دکتر مسعود نقرهکار: پاسدار حافظه تاریخی سرکوب و مدافع آزادی اندیشه – «روشنفکر راستین نه دنبالهرو باورهای از پیش ساخته، بلکه جویندهای آزاداندیش است.»
احد قربانی دهناری
مسعود نقرهکار (زاده ۱۳۳۲، تهران) پزشک، نویسنده، پژوهشگر و کنشگر فرهنگی معاصر ایران است که بخش مهمی از فعالیت فکری او به دفاع از آزادی بیان، نقد سانسور، بررسی تاریخ روشنفکری ایران و افشای سرکوب دگراندیشان اختصاص یافته است. او از نویسندگان پرکار حوزهی تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران به شمار میرود و آثار متعدد او، بهویژه در زمینهی روشنفکری، آزادی اندیشه، خشونت سیاسی، حقوق انسان و رفاه همگانی جایگاهی ویژه در ادبیات انتقادی معاصر یافته است.
از مهمترین آثار او میتوان به مجموعهی شش جلدی «تاریخ جنبش روشنفکری و کانون نویسندگان ایران» و مجموعهی پنج جلدی «دگراندیشی و کشتار دگراندیشان در ایران» اشاره کرد. این آثار، مبارزات روشنفکران و نویسندگان ایرانی برای آزادی بیان، استقلال فرهنگی و تشکلیابی مدنی را در دو دورهی تاریخی پهلوی و جمهوری اسلامی بررسی میکند.
نقرهکار در کتاب «زنگیهای گود قدرت» به نقش گروههای لمپن، جاهلها و نیروهای غیرنهادی در تاریخ معاصر ایران پرداخته و نشان داده است که چگونه حکومتهای اقتدارگرا در دورههای مختلف از این نیروها برای مقابله با مخالفان، روشنفکران، تشکلهای مدنی و جنبشهای اجتماعی بهره گرفتهاند.
اما شاید مهمترین اثر نظری او دربارهی روشنفکری، کتاب «گلهای کویر» باشد؛ پژوهشی گسترده دربارهی مفهوم روشنفکری، تاریخ روشنگری در ایران و موانع شکلگیری اندیشهی مستقل. این کتاب را میتوان تلاشی برای پاسخ به یک پرسش بنیادین دانست: روشنفکر واقعی کیست و چه چیزی او را از ایدئولوگ، مبلّغ سیاسی یا شبهروشنفکر جدا میکند؟
اندیشههای مسعود نقرهکار را باید در بستر تاریخ پرتنش روشنفکری ایران در سدهی اخیر فهمید؛ دورهای که روشنفکران ایرانی همزمان با سه مانع بزرگ روبهرو بودهاند: اقتدار سیاسی، سنتهای فکری بسته و ایدئولوژیهای تمامیتخواه.
از دورهی مشروطه به بعد، روشنفکران ایرانی تلاش کردند مفاهیمی مانند قانون، آزادی، حقوق شهروندی، آموزش عمومی و مشارکت اجتماعی را وارد فضای فکری جامعه کنند. شخصیتهایی چون طالبوف، آخوندزاده و آقاخان کرمانی از نگاه نقرهکار از نخستین پیشگامان این روند بودند که با نقد استبداد، خرافات و عقبماندگی اجتماعی، زمینهی شکلگیری اندیشهی نو را فراهم کردند.
با این حال، مسیر روشنفکری در ایران همواره با سرکوب، سانسور و بحرانهای درونی همراه بوده است. حکومتهای اقتدارگرا، چه در دورهی پهلوی و چه پس از انقلاب ۱۳۵۷، در مقاطع مختلف با محدود کردن آزادی بیان و کنترل نهادهای مستقل فرهنگی، فضای فعالیت روشنفکران را محدود کردهاند.
از سوی دیگر، نقرهکار معتقد است که خود جریان روشنفکری نیز از آسیبهایی مانند جزماندیشی، وابستگی ایدئولوژیک، فاصله گرفتن از واقعیت اجتماعی و تبدیل آرمانهای سیاسی به باورهای مطلق مصون نبوده است. از نگاه او، یکی از بحرانهای مهم روشنفکری ایران، جایگزین شدن «ایمان سیاسی» به جای «پرسشگری روشنفکرانه» بوده است.
مبنای اصلی اندیشهی نقرهکار دفاع از روشنفکری مستقل، عقلانی و پرسشگر است. او روشنفکر را انسانی میداند که: پرسشگر است و هیچ باور، قدرت یا سنتی را از نقد مصون نمیداند؛ بر خرد، تجربه و داوری مستقل تکیه دارد؛ در برابر قدرت سیاسی و اجتماعی مسئولانه موضع میگیرد؛ برای آزادی، برابری، کرامت و حرمت انسان تلاش میکند. از نظر او، روشنفکری وابسته به یک مکتب سیاسی یا ایدئولوژی خاص نیست. روشنفکر واقعی کسی نیست که از یک حقیقت نهایی دفاع کند، بلکه کسی است که همواره آمادهی بازنگری در اندیشهی خود باشد.
در «گلهای کویر»، نقرهکار میان «روشنفکر» و «ایدئولوگ» تفاوت اساسی قائل میشود. ایدئولوگ معمولاً در چارچوب یک نظام فکری بسته حرکت میکند و واقعیت را با معیارهای از پیش تعیینشده میسنجد؛ اما روشنفکر باید توانایی شک کردن، نقد کردن و اصلاح اندیشهی خویش را داشته باشد.
