دموکراسی و انقلاب شهروندی در فرانسه

 برگرفته از سایت عصر نو رسول آذر نوش جنبش جلیقه زردها در فرانسه با سرعت و بنحو شگفت انگیزی به یک جنبش انقلابی فرا رو.ئیده است هیچکس فکر نمیکرد یک جنبش ساده مطالباتی در ۱۷ نوامبر ۲۰۱۸ در عرض چند هفته به انقلابی تبدیل شود که همه را غافلگیر کرده

جدال متمدنانه

من با تكيه بر ديدگاه‌های شانتال موفه، استاد فلسفه در انگليس و بلژيك، ميان دشمنی و مخالفت فرق گذاشته‌ام. مخالفت زمانی است كه هر دو طرف دعوا به پيوند دموكراتيك باور داشته باشند و به يكديگر احترام بگذارند و اعمال قهر نكنند و دشمنی زمانی است كه اجبار و زور در ميان باشد؛ يعنی هنگامی كه ديدگاهی مثلا از سوی حكومتی مانند حكومت ايران به صورت قهرآميز يا با زور به مردم آن كشور تحمیل شود. دشمنی چيزی نيست كه لزوما شخص، خود آن را اختيار كرده باشد و چه بسا به زور او را مجبور به اعمال آن كرده باشند.

درباره سوسیال دمکراسی (۶) – گفتگوی رادیو پویا بامنوچهر صالحی

منوچهر صالحی درباره سوسیال دمکراسی (۶) مصاحبه با رادیو پویا پرسش هفتم: چگونه می‌توان رشد تفکر سوسیال دمکراسی، یعنی رشد یک دمکراسی اجتماعی هم‌راه با یک دولت رفاهی را تقویت و تسریع کرد؟ در این رابطه نسخه‌ای وجود ندارد که بتوان آن را پیشاپیش تجویز کرد، زیرا به‌خاطر توفیر‌‌هائی که

درباره سوسیال دمکراسی – منوچهر صالحی – مصاحبه با «رادیو پویا»

در جامعه فئودالی اروپا پیشه‌ورانی که در شهرها می‌زیستند، تولیدکننده ابزارهای صنعتی بودند. نخستین کشور اروپائی که توانست از جامعه فئودالی به جامعه سرمایه‌داری گام نهد، انگلستان بود. این روند به تدریج سبب نابودی پیشه‌وران شهرنشین شد، زیرا کالاهای دست‌ساز آن‌ها نمی‌توانستند با تولیدات ماشینی کارخانه‌های صنعتی که در آغاز روند رشد خود بودند، رقابت کنند. در آلمان این روند ۱۰۰ سال دیرتر تحقق یافت و با صنعتی شدن جامعه آلمان، بیش‌تر پیشه‌وران این کشور هستی اجتماعی خود را از دست دادند و آن گونه که مارکس[2] و انگلس[3] در «مانیفست کمونیست» اشاره کردند، پرولتریزه شدند، یعنی از قشر میانی به قشر پائینی جامعه سقوط کردند.

آمریکای ترامپ، وال‌استریت و بیگاری‌‌کشی بر مبنای بدهی

• جرمی اسکیهیل از مجله‌ی اینترسپت گفتگو با هاروی را با اشاره به این که همین حالا تحقیق و تفحص ویژه‌ای درباره‌ی ساخت‌و‌پاخت ترامپ با روس‌ها در جریان است، با این پرسش آغاز می کند که سر و کله‌ی ترامپ از کجا پیدا شد؟ چه چیزهایی باعث شد ترامپ صاحب قدرت و ساکن کاخ سفید شود؟ در این تحول چه عواملی مهم‌تر هستند؟

