که بسیاری از زنان با آن مواجهاند.
در جوامعی که ساختارهای قانونی و فرهنگی از زنان حمایت کافی نمیکنند، قربانیان خشونت اغلب با سکوت و بیعدالتی روبهرو میشوند. بسیاری از زنان به دلیل ترس از طرد اجتماعی یا مجازات، قادر به شکایت یا ترک یک رابطه خشونتآمیز نیستند.
مبارزه با این وضعیت تنها با تغییر قانون ممکن نیست. آموزش، آگاهی عمومی، استقلال اقتصادی زنان و ایجاد نهادهای مستقل برای حمایت از قربانیان خشونت نیز ضروری است.
زنان؛ قربانی جنگ و افراطگرایی
جنگهای طولانی و ظهور گروههای افراطی نیز زندگی زنان خاورمیانه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. زنان در مناطق جنگزده نه تنها با آوارگی و فقر مواجه میشوند، بلکه در بسیاری موارد قربانی خشونت جنسی، ازدواج اجباری و سوءاستفاده گروههای مسلح میشوند.
گروههای افراطی با تفسیرهای سختگیرانه و ایدئولوژیک از مذهب، تلاش کردهاند زنان را از عرصه عمومی حذف کنند. محدودیت در تحصیل، اشتغال و حضور اجتماعی زنان، نمونهای از این سیاستهاست.
شیرین جهانیان
۲۵ جولای ۲۰۲۶_ ۳ مرداد ۱۴۰۵