موضعِ “جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران” در رابطه با “سامانۀ پادشاهی خواهی”
سوسیال دمکرات ها سیاست را هنرِ فرصت ها دانسته اند و از هر فرصتی برای ایجاد جامعه ای بر اساس ایده آل های آزادی، دمکراسی، برابری، همبستگی و صلح استفاده کرده اند.
یکی از مهمترین ویژهگیها در سیاست سوسیالدموکراتها، پراگماتیسم است، یعنی هوشمندانه و فارغ از هرگونه پیشداوری راهِحلی برای مشکلات جامعه ارائه دادهشود که ضمن قابلِ اجرابودن و رعایت ارزشهای پایهای با کمترین آسیب به بهبود شرایط جامعهیاری رساند. این شیوهی تفکر راه را برای همکاری، ائتلاف و اتحاد با نیروها و در دورههای گوناگون هموار میکند بدون اینکه ارزشهای اساسی و پایهای این اندیشه کنار گذاشتهشود. پراگماتیسم به ویژه هنگامی نقش و اثربخشی خود را نشان میدهد که جامعه در بحران ژرفی گرفتار باشد و یا نیروهای آزادیخواه و دموکراسی خواه نتوانند حاکمان مستبد را به تنهایی سرنگون کنند و نیاز به همکاری، ائتلاف و یا اتحادی فراگیر با نحلههای فکری و حتا رقبا ضروری میباشد، به همین دلیل سوسیال دموکرات ها با هر شخصیت و نیروی سیاسی و اجتماعی ای که برای رسیدن به جامعه ای آزاد، اّباد و مرفه تلاش ومبارزه کرده است همراه و همگام بوده اند.
“جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران” برای رسیدن ایران به جامعه ای دمکرات، عدالت محور و سکولار مبتنی بر بنیانهای اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای پیوست ان، و با اتکا به نقش و اهمیتِ کلیدیِ ارزش های بنیادین سوسیال دموکراسی، بویژه ” همبستگی”، خواهان همبستگی گستردۀ اجتماعی، ملی و بین المللی ایرانیان بوده است، این همبستگی که نه فقط تا سرنگونی جمهوری اسلامی بلکه به عنوان یک ضرورت برای فردای ایران حیاتی است.
“جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران” با تلاشِ پیگیر سامان دهیِ یک ائتلاف یا جبهه فراگیرِ دموکراسی خواهی، متشکل از شخصیت ها و نیروهای سوسیال دموکرات، ملی گرا، چپ دموکرات، راست میانه ( لیبرال دموکرات)، تشکل های اتنیکی وسایر جریان های دموکراسی خواه را از محوری ترین مسئولیت ها و وظایف خود دانسته است. این “جمعیت” از آغاز شکل گیری و فعالیت هایش، در راۀِ ایجاد” همبستگی ملی”، به عنوان ضروری ترین اقدام برای سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار جایگزینی دموکرات و عدالت محور و سکولار، سندی 12 ماده ایِ با عنوان” ما آمادۀ همیاری و همکاری هستیم” تدوین وراهنمای سیاست های ” ائتلافی” خود قرار داده است.
در بخشی از این سندِ پیشنهادی آمده است:
“جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران با خواست سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزینی حکومتی آزادیخواه، دمکراتیک و پایبند به اعلامیه جهانی حقوق بشر، آماده گفت و گو، همیاری، همکاری، ائتلاف و اتحادعمل با شخصیت ها و نیروهای آزادیخواه، عدالت طلب وترقیخواه است. بدیهی است برنامه نهائیِ سیاسی و عملی برای گفت و گو، همیاری، همکاری، ائتلاف و اتحاد عمل براساس توافق مشترک تدوین خواهد شد.
ما باور داریم که آینده میهن ما در گروِ همراهی و همکاری همه شخصیت ها و نیروهای آزادیخواه در راستای مبارزه با جمهوری اسلامی است، به همین دلیل آماده همراهی و همکاری با شخصیت ها و نیروهائی هستیم که در راه تحقق خواست های زیر تلاش و مبارزه می کنند:
1- سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی
2- استقرارحکومتی دموکراتیک با قانون اساسی ای مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های بین المللی و کنوانسیون های آن.
3- جدایی دین از حکومت – آزادی همه ادیان با تاکید بر باور به سکولاریسم و عدم دخالت ادیان در عرصه دولت، حکومت و آموزش و پرورش.
