آزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایرانآزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایرانآزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایرانآزادی و عدالت اجتماعی جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران

آزادی و عدالت اجتماعی

جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران

  • صفحه اول
  • خبرها
  • مقاله ها
  • مصاحبه ها
  • بیانیه ها
  • دیدگاه ها
  • مواضع ما
  • انتشارات
  • گالری عکس ها
  • تریبون آزاد
  • درخواست عضویت
  • تماس با ما
  • در باره ما
    • تماس با ما
  • فارسی
  • English
0

نگاهی به پیروزی حزب آلترناتیو برای آلمان؛ انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت ۲۰۲۶ / هرمس برادری

19 سپتامبر 2026
Categories
  • Center
  • Uncategorised
  • دیدگاه ها
Tags

نگاهی به پیروزی حزب آلترناتیو برای آلمان؛ انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت ۲۰۲۶ / هرمس برادری

 

 

برگرفته از سایت عصر نو
۱۷ شهریور ۱۴۰۵ – ۸ سپتامبر ۲۰۲۶

 

پیش‌درآمد

انتخابات پارلمان ایالتی زاکسن-آنهالت در سال ۲۰۲۶، تصویری فراتر از یک جابه‌جایی ساده میان احزاب به دست می‌دهد. پیروزی گستردهٔ آلترناتیو برای آلمان تقریباً همهٔ لایه‌های جغرافیایی و اجتماعی ایالت را دربر گرفته است: از مناطق روستایی و شهرهای کوچک تا بخش‌هایی از نیروی کار و آرایی که در انتخابات پیشین اصلاً به صندوق ریخته نشده بودند. در مقابل، اتحادیهٔ دموکرات مسیحی، که پنج سال پیش تقریباً سراسر نقشهٔ حوزه‌های انتخاباتی را در اختیار داشت، این بار حتی یک کرسی مستقیم نیز به دست نیاورد. با این همه، نقشهٔ انتخاباتی زاکسن-آنهالت کاملاً یک‌دست نیست و حزب چپ توانست در سه حوزهٔ انتخاباتی در دو شهر بزرگ ایالت، هاله و ماگدبورگ، پیشروی آلترناتیو برای آلمان را متوقف کند.

بررسی جزئیات و دقایق نتایج حاکی است که برای فهم این انتخابات، صرفاً نگاه‌کردن به درصد آرای احزاب کافی نیست. ترکیب جنسیتی رأی‌دهندگان، آرای شناور، بازگشت کسانی که در انتخابات پیشین رأی نداده بودند، تفاوت میان شهر و روستا و همچنین وضعیت گروه‌های مختلف اجتماعی، هر یک بخشی از این تحول را توضیح می‌دهند. آنچه در زاکسن-آنهالت رخ داد، از یک سو نشانهٔ گسترش پایگاه اجتماعی آلترناتیو برای آلمان و از سوی دیگر نشانهٔ فرسایش احزاب سنتی است؛ اما در دل همین تصویر کلی، تفاوت‌هایی وجود دارد که روایت سادهٔ یک پیروزی یکپارچه را پیچیده‌تر می‌کند.

آرای شناور، جنسیت و کارگران

حزب آلترناتیو برای آلمان در انتخابات پارلمان ایالتی زاکسن-آنهالت، بیش از همه از حضور دوبارهٔ کسانی سود برد که در انتخابات پیشین شرکت نکرده بودند. بررسی مقدماتی جابه‌جایی رأی‌دهندگان که مؤسسهٔ اینفراتست دیماپ برای شبکهٔ آ.ار.د. انجام داده، نشان می‌دهد این حزب پس از در نظر گرفتن رفت‌وآمد آرا میان خود و این گروه، حدود ۱۷۰ هزار رأی بیشتر به دست آورده است. به این ترتیب، رأی‌دهندگانی که در انتخابات پیشین پای صندوق نرفته بودند، مهم‌ترین منبع افزایش آرای حزب آلترناتیو برای آلمان بوده‌اند.

مقایسهٔ این رقم با جابه‌جایی آرای میان احزاب، ابعاد این افزایش را بهتر نشان می‌دهد. حزب آلترناتیو برای آلمان از اتحادیهٔ دموکرات مسیحی، حزب دموکرات آزاد، حزب چپ، حزب سوسیال دموکرات و حزب سبزها، در مجموع ۱۲۱ هزار رأی بیشتر جذب کرده است. در مقابل، ۴۹ هزار رأی نیز از این حزب به سبد رأی احزاب دیگر رفته است.

بیشترین ریزش رأی به سود  حزب آلترناتیو برای آلمان از میان هواداران اتحادیه دموکرات مسیحی بوده است. بر پایهٔ تحلیل مؤسسهٔ اینفراتست دیماپ، در جابه‌جایی آرای میان این دو حزب، شمار کسانی که از اتحادیه دموکرات مسیحی به آلترناتیو برای آلمان روی آورده‌اند، ۸۲ هزار نفر بیشتر از رأی‌دهندگانی است که مسیر عکس را طی کرده‌اند.

پس از آن، حزب دموکرات آزاد، لیبرال ها، قرار دارد که حزب آلترناتیو برای آلمان در جابه‌جایی رأی با آن ۱۹ هزار رأی بیشتر به دست آورده است.

این حزب از میان رأی‌دهندگان حزب چپ، حزب سوسیال دموکرات و حزب سبزها نیز هوادارانی جذب کرده است. با این حال، تنها حزبی که توانسته در جابه‌جایی آرا، از آلترناتیو برای آلمان پیشی بگیرد، اتحاد سارا واگن‌کنشت است که ۲ هزار رأی بیشتر از حزب آلترناتیو برای آلمان جذب کرده است.

اتحادیهٔ دموکرات مسیحی نیز توانسته است بخشی از کسانی را که در انتخابات قبلی رأی نداده بودند، این بار به پای صندوق‌های رأی بکشاند؛ اما موفقیت این حزب در مقایسه با حزب آلترناتیو برای آلمان بسیار محدودتر بوده است. بر اساس ارزیابی مؤسسهٔ اینفراتست، اتحادیهٔ دموکرات مسیحی از کسانی که در انتخابات پیشین شرکت نکرده بودند، حدود ۳۲ هزار رأی به دست آورده است، در حالی که افزایش آرای آلترناتیو برای آلمان از این گروه بیش از پنج برابر این رقم بوده است.

در عین حال، شمار آرایی که اتحادیهٔ دموکرات مسیحی به حزب آلترناتیو برای آلمان از دست داده، به‌تنهایی بسیار بیشتر از تعداد کسانی بوده است که این حزب توانسته از میان افرادی که در انتخابات پیشین رأی نداده بودند، به سوی خود جلب کند.

آمار مربوط به آرای شناور برآوردی است و بر پایهٔ شمارش واقعیِ تغییر گرایش رأی‌دهندگان به دست نیامده است. این برآوردها، از جمله بر اساس نظرسنجی‌ها و نتایج انتخابات تهیه می‌شوند و ارقام اعلام‌شده، نتیجهٔ نهاییِ جابه‌جایی آرا پس از محاسبهٔ تغییر آرا در هر دو جهت است.

بنابراین، رقم ۱۷۰ هزار رأی به معنای تعداد کل کسانی نیست که در انتخابات پیشین رأی نداده بودند اما این بار به آلترناتیو برای آلمان رأی داده‌اند؛ این رقم فقط نشان می‌دهد که آلترناتیو برای آلمان، پس از کسر آرایی که در جهت مقابل از دست داده، در مجموع ۱۷۰ هزار رأی خالص از میان کسانی به دست آورده است که پیش‌تر در انتخابات شرکت نکرده بودند.