درباره سوسیال دمکراسی (۲) مصاحبه منوچهر صالحی با رادیو پویا  

در بخش دوم گفتگوی رادیو پویا با منوجهر صالحی می خوانیم:
ادعا شده است که «بشریت هنوز با مشکلات فراوانی در زمینه تأمین خواست‌های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی‌ خود مواجه است.» اگر به امکاناتی که اکنون در جهان یت جهان برابر بود با ۷٫۶ میلیارد تن. اگر ثروت تولید شده را بین این جمعیت تقسیم کنیم، در آن صورت سهم هر کسی برابر بود با ۱۰۴۳۱ دلار در سال. به‌عبارت دیگر، هر کسی می‌توانست در روز بیش از ۲۸ دلار هزینه کند. اما واقعیت آن است که در هر روز بیش از ۱۵۰۰۰ کودک در جهان از گرسنگی می‌میرند. بیش از ۱٫۴ میلیارد انسان در روز باید با پولی کم‌تر از ۱٫۲۵ دلار زندگی کنند. هزینه زندگی روزانه‌ی بیش از ۲٫۵ میلیارد انسان کم‌تر از ۲٫۵ دلار در روز است. بنا بر این آمار می‌بینیم اگر ثروتی که در سال ۲۰۱۷ در جهان تولید شده است، عادلانه تقسیم شود، همه انسان‌ها می‌توانند از رفاء خوبی برخوردار گردند و نه کسی باید گرسنه بماند و نه زیر خط فقر زندگی کند. اما مشکل آن است که برخی از کشورهای جهان بسیار بیش‌تر از دیگر دولت‌ها ثروت تولید می‌کنند و در نتیجه هر چند در کشورهای پیش‌رفته سرمایه-‌داری ثروت تولید شده عادلانه تقسیم نمی‌شود، اما مردم این کشورها از رفاء بسیار بیش‌تری برخوردارند.وجود دارد، بنگریم، درمی‌یابیم که هیچ‌گاه در تاریخ جهانی بشریت از چنین امکانات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شگرفی برخوردار نبوده است. به‌طور مثال در سال ۲۰۱۷ ثروتی که در جهان تولید شد، برابر بود با ۷۹۲۸۱ میلیارد دلار.

 درباره سوسیال دمکراسی بخش4 گفتگوی رادیوپویا با منوچهر صالحی 

در بخش چهارم مصاحبه منوچهر صالحی با رادیو پویا می خوانیم: نخستین تلاش برای تشکیل یک سازمان سوسیال دمکراسی در سال ۱۹۰۶، یعنی سالی که جنبش مشروطه به پیروزی دست یافت، منجر به تشکیل فرقه اجتماعیون- عامیون به رهبری  علی مسیو گشت. البته این فرقه شعبه‌ای از فرقه اجتماعیون- عامیون بود که ایرانیان مهاجر آن سازمان را در باکو به‌وجود آورده بودند. فرقه اجتماعیون- عامیون باکو نیز وابسته به حزب سوسیال دمکرات روسیه بود که در آن دوران از دو فراکسیون بلشویک و منشویک تشکیل می‌شد و گویا شاخه باکو فرقه اجتماعیون- عامیون با فراکسیون بلشویک‌ها رابطه داشت. اعضاء این فرقه در ایران هم‌زمان خود را «مرکز غیبی» نیز می‌نامیدند، زیرا بخشی از فعالیت‌های حزبی خود را از افکار عمومی پنهان نگاه‌می‌داشتند، یعنی کار مخفی می‌کردند و اعضاء فرقه حق نداشتند تصمیمات فرقه را بدون اجازه به دیگران اطلاع دهند. بعدها بخشی از اعضاء و رهبران فرقه اجتماعیون- عامیون به رهبری حیدر عمواغلی حزب کمونیست ایران را تشکیل دادند که کاملأ از حزب کمونیست روسیه شوروی به رهبری لنین پیروی می‌کرد. این حزب در دوران پادشاهی رضا شاه سرکوب شد و بیش‌تر رهبران آن هم‌چون سلطان‌زاده به روسیه شوروی مهاجرت کردند و برخی از آنان هم‌چون سلطان‌زاده سربه‌نیست شدند و برخی نیز پس از پایان جنگ جهانی دوم به ایران برگشتند. برخی نیز هم‌چون پیشه‌وری با به‌وجود آوردن فرقه دمکرات آذربایجان کوشیدند در رابطه با منافع و خواست‌های دولت اتحاد جماهیر شوروی استان آذربایجان را از ایران جدا سازند.