4- حفظ یکپارچگی ایران / نظام دمکراتیکِ غیرمتمرکز
و…”
این سند پیشنهادی در آذرماه سال 1399 مورد بازنگری و تصویب مجدد اعضای جمعیت قرار گرفت، همراه با تاکید براین امر مهم که “جمعیت” تنها ” خط قرمز” ش برای گفت و گو و هر نوع همکاری رژیم جمهوری اسلامی است. “جمعیت” بارها اعلام کرده که حاضر است با تمامی شخصیت ها و نیروهای سیاسی و اجتماعی که برای سرنگونی جمهوری اسلامی مبارزه می کنند و به نتایج صندوق انتخابات بعد از سرنگونی پایبندند گفت و شنید داشته باشد و در راستای ایجاد همکاری و ائتلاف گام بردارد. جمعیت با چنین دیدگاهی با ده ها شخصیت و جریان سیاسی چپ، میانه، ملی گرا، راست میانه و ملی – مذهبی های خواهان سرنگونی حکومت اسلامی، با هدف تشکیل و سامان دادن جبهه یا ائتلاف گسترده علیه حکومت اسلامی، حول خواست های مشترک ” گفت و شنید” و همکاری کرده است. برخی از شخصیت ها و جریان های سیاسی نسبت به درخواستِ گفت وشنید، و همکاری شرط ها گذاشتند و سرانجام امتناع کردند، برخی بی جواب گذاشته اند، اما شخصیت ها و جریان هائی از طیف های سیاسی مختلف پاسخ مثبت داده اند و همراه و همگام با جمعیت در پروژه ها و برنامه های گوناگون برای سامان دادن ائتلافی فراگیر و ایجاد همبستگی ملی گام هائی ارزشمند برداشته اند.
در میان جریان های سیاسی و شخصیت هائی که برای گفت وشنید و همکاری با “جمعیت” پاسخ مثبت داده اند بخش هایی از ” طیف سیاسیِ پادشاهی خواهی” از جمله حزب مشروطه ایران ( لیبرال دموکرات) و شاهزاده رضا پهلوی بودند، که پاسخ مثبت آن ها مورد استقبال جمعیت قرار گرفت.
آنچه برای “جمعیت” ملاک و معیار بوده و هست پایبندی یک شخصیت و نیروی سیاسی و اجتماعی به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی است، از نگاه ما جریان سیاسی پادشاهی خواهی طیف سیاسی متنوعی است با پیشینه تاریخی و سیاسی طولانی که بخشی از مردم میهنمان باورمند و پشتیبان این جریان و سامانه سیاسی هستند، بسیاری از باورمندان و هواداران این جریان سیاسی در برنامه هائی متنوع و متعدد، خود را تلاشگر و مبارزی در راستای تحقق آزادی، دموکراسی و حقوق بشر در ایران معرفی کرده اند، خود را پایبند به رای اکثریت مردم در تعیین نظام آینده اعلام کرده اند، بنابراین نمی توان اراده گرایانه و ذهنی تصور حذف و طرد چنین جریان و نیروئی را از عرصه سیاسی داشت. این مجموعه مثل هر نحله سیاسی دیگری از طیف های مختلف و متفاوت شکل گرفته است، از راست میانه ( لیبرال دموکرات) تا راست افراطی.
“جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران” همکاری با حزب مشروطه ایران ( لیبرال دموکرات) را بر مبنای برنامه این حزب، که متکی به افکار و کردار لیبرال دموکراتیک داریوش همایون است، قرار داده است. گفت وشنید با شاهزاده رضا پهلوی و حمایت از تلاش های “وحدت طلبانه ” ایشان نیز بر مبنای گفتارها و برنامه های دموکراسی خواهانه ایشان به ویژه کارپایۀ ” پیمان نوین” (7 مهرماه 1399) و حضور فعال در کمپین هایی فراگیر همچون کمپینِ ” نه به جمهوری اسلامی” (21 اسفند 1399) بوده است. ایشان همراه با تلاش هایشان برای جلب گفت و شنید وهمکاری شخصیت ها و نیروهای ملی و بینالمللی، در رابطه با پیمان نوین در مصاحبه های متعدد اذعان داشتند:
” …انگیزه من برای ارائه این پيمان نوين، رسیدن به قدرت سیاسی نیست، بلکه تلاش برای برقراری سیستمی است که در آن، قدرت هرگز در انحصار یک فرد یا یک گروه نباشد. تک تک مردم ایران فارغ از جنسیت/قومیت/مذهب، ضمن قبول مسئولیت، در تصمیم گیری برای آینده کشورشان باید به یک اندازه سهیم باشند.
حکومت فردی و ساختار هرمی قدرت در دنیای امروز، پاسخ گوی نیازهای یک جامعه پیشرو و پویا نیست. رفاه و پیشرفت در دنیای امروز، در برپایی حکومتی است که بر خرد جمعی، مشارکت عمومی و مسئولیتپذیری شهروندی استوار باشد. گام نخست برای رسیدن به چنین شرایطی، گذار از جمهوری اسلامی است که نماد انحصار و انباشت ثروت و قدرت در دست گروهی اندک است.
ما امروز به روشنی میدانیم که چه میخواهیم: یک ساختار سیاسی پایدار مبتنی بر اراده مردم که در آن، قدرت در خدمت مردم و مدافع منافع ملی باشد، نه در انحصار گروهی خاص.