نمودار سهم آرا بر اساس جنسیت نشان می‌دهد که مهم‌ترین شکاف میان رأی‌دهندگان زن و مرد به حزب آلترناتیو برای آلمان مربوط است. این حزب در میان مردان با ۵۰ درصد آرا فاصله‌ای چشمگیر با دیگر احزاب دارد، در حالی که سهم آن در میان زنان ۳۹ درصد است. با این همه، حزب آلترناتیو برای آلمان همچنان در میان زنان نیز بیشترین رأی را به دست آورده است. اتحادیهٔ دموکرات مسیحی، در مقابل، در میان زنان با ۱۹ درصد از مردان با ۱۵ درصد رأی بیشتری دارد.

دیگر احزاب نیز تفاوت‌های کوچک‌تری میان رأی زنان و مردان دارند. حزب سوسیال دموکرات و حزب چپ هر دو در میان زنان اندکی محبوب‌ترند و سهم سبزها در دو گروه برابر و ۹ درصد است. اتحاد سارا واگن‌کنشت نیز در میان زنان با ۶ درصد رأی، نسبت به مردان با ۴ درصد، موقعیت بهتری دارد. در مجموع، نمودار نشان می‌دهد که تفاوت جنسیتی در انتخابات زاکسن-آنهالت بیش از همه در میزان حمایت از آلترناتیو برای آلمان آشکار است؛ پایگاه رأی این حزب در میان مردان به‌مراتب گسترده‌تر از زنان است.

 

نمودار ذیل نشان می‌دهد که در میان کارگران زاکسن-آنهالت، حزب آلترناتیو برای آلمان با ۵۹ درصد رأی و افزایشی ۲۵ واحد درصدی نسبت به سال ۲۰۲۱، فاصله‌ای بسیار چشمگیر با دیگر احزاب ایجاد کرده است. در مقابل، اتحادیهٔ دموکرات مسیحی با ۹ درصد، نسبت به انتخابات پیشین ۱۹ واحد درصد از حمایت خود  را در این گروه باخته است. حزب چپ و حزب سوسیال دموکرات نیز به‌ترتیب ۷ و ۶ درصد رأی دارند، در حالی که اتحاد سارا واگن‌کنشت ۶ درصد و سبزها ۵ درصد رأی کارگران را به دست آورده‌اند. این الگو موید آن است که موفقیت حزب آلترناتیو برای آلمان تنها یک پدیدهٔ روستایی یا حاصل بسیج گروه‌های بیرون از بازار کار نیست؛ این حزب در میان بخشی از نیروی کار شاغل نیز پایگاه بسیار گسترده‌ای پیدا کرده است.

 

با این حال، زاکسن-آنهالت را نباید صرفاً یک ایالت «صنعتی» به معنای کلاسیک کلمه دانست. بر اساس داده‌های رسمی، بخش خدمات همچنان بخش اصلی اشتغال را تشکیل می‌دهد و درجهٔ خدماتی‌شدن اقتصاد ایالت در سال ۲۰۲۵ به ۷۲٫۲ درصد رسیده بود. در عین حال، صنعت تولیدی هنوز جایگاه مهمی دارد و در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۴۳ هزار نفر در این بخش کار می‌کردند. تمرکز اشتغال صنعتی در مناطقی چون هارتس، بُرده، آنهالت-بیترفِلد و بورگن‌لاندکرایس چشمگیر است؛ در جنوب و مرکز ایالت نیز صنایع شیمیایی، دارویی و پالایشی اهمیت ویژه‌ای دارند. اتحادیهٔ کارگری آلمان، صنایع شیمیایی، خودروسازی، فلز و برق را از بخش‌های مهم و در عین حال تحت فشار این منطقه می‌داند. از سوی دیگر، اتحادیهٔ کارفرمایی نوردوِست‌کِمی نیز تأکید می‌کند که حدود یک‌سوم کارکنان صنعت شیمی شرق آلمان در زاکسن-آنهالت مشغول به کارند و صنایع شیمیایی، دارویی و پالایشی نزدیک به دو پنجم گردش مالی صنعتی ایالت را تشکیل می‌دهند.

در کنار این مراکز صنعتی، بخش بزرگی از زاکسن-آنهالت همچنان روستایی و کشاورزی است. در سال ۲۰۲۵، از بیش از ۱٫۱۴ میلیون هکتار زمین کشاورزی ایالت، حدود ۹۶۸ هزار هکتار را زمین‌های زراعی تشکیل می‌داد. مناطق شمالی و شرقی ایالت، از جمله آلت‌مارک، و همچنین نواحی کشاورزیِ بُرده، در کنار مناطق صنعتی جنوب، بخشی از ساختار دوگانهٔ اقتصادی ایالت را شکل می‌دهند. در مورد بازار کار نیز تفاوت جنسیتی قابل توجه است: بر پایهٔ آخرین دادهٔ تفکیک‌شدهٔ رسمی در ماه مه ۲۰۲۶، نرخ بیکاری مردان در زاکسن-آنهالت ۸٫۶ درصد و نرخ بیکاری زنان ۷٫۳ درصد بود. این تفاوت می‌تواند بخشی از زمینهٔ شکاف‌های سیاسی میان زنان و مردان را توضیح دهد، اما به‌تنهایی برای توضیح تفاوت رأی آن‌ها کافی نیست؛ ساختار شغلی، نوع صنایع، سطح درآمد، امنیت شغلی و تفاوت میان شهرها و مناطق روستایی نیز باید در تحلیل نقش داشته باشند.

حزب آلترناتیو برای آلمان

در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت، حزب آلترناتیو برای آلمان در ۳۸ حوزه از مجموع ۴۱ حوزهٔ انتخابیه، بیشترین رأی مستقیم را به دست آورد. به همین دلیل، به‌جز یک نفر، همهٔ اعضای فراکسیون این حزب در پارلمان ایالتی از میان نامزدهایی خواهند بود که مستقیماً در حوزه‌های انتخابیه خود پیروز شده‌اند.

نمودار فوق نشان می‌دهد که آلترناتیو برای آلمان بخش مهمی از رشد خود را از جذب رأی‌دهندگان دیگر احزاب و، بیش از همه، از اتحادیهٔ دموکرات مسیحی و آرای کسانی که دوباره به پای صندوق رأی آمدند به دست آورده است. بزرگ‌ترین جریان انتقال رأی، با حدود ۸۳ هزار رأی، از اتحادیهٔ دموکرات مسیحی به سوی آلترناتیو برای آلمان بوده و پس از آن، حدود ۱۷ هزار رأی از لیبرال‌ها و همین تعداد از کسانی که دوباره در انتخابات شرکت کردند، به این حزب رسیده است. همچنین، رأی‌دهندگانی از حزب چپ، حزب سوسیال‌دموکرات و سبزها نیز به سوی آلترناتیو برای آلمان حرکت کرده‌اند. در مقابل، نمودار نشان می‌دهد که حدود ۲ هزار رأی از حزب آلترناتیو برای آلمان به اتحاد سارا واگن‌کنشت منتقل شده است؛ نکته‌ای که، برخلاف انتخابات سراسری پارلمان آلمان در سال ۲۰۲۵، اتحاد سارا واگن‌کنشت را به تنها جریانی تبدیل می‌کند که توانسته است بخشی از آرای آلترناتیو برای آلمان را به خود جذب کند.