درباره سوسیال دمکراسی(۵) – گفتگوی منوچهر صالحی با رادیو پویا

در بخش پنجم گفتگوی رادیو پویا با منوچهر صالحی می خوانیم:
دولت‌های دیکتاتور خواهان جامعه‌ای تک صدائی‌اند و به همین دلیل اندیشه‌های سیاسی مخالف خود را ممنوع و سرکوب می‌کنند. در دوران سلطنت پهلوی حتی داشتن و خواندن برخی رُمان‌ها ممنوع بود و اگر کسی با آن کتاب‌ها به چنگ پلیس می‌افتاد، دستگیر و زندانی می‌شد. در آن زمان هم‌چنین ترجمه فارسی هیچ‌ یک از آثار مارکس و دیگر اندیشمندان سوسیالیست در ایران انتشار نیافتند، مگر آثاری که دارای مضمونی ضد کمونیستی و ضد مارکسیستی بودند. به همین دلیل نیز در دوران سلطنت پهلوی پیروان هیچ اندیشه سیاسی نمی‌توانستند حزبی علنی تشکیل دهند. بعد از «انقلاب سفید» نیز شاه خود را در محور دگرگونی‌های اجتماعی قرار داده بود و می‌خواست طی ۲۰ سال ایران را از نقطه‌نظر رفاه، دانش و فرهنگ به سطح سوئد برساند.

در چنان شرایطی برای هواداران سوسیال دمکراسی که می‌خواستند علنی برای آزادی، دمکراسی، جامعه مدنی، عدالت اجتماعی و دولت رفاه تبلیغ کنند، فضائی برای زیست نمانده بود. در آن دوران فقط سازمان‌های مخفی و زیرزمینی که مسلح بودند، می‌توانستند علیه رژیم مبارزه کنند. در آن دوران روحانیت مخالف رژیم پهلوی تا حدی می‌توانست با پنهان ساختن خواست‌های سیاسی خود در پس اسطوره قیام امام حسین علیه یزید و مراسم تاسوعا و عاشورا مردم را به سوی خود جلب کند.

سوئد در پرتو کرونا

تکنوکراسی یا دموکراسی؟ رضا جاسکی     «[وبا] زمانی که کشورهای اروپایی را تهدید می‌نمود، دلهره‌های اجتماعی را سریع‌تر می‌کرد. هر کجا که ظاهر می‌گشت، کارایی و انعطاف‌پذیری مدیریت محلی را به آزمایش می‌گذاشت. آن به طرز بیرحمانه‌ای نقایص سیاسی، اجتماعی و اخلاقی را فاش می‌نمود. آن بانی شایعات، سوظن‌ها

«طغیان روشنفکری جهان سومی برای بازگشت به خود»

آشنایی من با مفهومِ غرب‌زدگی با انتشارِ بخشِ یکمِ جُستاری به همین نام در شماره‌ی یکم مجله‌اي به نامِ کتابِ ماه،در سال۱۳۴۱ آغاز شد. این مجله را مؤسسه‌ی کیهان، به عنوانِ مجلّه‌ی سنگینِ روشنفکرانه، به سردبیری جلالِ آلِ احمد به راه انداخته بود. از جمله نویسندگانِ آن هم خودِ من بودم. آن زمان من در دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دانشجو بودم و در خانه‌ی رهبرِ سیاسی‌مان، خلیلِ ملکی، با آلِ احمد آشنایی یافته بودم. امّا آن مجله به دلیلِ چاپِ آن مقاله و، در کلّ، سرشاخ بودن آلِ احمد با رژیم دو شماره بیشتر منتشر نشد (شماره‌ی دوم با نامِ کیهانِ ماه). آلِ احمد سپس آن جستار  را در همان سال پنهانی به صورتِ کتاب چاپ کرد. و من خود چهل- پنجاه نسخه‌ای از آن را در دانشگاه فروختم. آلِ احمد مفهومِ غرب‌زدگی را، چنان که در حاشیه‌ی کتابِ خود گفته است، از زبانِ احمدِ فردید شنیده بود و از او گرفته بود. من هنوز فردید را نمی‌شناختم . شاید نامي هم از او نشنیده بودم. امّا با خواندنِ کتاب، من که از نوجوانی بسیار کتاب‌خوان بودم و در زمینه‌های گوناگون، از تاریخ و جغرافیا و علومِ سیاسی و اجتماعی و فلسفه‌ی سیاسی، در حدِ امکاناتِ آن روزگار در ایران، دانشِ عمومی به‌نسبت گسترده‌اي داشتم، به خطاهای کلانِ کتاب پی بردم و همان سال یا سالِ بعد نقدي بر آن نوشتم و به سیروسِ طاهباز سپردم که مجله‌ی آرش را منتشر می‌کرد. اما طاهباز جرأتِ چاپِ آن را نداشت. پس از یکسالی، یا بیش‌تر، که از چاپِ آن سرباز زد، با خشم مقاله را پس گرفتم و پاره کردم و دور ریختم.