از همین منظر، او نقد جدی خود را متوجه بخشهایی از جریان چپ ایران میکند که در دهههای پایانی حکومت پهلوی، تحت تأثیر مارکسیسم و مبارزهی انقلابی، گاه به نوعی جزماندیشی سیاسی گرفتار شدند. به باور او، بخشی از این جریانها به جای دفاع از آزادی اندیشه، خود به نفی اندیشههای مخالف پرداختند.
اندیشهی مسعود نقرهکار ارتباطی مستقیم با مفهوم رواداری دارد؛ زیرا محور اصلی کار او دفاع از حق دیگری برای متفاوت بودن است. از دیدگاه او، جامعهی آزاد بدون پذیرش تکثر فکری، آزادی بیان و امکان حضور دگراندیشان شکل نمیگیرد. رواداری برای نقرهکار به معنای بیتفاوتی نسبت به حقیقت یا پذیرش هر اندیشهای بدون نقد نیست؛ بلکه به معنای پذیرش حق انسانها برای اندیشیدن، بیان کردن و مشارکت اجتماعی بدون ترس از سرکوب است. در آثار او چند محور اساسی رواداری دیده میشود:
۱. دفاع از آزادی بیان: نقرهکار سانسور را یکی از مهمترین ابزارهای نابودی فرهنگ گفتوگو میداند. از نگاه او، جامعهای که در آن اندیشههای مخالف امکان بیان ندارند، امکان اصلاح و پیشرفت نیز نخواهد داشت.
۲. دفاع از دگراندیشان: مجموعهی «دگراندیشی و کشتار دگراندیشان در ایران» تلاشی مستند برای ثبت سرنوشت کسانی است که به دلیل اندیشه، باور یا مواضع سیاسی خود مورد سرکوب قرار گرفتهاند. این اثر در چارچوب تاریخ رواداری، اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا نشان میدهد که حذف دیگری و نفی تفاوتها چگونه به خشونت سیاسی منجر میشود.
۳. توجه به نقش زنان در گسترش آگاهی: نقرهکار در بررسی تاریخ روشنفکری ایران، نقش زنان را برجسته میکند. او نشان میدهد که زنان ایرانی نه تنها قربانی محدودیتهای سنتی نبودهاند، بلکه خود از عوامل مهم گسترش آگاهی و تغییر اجتماعی بودهاند. او از چهرههایی مانند طاهره قرهالعین، بیبیخانم استرآبادی، فخرآفاق پارسا و دیگر زنان فعال فرهنگی یاد میکند که با آموزش، نویسندگی، سازماندهی و فعالیت اجتماعی، مرزهای سنتی را به چالش کشیدند.
از نگاه نقرهکار، مبارزه برای حقوق زنان بخشی جداییناپذیر از مبارزه برای رواداری است؛ زیرا جامعهای که نیمی از اعضای خود را از حق انتخاب، آموزش و مشارکت محروم کند، نمیتواند جامعهای آزاد و بردبار باشد.
یکی از محورهای اصلی آثار نقرهکار، نقد سازوکارهای قدرتی است که با آزادی اندیشه ناسازگارند. او دو سرچشمهی اصلی نارواداری در تاریخ معاصر ایران را بررسی میکند:
۱. استبداد سیاسی: به باور نقرهکار، حکومتهای اقتدارگرا همواره روشنفکران را تهدیدی برای قدرت خود دانستهاند. ابزارهایی مانند سانسور، زندان، تخریب شخصیت و حذف فیزیکی، در دورههای مختلف برای خاموش کردن صدای منتقدان به کار گرفته شده است. او ضمن نقد عملکرد حکومت پهلوی، از محدودیتهای سیاسی، نظام تکحزبی، فعالیت ساواک و بیاعتنایی به بخشی از نیروهای فکری و ملی انتقاد میکند. در عین حال، اشاره میکند که در همان دوره، برخی تغییرات اجتماعی مانند گسترش آموزش زنان، حق رأی زنان و افزایش حضور آنان در عرصههای حرفهای و فرهنگی نیز رخ داده است.
۲. جزماندیشی مذهبی و ایدئولوژیک: نقرهکار همچنین به نقد ساختارهای فکریای میپردازد که با پرسشگری و آزادی اندیشه ناسازگارند. او معتقد است هر نظام فکری ـ مذهبی یا سیاسی ـ هنگامی که خود را صاحب حقیقت مطلق بداند، به سوی نارواداری حرکت میکند. از نگاه او، مشکل اصلی نه باور دینی یا سیاسی به خودی خود، بلکه تبدیل شدن هر باور به ابزار حذف دیگری است.
مسعود نقرهکار را میتوان در شمار نویسندگان و پژوهشگرانی قرار داد که مفهوم رواداری را از سطح اخلاق فردی به عرصهی اجتماعی و سیاسی گسترش دادهاند. اهمیت کار او در این است که رواداری را با موضوعاتی چون آزادی بیان، حقوق بشر، نقد قدرت، استقلال روشنفکری و مبارزه با خشونت پیوند میدهد.
سهم دکتر نقرهکار در تاریخ اندیشهی رواداری در ایران قابل توجه است. او با ثبت تجربهی سرکوب دگراندیشان و دفاع از حق آزادی اندیشه، یادآوری میکند که بدون پذیرش دیگری، بدون گفتوگو و بدون تحمل تفاوتها، هیچ جامعهای به دموکراسی و فرهنگ مدارا دست نخواهد یافت. او نمایندهی جریانی از اندیشهی معاصر است که رواداری را نه صرفاً یک فضیلت اخلاقی، بلکه شرط بنیادین زندگی مدنی، آزادی انسانی، پیشرفت فرهنگی و رفاه همگانی میداند.
احد قربانی دهناری
۱۷ مرداد ۱۴۰۵ – ۸ اوت ۲۰۲۶