بالاترین میزان رأی مستقیم به حزب آلترناتیو برای آلمان، و در واقع بالاترین نتیجه در میان همهٔ نامزدهای انتخابات، به رایْنر کرچمان در حوزهٔ انتخابیهٔ آیس‌لبن رسید که ۵۵٫۶ درصد آرا را به دست آورد. پس از او، هانس توماس تیلسشنایدر در حوزهٔ کوئرفورت با ۵۴٫۹ درصد قرار گرفت. یوناس دیرک در وایسن‌فلس و ماتیاس بوتنر در اشتاسفورت نیز هر کدام ۵۳٫۴ درصد آرا را کسب کردند. در میان نامزدهای پیروز حزب آلترناتیو برای آلمان، کریستیان مرتنس در حوزهٔ ماگدبورگ ۳ با ۳۵٫۲ درصد، کمترین سهم از آرای مستقیم را داشت. او در این حوزه توانست سون شولتسه، وزیر رئیس ایالت و نامزد اتحادیهٔ دموکرات مسیحی، را شکست دهد. اولریش زیگموند، نامزد اصلی آلترناتیو برای آلمان، نیز در حوزهٔ انتخابیهٔ گِنتین با کسب ۴۹ درصد آرا پیروز شد.

نمودار ذیل تصویری روشن از دلایل بخشی از اقبال به آلترناتیو برای آلمان در زاکسن-آنهالت ارائه می‌دهد. ۶۷ درصد از پاسخ‌دهندگان معتقدند این حزب بهتر از دیگر احزاب فهمیده است که «بسیاری از مردم دیگر احساس نمی‌کنند کسی صدایشان را می‌شنود». همچنین ۵۹ درصد می‌گویند سایر احزاب با آلترناتیو برای آلمان «رفتاری ناآگاهانه و نامناسب» داشته‌اند. در کنار این دو عامل، مواضع سخت‌گیرانهٔ حزب در زمینهٔ مهاجرت و مخالفت با ارسال تسلیحات به اوکراین نیز برای ۵۸ و ۵۷ درصد از پاسخ‌دهندگان جذاب بوده است. این داده‌ها نشان می‌دهد که حمایت از این حزب فقط به یک موضوع واحد محدود نیست، بلکه آمیزه‌ای از احساس نادیده گرفته‌شدن، نارضایتی از احزاب رقیب و حمایت از برخی مواضع مشخص سیاسی در آن نقش دارد.

در عین حال، نمودار تصویری یک‌دست و کاملاً بی‌انتقاد از آلترناتیو برای آلمان نشان نمی‌دهد. تنها ۳۸ درصد اولریش زیگموند، رهبر انتخاباتی حزب، را نخست‌وزیر خوبی می‌دانند. با این همه، ۴۳ درصد معتقدند حزب آلترناتیو برای آلمان، با وجود حضور برخی سیاستمداران راست‌افراطی در آن، در مجموع بیشتر در «میانهٔ سیاسی» قرار دارد. این فاصله میان حمایت گسترده از برخی مواضع و ارزیابی محتاطانه‌تر از چهرهٔ اصلی حزب، نشان می‌دهد که بخشی از جذابیت آلترناتیو برای آلمان را باید در نارضایتی عمومی و موضوعات سیاسی مورد مناقشه جست‌وجو کرد، نه صرفاً در اعتماد شخصی به رهبران آن.

حزب دمکرات مسیحی

پنج سال پیش، اتحادیهٔ دموکرات مسیحی به‌جز یک حوزهٔ انتخابیه، در همهٔ حوزه‌ها پیروز شده بود؛ اما این بار حتی یک کرسی مستقیم نیز به دست نیاورد. سون شولتسه، نامزد اصلی این حزب، در حوزهٔ انتخابیهٔ ماگدبورگ ۳ رقابتی نزدیک‌تر از دیگر حوزه‌ها داشت، اما با کسب ۳۱٫۷ درصد آرای مستقیم، در برابر کریستیان مرتنس، نامزد آلترناتیو برای آلمان که ۳۵٫۲ درصد آرا را به دست آورده بود، شکست خورد. از دیگر نتایج نسبتاً بهتر اتحادیهٔ دموکرات مسیحی در آرای مستقیم می‌توان به حوزه‌های دسائو-روسلاو و هالدنس‌لبن اشاره کرد که این حزب در هر دو ۲۹٫۶ درصد آرا را به دست آورد.

در آرای فهرست حزبی نیز بهترین نتیجهٔ اتحادیهٔ دموکرات مسیحی در حوزهٔ ویتنبرگ ثبت شد؛ جایی که این حزب ۲۱٫۴ درصد آرا را به دست آورد. پس از آن، حوزهٔ یسن با ۱۹٫۹ درصد و مرزبورگ با ۱۹ درصد قرار داشتند. در مقابل، اتحادیهٔ دموکرات مسیحی در حوزهٔ هاله ۳، که پیش‌تر نیز از آن نام برده شد، تنها ۱۱٫۳ درصد آرا را کسب کرد.

 

نمودار آرای شناور  فوق نشان می‌دهد که اتحادیهٔ دموکرات مسیحی در این انتخابات با جابه‌جایی قابل‌توجهی در پایگاه رأی خود روبه‌رو بوده است. این حزب توانسته ۳۰ هزار رأی از کسانی جذب کند که در انتخابات پیشین رأی نداده بودند و این بار دوباره پای صندوق رأی رفتند. با این حال، بخش بزرگی از رأی‌دهندگان پیشین اتحادیهٔ دموکرات مسیحی به احزاب دیگر روی آورده‌اند؛ مهم‌ترین مقصد آن‌ها آلترناتیو برای آلمان بوده که ۸۳ هزار رأی از این حزب جذب کرده است.

در کنار این انتقال بزرگ، اتحادیهٔ دموکرات مسیحی ۱۹ هزار رأی به حزب سوسیال دموکرات، ۱۸ هزار رأی به سبزها، ۱۲ هزار رأی به حزب چپ، ۷ هزار رأی به اتحاد سارا واگن‌کنشت و ۲ هزار رأی به حزب دموکرات آزاد واگذار کرده است. در مجموع، نمودار تصویری روشن از فرسایش پایگاه رأی اتحادیهٔ دموکرات مسیحی ارائه می‌دهد: جذب دوبارهٔ بخشی از کسانی که پیش‌تر رأی نداده بودند، نتوانسته است کاهش گستردهٔ آرای این حزب به سود دیگر احزاب، به‌ویژه آلترناتیو برای آلمان، را جبران کند.

حزب چپ

جابه‌جایی آرا نشان می‌دهد که حزب چپ نیز توانسته است بخشی از آرای شناور را به سوی خود جلب کند، اما هم‌زمان بخشی از رأی‌دهندگانش را به احزاب دیگر واگذار کرده است. در میان کسانی که در انتخابات پیشین رأی نداده بودند اما این بار پای صندوق رفتند، ۱۵ هزار رأی بیشتر به حزب چپ رسید. این حزب همچنین در جابه‌جایی آرا با اتحادیهٔ دموکرات مسیحی و حزب دموکرات آزاد، به‌ترتیب ۷ هزار و ۲ هزار رأی بیشتر به دست آورد. در مقابل، بخشی از رأی‌دهندگان حزب چپ به سبزها، آلترناتیو برای آلمان و اتحاد سارا واگن‌کنشت روی آوردند. این جابه‌جایی‌ها نشان می‌دهد که بخشی از پایگاه رأی حزب چپ، به‌ویژه در میان رأی‌دهندگانی که وابستگی حزبی ثابت و پایداری ندارند، همچنان شناور و در معرض تغییر است.