خلیل ملکی نخستین عصیان علیه استالین

هنوز هم در آهنی زندان جلوی چشمم است! وقتی که به زندان می‌رسیدیم آقای ملکی را صدا می‌کردند و یادم هست که همیشه به من هدیه‌ای می‌داد؛ این هدیه شامل عروسک‌های مرغ و خروس می‌شد که زندانی‌ها با خمیر نان درست و رنگ می‌کردند. می‌دانیم که ملکی را چندین بار در زندان قصر به سلول انفرادی برده بودند، چون جزو نادر افراد 53 نفر بود که همیشه اعتراض می‌کرد؛ یکبار آقای ملکی مچ پایش را به من نشان داد که هنوز رد زنجیر روی پایش جامانده بود؛ یکبار برای من روایت کرد: «چند روزی که از سلول انفرادی می‌گذشت، متوجه شدم تازه واردی را به سلول کناری من آورده‌اند. از زندانبان که درجه استواری داشت و مرد بدی هم نبود پرسیدم که جرم فرد سلول کناری من چیست؟ او پاسخ داد: آقای ملکی ایشان وکیل مجلس است و در سیاست دخالت کرده است!

مصاحبه ای پیرامون برخی خطوط کلی جنبش چپ ایران

جنبش چپ ایران، اگرچه در دوران نخست تا تحصیل تأسیس مجلس و تصویب قانون اساسی نقشی تبلیغاتی (یا بهتر، آگاهی دهنده) علیه دستگاه حاکمه داشت، اما پس از کودتای محمد علی شاه در براندازی وی به مدد همفکران قفقازی خود (بیشتر گرجیان که با ایران علایق تاریخی داشتند) نقشی اساسی ایفا کرد.

سوسیال‌دموکراسی تجربه‌ای که در عمل موفق بوده است

مسئله ضرورت وجود دموکراسی و آزادی‌های سياسی برای اينکه مسئله عدالت‌اجتماعی و توزيع برابر خود بهانه‌ای برای محروم کردن کارگران از حق تصميم‌گيری درباره محصول کار خود نشود در اينجاست.

بنابراين از سه مشخصه چپ سوسياليست، آن مشخصه‌ای جواز حضور و وجود تاريخی گرفت که با قبول شيوه‌های دموکراتيک، تحول اجتماعی و اقتصادی را بر ساختار اقتصادی جوامع صنعتی پيشرفته تحميل کرد!

مصدق سوسیال دموکرات بود

دکتر مصدق به دخالت مستقیم دولت در رابطه با منافع مردم تردید نداشت، چرا که وی دموکراسی را زینتی و محدود به امر سیاسی نمی دید، بلکه دموکراسی را فرآیندی وسیع تر و پروژه و امری اجتماعی می دید. برنامه «قانون کار» و بیمه های اجتماعی را اولین بار در دولت وی مطرح و اجرا شد. برنامه سهم زارعین از برداشت مالکان، و شوراهای روستایی برای اجرای دموکراتیک آن اولین بار بوسیله دولت دکتر مصدق مطرح شد. در حقیقت بعضی معتقدند که وی به دموکراسی شورایی اعتقاد داشت.