تنها آلترناتیو مقبول، حاکمیت مردم ایران است! نظامی که در آن، قانونِ برآمده از رای آزاد مردم، بالاترین مرجع حکومت است… هیچ شخص یا گروه یا نیرویی به تنهایی نمیتواند ما را نجات دهد. ما، یا با هم این کشتی طوفان زده را به ساحل امن میرسانیم، یا جدا جدا غرق خواهیم شد. من به همه نیروهای سیاسی دموکراسی خواه فارغ از گذشته و گرایش سیاسی شان دست یاری دراز میکنم و می خواهم با کنار گذاشتن اختلافات و خود بزرگ بینی و برتری جویی، روی یک هدف متمرکز شوند: نجات ایران…” ( برگرفته از متن پیمان نوین و گفتارها و مصاحبه ها- مهرماه 1399)
“جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران” به ویژه بند نخست ” پیمان نوین” وسخنان ایشان در بارۀ این پیمان نامه را مثبت و گامی به پیش تلقی کرده است.
جمعیت اما هر نوع گفت و شنید و همکاری با جریان های راست افراطی و انحصارطلبِ طیف پادشاهی خواهی را رد و نفی کرده است و افکار و رفتار آنان را به سود جنبش دموکراسی خواهی نمی داند. جمعیت در ارائه هشدار و صدور بیانیه ها و گفتارها و نوشتارها در بارۀ رشد راست افراطی و رفتار و گفتار زیانبار و تفرقه افکنانه این طیف کوتاهی نکرده است.( بیانیه افراطی های تفرقه انداز-دیماه 1403 ، لمپنیسم سیاسی در خدمت حکومت اسلامی- اردیبهشت ماه 1405 و….)
اکنون آنچه باعث شده است این متن انتشار یابد نگرانی و انتقادِ برخی ازهواداران و اعضای جمعیت سوسیال دموکراسی در رابطه با گفت و شنید و همکاری با لیبرال دموکرات ها و دموکراسی خواهانِ جریان پادشاهی خواهی، از جمله شاهزاده رضا پهلوی است. فاصله گرفتن شاهزاده رضا پهلوی از”پیمان نوین” و برخی از موضع گیری های دموکراسی خواهانه که برخی از نمودهای آن ها در کتابچه دوران اضطرارنیز آمده است ( نقد این کتابچه دوران اضطرار از سوی”جمعیت” در22 اسفند 1404 منتشر شد) و نیز تمایل و گرایش ایشان به راست افراطیِ جریان پادشاهی خواهی، و همچنین راست افراطی در عرصه جهانی، پرسش برانگیز و نگران کننده است. همین ویژگی در دوری جستن حزب مشروطه ایران ( لیبرال دموکرات) از برنامه تدوین شدۀ این حزب توسط داریوش همایون مطرح است. ” جمعیت” امیدواراست که پادشاهی خواهان، به عنوان یکی از مهمترین جریان های سیاسیِ مخالفِ جمهوری اسلامی با زدایشِ افکار و رفتار غیردموکراتیک، انحصارطلبانه و فرقه گرایانه گام های استواری در راهِ شکل گیری ائتلافی فراگیر با هدف سرنگونی حکومت اسلامی، و تحقق آزادی، دموکراسی و حقوق بشر بردارند.
جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران با اتکا به سند 12 ماده ایِ ” ما آماده همیاری و همکاری هستیم”، در قبال دگرگونی های جاری در جریان پادشاهی خواهی، سیاست ” گفت و شنید، پرسشگری و انتقاد سازنده” با حزب مشروطه ایران و شاهزاده رضا پهلوی را پیش خواهد بُرد. به باور ما آنچه می تواند نقش تاثیر گذار و مثبت و تصحیح کننده در اپوزیسیون جمهوری اسلامی داشته باشد طرح انتقادهای سازنده، تقویت دموکراسی خواهی و همکاری و همگرائی در طیف های سیاسی مدعی دموکراسی خواهی (جمهوریخواهان، چپ دموکرات، ملی گرایان دموکرات، شورای ملی مقاومت- مجاهدین، و احزاب و سازمان های اتنیکی- قومی و ملی- مذهبیهای سکولار و خواهان گذار از جمهوری اسلامی) است. اجتناب و دوری گزینی از تفرقه افکنی، فرقه گرائی، ناسزاگوئی، اتهام زنی و ترور شخصیت نیز راه را برای نزدیکی و ائتلاف فراگیر هموار خواهد ساخت.
جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران به راه خود ادامه می دهد، به راه آزادی و صلح، به راهِ دوستی و همراهی و همگامی با هر آن کس وجریان و نیروئی که از آزادی و آبادی و عدالت اجتماعی بگوید و در راه تحقق آن ها تلاش و مبارزه کند.
جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران
28مرداد 1405/ 19 آگوست 2026