حزب چپ در مجموع تنها در جایگاه پنجم انتخابات قرار گرفت، اما هر سه حوزهٔ انتخابیه‌ای را که به حزب آلترناتیو برای آلمان نرسید، به دست آورد. در حوزهٔ هاله ۳، یانیک-لوریس بالینت با کسب ۳۹٫۹ درصد آرا پیروز شد؛ نتیجه‌ای که ۴٫۶ برابر سهم حزب چپ از آرای فهرستی در سراسر ایالت بود. گیتا زوسان هارتنشتاین-ویرمان نیز در حوزهٔ مجاور، هاله ۲، با ۲۹٫۶ درصد پیروز شد و مصطفی گرونر در ماگدبورگ ۲ با ۲۹٫۴ درصد آرا به پیروزی رسید. با این حال، این دو نتیجه در مقایسه با دیگر پیروزهای حوزه‌های انتخابیه در سراسر ایالت، پایین‌ترین میزان رأی را داشتند.

از دیگر مناطق نسبتاً موفق حزب چپ می‌توان به حوزهٔ انتخابیهٔ آلت‌مارک‌کرایس زالتس‌ودل اشاره کرد که این حزب در آن ۱۰٫۷ درصد آرای فهرستی را به دست آورد؛ در شهرداری گولدبک نیز سهم آرای حزب به ۱۳٫۸ درصد رسید. در مقابل، حزب چپ در حوزه‌های باد دورنبرگ-زالِه‌کرایس و زاله‌کرایس، در هر دو با ۶٫۵ درصد، نتایج ضعیفی داشت. ضعیف‌ترین عملکرد حزب نیز در شهرداری شنائودرتال ثبت شد، جایی که تنها ۴٫۲ درصد آرا را به دست آورد.

تنها حزب چپ توانست در سه حوزهٔ انتخابیه، مسیر پیروزی‌های پیاپی آلترناتیو برای آلمان را متوقف کند. مصطفی گرونر در ماگدبورگ ۲، گیتا هارتنشتاین-ویرمان در هاله ۲ و یانیک-لوریس بالینت در هاله ۳ پیروز شدند و هر سه کرسی مستقیم این حوزه‌ها را به دست آوردند.

اینکه حزب چپ توانست در دو شهر بزرگ زاکسن-آنهالت رأی قابل‌توجهی به دست آورد، چندان دور از انتظار نبود. این حزب بیش از دیگران بر مواضع ضدفاشیستی خود تأکید کرد و بخش بزرگی از فعالیت انتخاباتی‌اش را متوجه جوانان، به‌ویژه زنان جوان، افراد کوییر و مهاجران ساخت. در یک کلام، حزب چپ بیش از همه در محیط‌های شهری توانست رأی جمع کند.

این الگو در سطح فدرال نیز برای حزب موفقیت‌آمیز بوده است؛ در انتخابات پارلمان فدرال، به‌ویژه رأی زنان جوانِ ساکن شهرهای بزرگ نقش مهمی در موفقیت حزب چپ داشت. اما این الگوی انتخاباتی در ایالتی مانند زاکسن-آنهالت، با گستره‌ای وسیع و جمعیتی که بخش بزرگی از آن در مناطق روستایی زندگی می‌کند، کارآمدی محدودی دارد.

جابه‌جایی آرا حاکی است  که حزب چپ نیز توانسته است بخشی از آرای شناور را به سوی خود جلب کند، اما هم‌زمان بخشی از رأی‌دهندگانش را به احزاب دیگر واگذار کرده است. در میان کسانی که در انتخابات پیشین رأی نداده بودند اما این بار پای صندوق رفتند، ۱۵ هزار رأی بیشتر به حزب چپ رسید. این حزب همچنین در جابه‌جایی آرا با اتحادیهٔ دموکرات مسیحی و حزب دموکرات آزاد، به‌ترتیب ۷ هزار و ۲ هزار رأی بیشتر به دست آورد. در مقابل، بخشی از رأی‌دهندگان حزب چپ به سبزها، آلترناتیو برای آلمان و اتحاد سارا واگن‌کنشت روی آوردند. این جابه‌جایی‌ها نشان می‌دهد که بخشی از پایگاه رأی حزب چپ، به‌ویژه در میان رأی‌دهندگانی که وابستگی حزبی ثابت و پایداری ندارند، همچنان شناور و در معرض تغییر است.

سبزها

نمودار فوق مسیر بخش دیگری از آرای شناور در انتخابات پارلمان ایالتی زاکسن-آنهالت در سال ۲۰۲۶ را نشان می‌دهد. سبزها توانستند بخشی از آرای حزب سوسیال‌دموکرات، حزب چپ، لیبرال‌ها، اتحادیهٔ دموکرات مسیحی و نیز آرای کسانی که دوباره به پای صندوق رأی رفتند را به سوی خود جلب کنند؛ در مقابل، بخشی از رأی‌دهندگان سبزها نیز به آلترناتیو برای آلمان گرایش یافتند. این الگو نشان می‌دهد که رقابت میان احزاب تنها بر سر انتقال رأی از یک حزب به حزب دیگر نیست، بلکه بازگشت بخشی از رأی‌دهندگان پیشینِ غیرمشارکت‌کننده نیز در تغییر آرایش انتخاباتی نقش دارد.

سبزها الگوی انتخاباتی کاملاً متفاوتی از آلترناتیو برای آلمان داشتند و پایگاه رأی‌شان به‌طور چشمگیری در چند مرکز شهری متمرکز بود. در حوزهٔ هاله ۳، این حزب در بخش رأی‌گیری به فهرست‌های حزبی بیشترین رأی را به دست آورد و در جایگاه نخست قرار گرفت؛ در همهٔ حوزه‌های انتخاباتی دیگر، این جایگاه به آلترناتیو برای آلمان رسید. سبزها در هاله ۳ توانستند ۳۳٫۷ درصد آرا را به دست آورند؛ رقمی که تقریباً چهار برابر سهم این حزب از آرای سراسر ایالت بود. در سطح شهرها و شهرستان‌ها نیز هاله با ۲۰٫۷ درصد و ماگدبورگ با ۱۶٫۱ درصد مهم‌ترین کانون‌های رأی سبزها بودند و همین تمرکز در سطح شهرداری‌ها نیز دیده می‌شد.

در مقابل، این حزب در بخش بزرگی از مناطق دیگر ایالت تقریباً هیچ پایگاه انتخاباتی نداشت. برای نمونه، سهم سبزها از آرا در حوزهٔ انتخابیهٔ آیس‌لبن تنها ۳٫۸ درصد بود؛ در شهرستان مانسفلد-زود‌هارتس و برخی شهرداری‌های آن نیز وضعیت بسیار ضعیف‌تر بود و در شنائودرتال سهم آرای سبزها به فقط ۱٫۸ درصد رسید. فاصلهٔ چشمگیر میان هاله و شنائودرتال، بیش از آنکه صرفاً نوسان طبیعی رأی یک حزب باشد، ساختار جغرافیایی و اجتماعی پایگاه سبزها را آشکار می‌کند: حزبی با نفوذ چشمگیر در بخش‌هایی از مراکز بزرگ شهری، اما با حضوری بسیار محدود در بخش بزرگی از جغرافیای زاکسن-آنهالت.

حزب سوسیال دمکرات

حزب سوسیال دمکرات، با وجود آنکه برای نخستین بار از سال ۲۰۱۱ به این سو در سطح ایالت به سومین حزب بزرگ تبدیل شد، نتوانست در هیچ حوزهٔ انتخابیه، شهرستان یا شهرداری‌ای بیشترین رأی را به دست آورد. بهترین نتیجهٔ این حزب در حوزهٔ ورنیگروده با ۱۴ درصد و ضعیف‌ترین عملکردش در حوزهٔ اشتاسفورت با ۶٫۵ درصد ثبت شد.