بحران‌های سرمایه‌داری و سوسیال‌دموکراسی

جان بلامی فاستر را معمولا به کتاب «اکولوژی مارکس» می‌شناسند که در آن او به تصحیح این باور عمومی می‌پردازد که مارکس محدودیت‌های زیست‌محیطی را در نظر نگرفت. کتابی که سال‌ها پیش با ترجمه اکبر معصوم‌بیگی (نشر دیگر) به فارسی نیز منتشر شد. فاستر سال‌ها سردبیر مجله مشهور مانتلی ریویو بوده و مقالات زیادی در آن نوشته. کتاب آخر او «بحران بی‌پایان» تحلیل چیزی است که او «تله رکود ممتد- مالیه‌گرایی» می‌نامد: مخمصه‌ای اقتصادی که کشورهای بسیاری همچون ایالات متحده و انگلستان دچار آن شده‌اند.

گفتگو با ارنست مندل: سوسیال دموکراسی و جنبش‌های اجتماعی

حداقل چیزی که می‌توان گفت این است که جریانات متناقض‌اند. من سوال خوش‌بینی و بدبینی را کنار می‌گذارم. معنای این رأی‌ها چیست؟ این‌ها نخستین شکل واکنش طبقاتی در برابر حمله‌ی ریاضیتی کارفرمایان، دولت بورژوایی و دولت‌های محافظه‌کار پیشین است. در این مورد چیز شگفت‌انگیزی وجود ندارد. اگر شما به طور نظام‌مند از جیب‌های فرودستان پول بیرون بکشید تا آن‌ها را در کیف‌دستی ثروتمندان قرار دهید و حق رأی همه‌گانی را از آنِ خود نگاه دارید، دست‌آخر روزی می‌رسد که مردم در برابر شما قد علم کنند. این اتفاق بسیار واضح و آشکار است به طوری که به سختی می‌توان باور کرد که زیرک‌ترین سیاست‌مداران بورژوا آن را پیش‌بینی نکرده باشند.

مصاحبه مهدی ذوالفقاری با فریبرز فرشیم در بارۀ سوسیال دموکراسی

از سال ١٩٣٢، استوارترین و راسخ‌ترین حزب سوسیال دموکرات اروپا در کشور سوئد بوده (SAP) است. به نظر می‌رسد که تحولات جدید نوامپریالیزم سیاست‌های این حزب را نیز با بحران نسبی مواجه کرده است (سوء استفاده‌هایی توسط رهبری حزب صورت گرفت و از تعداد رأی دهنگان آن خیلی کم شد و تا چند سال پیش به بیست و پنج در صد رسید. ظاهراً اقشار متوسط از سیاست ولفیر حمایت نمی‌کنند).

خلیل ملکی و مسأله مدرن‌ شدن ایران؛ گفتگو با همایون کاتوزیان

“ملکی به همه دستاوردهای اصیل و سودمند جهان نو اعتقاد داشت و می‌خواست که با توجه به منابع تاریخی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ایران بر جامعه ایران منطبق گردند و یک ایران مدرن را بسازند. حال آنکه بیشتر مدرن‌ها و مدرنیست‌ها شبه‌مدرنیست بودند یعنی خواهان تقلید محض از جوامع پیشرفته بودند و مثلا می‌خواستند تمدن فرانسه را وارد کنند و در سطح جامعه ایران تحمیل سازند. این یادآور تجربه‌ای است که سیاه‌پوستان اصیل و عمیق آمریکایی از نوع مارتین لوترکینگ می‌گفتند که هم‌نوعان تسلیم‌طلب‌شان به خود رنگ سفید می‌زنند تا جزو سفیدپوستان به شمار آیند. پدیده‌ای که تقی‌زاده در ایران تقلید میمون‌وار خواند”.

گفت و گو با جلال ایجادی در باره سوسیال دموکراسی، بحران و دورنما

ایده مرکزی اقتصاد با عدالت اجتماعی تعریف عمومی سوسیال دموکراسی است که از ابتدا با خودش داشته، کماکان با خودش حمل می کند. اگر امروز به کشورهای اروپائی مانند آلمان، فرانسه یا کشورهای حوزه اسکاندیناوی نگاه بکنیم ایده ی مرکزی، همین ایده اعتدال است که از ابتدا به وجود آمده است. یعنی پذیرفته اند که سرمایه داری وجود دارد اما سرمایه داری باید دارای اعتدال و اصل آشتی سرمایه داری با عدالت باشد.