حزب سوسیال دمکرات، با وجود آنکه برای نخستین بار از سال ۲۰۱۱ به این سو در سطح ایالت به سومین حزب بزرگ تبدیل شد، نتوانست در هیچ حوزهٔ انتخابیه، شهرستان یا شهرداری‌ای بیشترین رأی را به دست آورد. بهترین نتیجهٔ این حزب در حوزهٔ ورنیگروده با ۱۴ درصد و ضعیف‌ترین عملکردش در حوزهٔ اشتاسفورت با ۶٫۵ درصد ثبت شد.

حزب سوسیال دمکرات در شهرهای ورنیگروده و ایلسنبورگ در منطقهٔ هارتس، هر کدام ۱۶٫۵ درصد رأی به دست آورد؛ اما سهم آن در هدرس‌لبن تنها ۲٫۹ درصد بود. در میان شهرستان‌ها نیز ضعیف‌ترین نتیجهٔ حزب با ۷ درصد در بورگن‌لاندکرایس ثبت شد، در حالی که بهترین عملکرد آن در دو شهر هاله و ماگدبورگ بود.

نمودار جابه‌جایی آرا نشان می‌دهد که حزب سوسیال دموکرات بیش از همه از بازگشت کسانی سود برده است که در انتخابات پیشین رأی نداده بودند؛ ۱۸ هزار نفر از این گروه این بار به این حزب رأی داده‌اند. سوسیال دموکرات‌ها همچنین ۱۹ هزار رأی از اتحادیهٔ دموکرات مسیحی و ۲ هزار رأی از حزب دموکرات آزاد جذب کرده‌اند. در مقابل، ۶ هزار رأی‌دهندهٔ این حزب به آلترناتیو برای آلمان، ۶ هزار نفر به اتحاد سارا واگن‌کنشت و ۲ هزار نفر به سبزها روی آورده‌اند. در مجموع، این جابه‌جایی‌ها از افزایش خالص حدود ۲۵ هزار رأی برای حزب سوسیال دموکرات حکایت دارد.

اتحاد سارا واگن کنشت

اتحاد سارا واگن‌کنشت در این انتخابات، با وجود سهم نسبتاً محدودش از کرسی‌ها، می‌تواند نقشی بسیار فراتر از وزن انتخاباتی خود ایفا کند. حزب آلترناتیو برای آلمان، با آنکه به بزرگ‌ترین نیروی پارلمان ایالتی تبدیل شده، به اکثریت مطلق نرسیده است؛ بنابراین سرنوشت تشکیل دولت به رفتار سایر نیروها گره خورده است. اتحاد سارا واگن‌کنشت  از مدت‌ها پیش مخالفت خود را با «دیوار آتش» در برابر آلترناتیو برای آلمان اعلام کرده و رهبرانش آمادگی گفت‌وگو با این حزب را نیز رد نکرده‌اند. میان آلترناتیو برای آلمان و ائتلاف سارا واگن‌کنشت در موضوعاتی مانند انتقاد از جریان اصلی سیاسی، مخالفت با سیاست کنونی آلمان در قبال جنگ اوکراین و ارسال تسلیحات به کی‌یف، خواستِ پایان‌دادن به تحریم‌ها علیه روسیه و محدودکردن مهاجرت و تشدید کنترل‌های مرزی، اشتراک‌هایی وجود دارد؛ اشتراک‌هایی که در انتخابات ایالتی زاکسن نیز به هر دو حزب امکان داد بخشی از آرای اعتراضی و ناراضی از احزاب حاکم را جذب کنند. با این حال، فاصلهٔ میان آن‌ها صرفاً ایدئولوژیک نیست و در سیاست‌گذاری‌های مشخص نیز آشکار می‌شود: ائتلاف سارا واگن‌کنشت، برخلاف آلترناتیو برای آلمان، از حق بنیادین پناهندگی دفاع می‌کند و در عین محدودکردن مهاجرت غیرقانونی، خواهان سازمان‌دهی و تسهیل مهاجرت نیروی کار ماهر است. اختلاف دیگر به سیاست اقتصادی و اجتماعی مربوط می‌شود؛ ائتلاف سارا واگن‌کنشت نقش گسترده‌تری برای دولت، نظام تأمین اجتماعی و مداخله در اقتصاد قائل است، در حالی که آلترناتیو برای آلمان عموماً از کاهش مالیات‌ها، محدودکردن نقش دولت و تقلیل یا محدودسازی برخی خدمات رفاهی دفاع می‌کند. بنابراین، هم‌پوشانی دو حزب در چند مسئلهٔ برجسته، به‌ویژه مهاجرت و جنگ اوکراین، نباید به معنای یکسان‌بودن برنامه‌های سیاسی و اجتماعی آن‌ها تلقی شود.

اهمیت اتحاد سارا واگن‌کنشت دقیقاً در همین موقعیت مرزی آشکار می‌شود: این حزب لزوماً نیازی ندارد وارد یک ائتلاف رسمی با  حزب آلترناتیو برای آلمان شود تا در رسیدن آن به قدرت نقش داشته باشد. نوع رأی‌دادن آن در انتخاب نخست‌وزیر، خودداری از حمایت از نامزدهای رقیب یا همکاری موردی در پارلمان می‌تواند موازنهٔ قوا را تغییر دهد و راه را برای آن هموار کند که برای نخستین بار، حزب آلترناتیو برای آلمان در رأس ادارهٔ یک ایالت آلمان قرار گیرد. این احتمال، بحث سیاسی در آلمان را از مسئلهٔ سادهٔ «همکاری یا عدم همکاری» فراتر می‌برد: حتی یک نیروی کوچک که خود را مخالف ائتلاف رسمی با راست افراطی می‌داند، ممکن است در عمل به عامل تعیین‌کننده‌ای در انتقال قدرت به آن تبدیل شود.

از نظر آرایش پارلمانی، اتحاد سارا واگن‌کنشت با کسب ۵ کرسی از مجموع ۸۳ کرسی پارلمان ایالتی، کوچک‌ترین فراکسیون پارلمان جدید است؛ اما همین پنج کرسی در شرایطی که آلترناتیو برای آلمان ۳۹ کرسی دارد و از اکثریت مطلق بازمانده، اهمیتی بسیار فراتر از وزن عددی آن پیدا می‌کند. نکتهٔ مهم این است که هیچ‌یک از نمایندگان این اتحاد با رأی مستقیم و پیروزی در یک حوزهٔ انتخاباتی وارد پارلمان نشده‌اند؛ هر پنج نماینده از طریق فهرست ایالتی حزب و بر پایهٔ رأی دوم، یعنی رأی به فهرست حزبی، به پارلمان راه یافته‌اند. این اتحاد در سراسر ایالت ۵٫۳ درصد آرای فهرستی را به دست آورد، از آستانهٔ ۵ درصد عبور کرد و پنج کرسی را نصیب حزب کرد. ورود اتحاد سارا واگن‌کنشت به پارلمان بر آرایش نهایی کرسی‌ها اثر گذاشت و به پیچیده‌تر شدن موازنهٔ نیروها در پارلمان ایالتی انجامید.

از نظر جغرافیایی نیز پایگاه رأی این اتحاد را نمی‌توان صرفاً «شهری» یا «روستایی» دانست. نتایج آن بیش از همه در برخی شهرهای کوچک و متوسط و همچنین بعضی نواحی روستایی پراکنده بود. این حزب در حوزهٔ انتخاباتی آشرس‌لبن ۷٫۴ درصد، در دساو-روسلاو ۶٫۴ درصد و در شهرداری لویتشه-هاینریشس‌برگ ۸٫۵ درصد رأی فهرستی به دست آورد. در مقابل، در هاله ۳ فقط ۳٫۸ درصد رأی گرفت و در شهرداری‌های شنودرتال و هدِرس‌لبن نیز به‌ترتیب ۲٫۴ و ۲٫۳ درصد آرا را کسب کرد. بنابراین، برخلاف حزب چپ که پایگاه انتخاباتی‌اش در دو شهر بزرگ هاله و ماگدبورگ آشکارتر بود، آرای اتحاد سارا واگن کنشت بیشتر الگویی پراکنده و ناهمگون دارد و در این انتخابات نتوانسته یک قطب جغرافیایی واحد، چه در کلان‌شهرها و چه در مناطق صرفاً کشاورزی، برای خود بسازد.

نمودار «آرای شناور» نشان می‌دهد که اتحاد سارا واگن‌کنشت چگونه بخشی از رأی خود را از جریان‌های دیگر و همچنین از بازگشت دوبارهٔ گروهی از کسانی که پیش‌تر رأی نداده بودند، به دست آورده است. بزرگ‌ترین منبع این آرای شناور، حزب چپ با حدود ۱۵ هزار رأی و پس از آن اتحاد دموکرات مسیحی با ۱۲ هزار رأی است؛ ۱۱ هزار رأی نیز از کسانی آمده که دوباره به پای صندوق رأی رفته‌اند. حزب سوسیال دموکرات حدود ۶ هزار رأی و لیبرال‌ها ۳ هزار رأی به صندوق رای این اتحاد واگذار کرده‌اند، در حالی که حدود ۲ هزار رأی نیز از آلترناتیو برای آلمان به این حزب منتقل شده است.

اهمیت این جابه‌جایی اخیر به‌ویژه در مقایسه با انتخابات سراسری پارلمان آلمان در سال ۲۰۲۵ آشکار می‌شود. در این انتخابات، اتحاد سارا واگن‌کنشت تنها جریانی بود که توانست تعدادی از آرای آلترناتیو برای آلمان را به خود جذب کند. هرچند حجم این جابه‌جایی در مقایسه با سایر منابع رأی اتحاد سارا واگن کنشت محدود است، اما از نظر سیاسی نشانه‌ای قابل توجه است:  این اتحاد توانسته در بخشی از فضای انتخاباتی، تعدادی از رأی‌دهندگانی را که میان نیروهای مخالف جریان اصلی سیاسی در نوسان‌اند، از حزب آلترناتیو برای آلمان به سوی خود بکشاند.

جغرافیای رأی: پایگاه احزاب در سراسر زاکسن-آنهالت

نگاه به نتیجهٔ سراسری انتخابات، به‌تنهایی، تفاوت‌های عمیق جغرافیایی در پایگاه احزاب را پنهان می‌کند. بررسی نتایج ۴۱ حوزهٔ انتخاباتی نشان می‌دهد که هر حزب نه فقط میزان متفاوتی از رأی، بلکه الگویی متفاوت از حضور در جغرافیای ایالت دارد. فاصلهٔ میان قوی‌ترین و ضعیف‌ترین حوزهٔ انتخاباتی هر حزب، بیش از آنکه صرفاً یک تفاوت آماری باشد، نشانه‌ای از گستردگی یا تمرکز پایگاه انتخاباتی آن است. نتایج رسمی و نقشه‌های انتخاباتی، امکان مشاهدهٔ این تفاوت‌ها را در سطح حوزه‌ها، شهرستان‌ها و واحدهای محلی فراهم می‌کنند.

آلترناتیو برای آلمان: رأی این حزب گسترده‌ترین الگوی جغرافیایی را در میان نیروهای اصلی انتخابات داشت. بهترین نتیجهٔ آن در رأی دوم در حوزهٔ اشتاس‌فورت، با ۵۴٫۱ درصد، و ضعیف‌ترین نتیجه‌اش در هالهٔ ۳، با ۱۸٫۳ درصد، ثبت شد. حتی این نقطهٔ ضعف نیز عمدتاً به یکی از حوزه‌های بزرگ شهری مربوط می‌شد؛ در مقابل، آلترناتیو برای آلمان در بخش وسیعی از ایالت نیروی نخست بود. معنای این الگو روشن است: رأی این حزب در چند دژ انتخاباتی محصور نشده، بلکه تقریباً سراسر جغرافیای سیاسی ایالت را دربر گرفته است، هرچند قدرت آن در مراکز بزرگ شهری به‌مراتب کمتر است.

اتحادیهٔ دموکرات مسیحی: الگوی رأی اتحادیهٔ دموکرات مسیحی متفاوت بود. بهترین نتیجهٔ این حزب در حوزهٔ ویتنبرگ، با ۲۱٫۴ درصد، و ضعیف‌ترین نتیجه‌اش در هالهٔ ۳، با ۱۱٫۳ درصد، ثبت شد. نقشهٔ رأی این حزب نشان می‌دهد که اتحادیهٔ دموکرات مسیحی، با وجود شکست سنگین در سطح ایالت، هنوز در بخش‌های وسیعی از زاکسن-آنهالت حضور دارد، اما دیگر نقطه‌ای را در اختیار ندارد که بتوان آن را یک دژ انتخاباتی بسیار نیرومند نامید. فاصلهٔ میان قوی‌ترین و ضعیف‌ترین حوزه‌ها نیز از فرسایش نسبتاً سراسری پایگاه سنتی حزبی حکایت دارد که زمانی نیروی مسلط در جغرافیای سیاسی این ایالت بود.

حزب چپ: نقشهٔ رأی حزب چپ بیش از هر چیز ترکیبی از تمرکز شهری و چند کانون منطقه‌ای را نشان می‌دهد. این حزب در برخی حوزه‌های شهری، به‌ویژه در هاله و ماگدبورگ، از پایگاه انتخاباتی بسیار نیرومندتری برخوردار بود، اما با فاصله گرفتن از این مراکز، سهم آن از آرا کاهش محسوسی پیدا می‌کرد. در حوزه‌هایی مانند باد دورنبرگ-زالکرایس و زالکرایس، سهم این حزب به ۶٫۵ درصد رسید. بنابراین، رأی حزب چپ در سراسر ایالت پراکنده است، اما از نظر شدت و تمرکز با الگوی فراگیر آلترناتیو برای آلمان قابل مقایسه نیست و بیش از همه بر محیط‌های اجتماعی و جغرافیایی مشخصی تکیه دارد.

حزب سوسیال‌دموکرات: حزب سوسیال‌دموکرات نیز در سراسر ایالت حضور دارد، اما پایگاهش از نظر جغرافیایی یکدست نیست. بهترین نتیجهٔ آن در حوزهٔ ورنیگروده، با ۱۴ درصد، و ضعیف‌ترین نتیجه‌اش در اشتاس‌فورت، با ۶٫۵ درصد، به دست آمد. این فاصله نشان می‌دهد که رأی سوسیال‌دموکرات‌ها در چند منطقه از میانگین عمومی بالاتر می‌رود، اما این حزب نتوانسته چنین نفوذی را به‌طور یکنواخت در سراسر ایالت بازتولید کند.

سبزها: شاید هیچ حزبی به اندازهٔ سبزها الگوی تمرکز جغرافیایی رأی را به‌روشنی نشان ندهد. این حزب در حوزهٔ هالهٔ ۳، با ۳۳٫۷ درصد، تنها حزبی بود که در رأی دوم در یک حوزهٔ انتخاباتی از آلترناتیو برای آلمان پیشی گرفت؛ اما در حوزهٔ آیس‌لبن رأی آن به فقط ۳٫۸ درصد کاهش یافت. هاله و ماگدبورگ کانون‌های اصلی پایگاه سبزها بودند، در حالی که این حزب در بسیاری از مناطق دیگر ایالت، به‌ویژه در نواحی غیرشهری، حضور بسیار محدودی داشت. شکاف میان هالهٔ ۳ و آیس‌لبن، فشرده‌ترین تصویر از جغرافیای اجتماعی رأی سبزهاست: تمرکز بسیار نیرومند در بخش‌هایی از مراکز بزرگ شهری و ضعف آشکار در بخش بزرگی از فضای غیرشهری زاکسن-آنهالت.

اتحاد سارا واگن‌کنشت: پایگاه انتخاباتی این جریان نیز هنوز الگوی یکنواخت و تثبیت‌شده‌ای در سراسر ایالت ندارد. بهترین نتیجهٔ آن در حوزهٔ آشرس‌لبن، با ۷٫۴ درصد، و یکی از ضعیف‌ترین نتایجش در هالهٔ ۳، با ۳٫۸ درصد، ثبت شد. نقشهٔ رأی اتحاد سارا واگن‌کنشت نشان می‌دهد که رأی آن در نقاط مختلف پراکنده است، اما هنوز به تمرکز و تراکم جغرافیایی روشنی تبدیل نشده است. این حزب با عبور از آستانهٔ پنج‌درصدی به پارلمان ایالتی راه یافت و ورودش بر آرایش نهایی کرسی‌ها و موازنهٔ نیروها اثر گذاشت؛ با این همه، نقشهٔ انتخاباتی آن نشان می‌دهد که این جریان هنوز در مرحلهٔ شکل‌دادن به یک پایگاه اجتماعی و منطقه‌ای پایدار قرار دارد.

تصویر کلی حاصل از این نقشه‌ها، در نهایت، از تفاوت میان تمرکز انتخاباتی و گستردگی انتخاباتی حکایت دارد. سبزها و حزب چپ بیش از همه به کانون‌های شهری و اجتماعی مشخصی متکی‌اند؛ حزب سوسیال‌دموکرات و اتحادیهٔ دموکرات مسیحی حضوری گسترده‌تر، اما کم‌توان‌تر و ناهمگون دارند؛ و اتحاد سارا واگن‌کنشت هنوز پایگاه جغرافیایی تثبیت‌شده‌ای نیافته است. در این میان، آلترناتیو برای آلمان تنها حزبی است که رأی آن، با وجود تفاوت‌های مهم میان شهرهای بزرگ و دیگر مناطق، در بخش بسیار وسیعی از جغرافیای زاکسن-آنهالت حضور نیرومند دارد. همین واقعیت، تقلیل صعود آن به یک اعتراض گذرا یا واکنشی موقت را دشوار می‌کند: با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که در بخش‌های گسترده‌ای از نقشهٔ اجتماعی و جغرافیایی ایالت ریشه دوانده است.

پس‌درآمد

پیروزی یک حزب راست افراطی در یک ایالت آلمان، صرف‌نظر از اینکه سرانجام بتواند در رأس ادارهٔ آن ایالت قرار گیرد یا نه، رویدادی نیست که بتوان با زبان آرام‌کننده و بهداشتیِ تحلیل‌های معمول کم‌اهمیت جلوه داد. این یک گردش آشکار به راست و ادامهٔ روندی است که در انتخابات پارلمان آلمان نیز خود را نشان داد. مسئله فقط تعداد کرسی‌ها یا توانایی یک حزب برای مشارکت در قدرت نیست؛ مسئله آن است که در انتخاباتی کاملاً دموکراتیک، حزبی با رگه‌های نئوفاشیستی توانسته است به چنان پایگاه گسترده‌ای دست یابد که رسیدن آن به قدرت دیگر فرضی دور از ذهن نیست. نمی‌توان این تحول را صرفاً به نارضایتی، مهاجرت یا خطای رأی‌دهندگان فروکاست و سپس از کنار آن گذشت.

حتی اگر آلترناتیو برای آلمان در زاکسن-آنهالت اکثریت لازم را به دست آورد و دولت ایالتی تشکیل دهد، نمی‌تواند هر قانونی را که بخواهد وضع کند. قدرت قانون‌گذاری ایالت‌ها در چارچوب قانون اساسی آلمان و تقسیم صلاحیت‌ها میان دولت فدرال و ایالت‌ها اعمال می‌شود و مطابق اصل برتری قانون فدرال بر قانون ایالتی، هیچ قانونی در سطح ایالت نمی‌تواند با قوانین فدرال معتبر در تعارض باشد. حوزه‌هایی مانند سیاست خارجی، دفاع، تابعیت و بخش‌های اساسی سیاست مهاجرت و اقامت عمدتاً در صلاحیت دولت فدرال قرار دارند و یک دولت ایالتی نمی‌تواند مستقلاً در این زمینه‌ها قانون فدرال را تغییر دهد یا سیاست متفاوتی جایگزین آن کند. با این حال، ایالت‌ها در حوزه‌هایی مانند آموزش، دانشگاه‌ها، فرهنگ، پلیس و امنیت داخلی، ادارهٔ شهرداری‌ها و سازمان اداری خود اختیارات گسترده‌ای دارند. افزون بر این، بخش بزرگی از قوانین فدرال از طریق دستگاه‌های اجرایی ایالت‌ها اجرا می‌شود و یک دولت ایالتی می‌تواند، در محدودهٔ اختیارات قانونی خود، بر اولویت‌ها و شیوهٔ اجرای برخی سیاست‌ها اثر بگذارد، هرچند نمی‌تواند از اجرای قانون فدرال سر باز زند یا آن را یک‌جانبه لغو کند.

ازاین‌رو، محدودیت‌های حقوقی و نهادی دولت ایالتی نباید ما را به این نتیجه برساند که پیروزی راست افراطی در سطح یک ایالت اهمیتی محدود یا صرفاً نمادین دارد. دامنهٔ قدرت چنین دولتی را باید در سه سطح بررسی کرد: حوزه‌هایی که ایالت اختیار مستقیم قانون‌گذاری در آن‌ها دارد، حوزه‌هایی که سیاست‌گذاری در اختیار دولت فدرال است و حوزه‌هایی که قوانین فدرال در سطح ایالت اجرا می‌شوند و دولت ایالتی می‌تواند، در چهارچوب قانون، بر نحوهٔ اجرای آن‌ها اثر بگذارد. اما اهمیت سیاسی چنین پیروزی‌ای فراتر از این اختیارات مشخص است: رسیدن یک حزب راست افراطی به قدرت اجرایی در یک ایالت می‌تواند به گسترش نفوذ نهادی آن، افزایش مشروعیت سیاسی‌اش و تغییر توازن نیروها در سیاست آلمان یاری رساند.

دموکراسیِ واقعاً موجود و نظام حزبی و نخبگانی آن، اگر می‌خواهند پاسخی جدی به این تحول بدهند، باید بیش از کشیدن دیوار، امتناع از گفت‌وگو و سیاست‌ورزی صرفاً سلبی، مبانی و کارکردهای خود را به نقد بکشند. باید پرسید چه شکست‌ها و شکاف‌هایی در نظم سیاسی و اجتماعی موجود پدید آمده است که بخش بزرگی از جامعه، حتی در سازوکار انتخاباتی کاملاً دموکراتیک، به سوی چنین نیرویی گرایش پیدا می‌کند. نادیده گرفتن این پرسش نه سدی در برابر راست افراطی می‌سازد و نه بحران را حل می‌کند؛ تنها لحظهٔ رویارویی با آن را به آینده موکول خواهد کرد.

دموکراسیِ واقعاً موجود در اروپا و آمریکا دوران سخت و تب‌داری را می‌گذراند. نیروهای راست افراطی، فاشیستی و نئوفاشیستی البته همواره در حاشیهٔ جوامع دموکراتیک حضور داشته‌اند؛ مسئلهٔ امروز صرفاً وجود آن‌ها نیست. مسئله آن است که بخشی از این نیروها از حاشیه به مرکز میدان سیاسی و اجتماعی رسیده‌اند و دیگر نمی‌توان حضورشان را به گروه‌های کوچک و منزوی تقلیل داد. بحران نمایندگی، فرسایش اعتماد به نهادهای سیاسی، تهی‌شدن تدریجی رقابت انتخاباتی از توان واقعیِ تغییر سیاست‌های بنیادین، ناتوانی احزاب سنتی در پاسخ‌گویی به ناامنی اقتصادی و اجتماعی و گسترش شکاف میان نخبگان سیاسی و بخش‌هایی از جامعه، همگی در پدید آمدن این وضعیت نقش دارند. در چنین شرایطی، راست افراطی می‌تواند خود را، هرچند با پاسخ‌هایی دروغین یا مخرب، به‌عنوان نیرویی معرفی کند که دست‌کم آن چیزی را می‌بیند که نظم سیاسی موجود سال‌ها نادیده گرفته یا بی‌پاسخ گذاشته است.

مسئله از خودِ راست افراطی فراتر می‌رود و به بحران دموکراسیِ واقعاً موجود بازمی‌گردد. دموکراسیِ واقعاً موجود نمی‌تواند با کشیدن مرزی ساده میان نیروهای «قابل قبول» و «غیرقابل قبول» یا با نادیده گرفتن بخش وسیعی از مردمی که به این احزاب رأی داده‌اند، خود را از این بحران رها کند. به رسمیت شناختن واقعیت این رأی، به معنای تأیید برنامه و سیاست‌های راست افراطی نیست؛ به معنای پذیرفتن این واقعیت است که دموکراسیِ واقعاً موجود با شکاف‌هایی روبه‌رو شده که نیروهای حاشیه‌ای توانسته‌اند از طریق آن‌ها به مرکز جامعه راه پیدا کنند. تا زمانی که این ساختارها و کارکردها مورد نقد قرار نگیرند، سیاستِ طرد و انزوا به‌تنهایی قادر به مهار این روند نخواهد بود.

برآمدن راست افراطی را نمی‌توان با زبان بهداشتی کوچک شمرد یا آن را صرفاً محصول گمراهی رأی‌دهندگان و ضعف در ارتباط سیاسی با مردم دانست. این پدیده پرسشی جدی را پیش روی خودِ دموکراسیِ واقعاً موجود می‌گذارد: چگونه نظامی که بر پایهٔ انتخابات آزاد و رقابت سیاسی استوار است، در دل سازوکارهای خود شرایطی را پدید می‌آورد که نیروهایی حاشیه‌ای بتوانند گسترش یابند، به بخش‌هایی از جامعه نفوذ کنند و سرانجام به نیروهایی مرکزی در رقابت برای قدرت سیاسی تبدیل شوند؛ نیروهایی که بخشی از بنیان‌های همین نظم را به چالش می‌کشند؟

نه بار نخست است و نه بار آخر.

منابع: 

۱. نتایج رسمی انتخابات پارلمانی زاکسن-آنهالت ۲۰۲۶، ادارهٔ آمار ایالت زاکسن-آنهالت. داده‌های رسمی آرای اول و دوم و نتایج حوزه‌های انتخاباتی. نتایج رسمی انتخابات

۲. Landtagswahl Sachsen-Anhalt 2026  تساگس‌شاو. مجموعهٔ داده‌ها، نقشه‌ها و گزارش‌های مربوط به انتخابات پارلمانی ایالت زاکسن-آنهالت در سال ۲۰۲۶. تساگس‌شاو، انتخابات زاکسن-آنهالت ۲۰۲۶

۳. Daphne Halikiopoulou & Sofia Vasilopoulou, «Breaching the Social Contract: Crises of Democratic Representation and Patterns of Extreme Right Party Support», Government and Opposition. پژوهشی دربارهٔ پیوند میان بحران نمایندگی دموکراتیک و رشد راست افراطی. مقاله در Cambridge Core

۴. Hanspeter Kriesi, «Is There a Crisis of Democracy in Europe?», Politische Vierteljahresschrift, ۲۰۲۰. بررسی بحران دموکراسی، نارضایتی سیاسی و ظهور نیروهای پوپولیستی در اروپا. مقاله در Springer Nature

۵. Kai Arzheimer & Carl C. Berning, «How the Alternative for Germany (AfD) and their voters veered to the radical right, 2013–2017», Electoral Studies, ۲۰۱۹. پژوهشی دربارهٔ چرخش آلترناتیو برای آلمان و بخشی از پایگاه رأی آن به سوی راست رادیکال. مقاله در ScienceDirect

۶. Céline Teney, «From moderate conservatives to radical right authoritarians: attitudinal heterogeneity within the AfD electorate», Zeitschrift für Vergleichende Politikwissenschaft, ۲۰۲۶. پژوهشی دربارهٔ ناهمگونی نگرش‌ها در میان رأی‌دهندگان آلترناتیو برای آلمان. مقاله در Springer Nature

۷. Anna Sophie Heinze & Manès Weisskircher, «No strong leaders needed? AfD party organisation between collective leadership, internal democracy, and “movement-party” strategy». پژوهشی دربارهٔ ساختار سازمانی و راهبرد «حزب-جنبش» آلترناتیو برای آلمان. پژوهش دانشگاه لوفانا لونبورگ

۸. Valeriya Kamenova, «Internal democracy in populist right parties: the process of party policy development in the Alternative for Germany», European Political Science Review, ۲۰۲۱. بررسی سازوکارهای درونی و شکل‌گیری سیاست در آلترناتیو برای آلمان. مقاله در Cambridge Core

۹. «From manifestos to Twitter: radical right parties and hate speech in Germany’s militant democratic context»، پژوهشی دربارهٔ زبان و گفتمان احزاب راست رادیکال در آلمان. متن کامل مقاله

۱۰. ادارهٔ آمار ایالت زاکسن-آنهالت، «Landtagswahl 2026». اطلاعات مربوط به ساختار ۴۱ حوزهٔ انتخاباتی و داده‌های انتخابات پارلمانی ایالت. Landtagswahl 2026

 

 

نگاهی به پیروزی حزب آلترناتیو برای آلمان؛ انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت ۲۰۲۶ / هرمس برادری

19 سپتامبر 2026
Categories
  • Center
  • Uncategorised
  • دیدگاه ها
Tags
Share

Related posts

1 اکتبر 2026

تحریم‌ها و فقر ویرانگر ـ یاری‌رسانی.  بحث آزاد جمعه  ۲ اکتبر  ساعت ۱۸ به وقت اروپای مرکزی


Read more
27 سپتامبر 2026

راه سوم؛ از خلیل ملکی تا مسالهٔ گذار ایران در۱۴۰۵ . رشید سپهروند( ایران)


Read more
27 سپتامبر 2026

“از زیست به عاملیت؛ از سوژه‌های تحت فشار تا کنش جمعی در ایران امروز. ” انسان‌ها آن‌چنان که زیست می‌کنند می‌اندیشند، نه آن‌چنان که می‌اندیشند، زیست می‌کنند. آرمان روشن    


Read more

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوسیال دموکراسی در ایران

سوسیال دموکراسی در ایران

مختصری در بارۀ اجتماعیون ـ عامیون
علی موسیو یکی از بنیادگذاران و فعالان اجتماعیون عامیون در انقلاب مشروطه ایران 

© 2021 - آزادی و عدالت اجتماعی
Follow us on Facebook

  • Youtube
  • Facebook
  • Telegram
0