حزب توده مانع رشد سوسیال‌ دموکراسی در ایران

تاريخ مدرن سياسى ايران از آموزه‌هاى راديكال و انقلابى كه عمدتا توسط حزب توده و متاثر از تجربه انقلاب‌هاى سوسياليستى وارد ايران شد تاثيرات تعيين‌كننده‌اى پذيرفته است. نقش چشمگير حزب توده در تربيت روشنفكران ايران موجب شد تا بسيارى قادر به درك و پذيرش دستاوردهاى رفرميستى سوسيال‌دموكراسى نباشند. چپ ايران هنوز نتوانسته است خود را از ميراث انقلابى در رفرم ستيزى، مصالحه و سازش سازنده رها كند.

«دوستان به مثابۀ «من‌های دیگر»

ارسطو می گوید از آنجاکه انسان نیک به این طریق به خودش علاقه‌مند می شود همان رویکرد مشابهی را به دوستش دارد که به خودش دارد، زیرا دوست در عبارت معروف ارسطو «منِ دیگر» است. دوستی برگرفته از علاقه و توجه هر فرد به خودش است، زیرا، تاحدی، بازتاب آن، و گسترشِ آن است که علاقه و توجه به دیگران را به‌بار می‌آورد. اما چقدر این تصویر از دوست همچون خود دیگر، رضایت‌بخش است؟ این هم‌جواری «دیگری» و «خود» دست‌ِکم متناقض‌نماست، زیرا هویت و آگاهی هر فرد منحصربه‌فرد است.

نقدی بر فلسفه ی سیاسی

سوسیال دموکرات ها نوعی چپ گراهای میانه رو تر و پارلمانتاریستی تر اند و هرگز به خشونت و نیروی قهری متوسل نمی شوند. انقلاب در شیوه ی تولید هیچ ارتباطی به سیاست های برابری طلبانه ی دولت در امر بازتوزیع ثروت از جمله ِ نظام های مالیات تصاعدی ،سیاست های کینزی ، تامین اجتماعی ، دولت رفاه و مانند آن ندارد.

آدام اسمیت واقعاً چه حرفی برای گفتن داشت؟

آدام اسمیت، اقتصاددان مشهور اسکاتلندی، اغلب به عنوان مدافع «بازار آزاد» و حامی سرمایه‌داریِ بدون قیدوبند معرفی می‌شود. اما او در واقع منتقد شدید سرمایه‌داران و بازرگانان انحصارطلب و سیاستمداران سودجو بود. دیدگاه اسمیت درباره‌ی آزادی اقتصادی و رابطه‌ی آن با نظارت و مدیریت سیاسی چه بود و این دیدگاه در حال حاضر چه اهمیتی دارد؟

شاپور بختیار و معضلات لیبرال‌ها در خاورمیانه

«من طرفدار سوسیال دموکراسی هستم چون در ایران که نارضایی ها از بی عدالتی اجتماعی سرچشمه می گیرد ما نمی توانیم فقط به داشتن یک حکومت میانه رو قناعت کنیم . ما به ضرورت اوضاع و احوال چپگرا خواهیم بود . ولی تکرار میکنم که سوسیال دموکراسی مناسب ما نمی تواند عینا از نوع سوسیال دموکراسی آلمان فدرال یا سوئد باشد. جوهر سوسیال دموکراسی سیستمی پیش روست که در پرتو آن عدالت اجتماعی همراه با پیشرفت های صنعتی بدون انقلاب و و بدون درگیری و خشک اندیشی و متناسب با رسوم و فرهنگ کشوری توسعه یابد که این مشرب در ان ریشه میگیرد باید به ایرانیان سوسیال دموکراسی را آموخت این کار دراز مدتی است».

میگل ابنسور، فیلسوف آرمان‌شهر

اما شاید مهم‌ترین جنبه اندیشه او، احیای مفهوم آرمان‌شهر است. ابنسور در یکی از مهم‌ترین آثارش «آرمان‌شهر از توماس مور تا والتر بنیامین» به ابداع اندیشه آرمان‌شهری می‌پردازد و با رد تفسیرهای واقع‌گرایانه از کتاب توماس مور، آرمان‌شهر او را نه سرآغاز کمونیسم می‌داند و نه روایتی از آرمان‌شهر مسیحی و کاتولیک، بلکه ابنسور در کتاب مور فرم جدیدی از استدلال و نوشتار را تشخیص می‌دهد که دروازه عصر جدید را به سوی اندیشه آرمان‌شهری مدرن می‌گشاید. او سپس به بنیامین می‌پردازد و می‌کوشد اندیشه او را در سایه آرمان‌شهرگرایی مدرن تفسیر کند. رد اندیشه پیشرفت از نظر بنیامین و رجوع به گذشته و بازیابی چیزی رهایی‌بخش در گذشته برای پی افکندن آینده، ایده‌ای است که فکر او را به خود مشغول می‌کند.

نخبگان ما هنوز نکته را در نمی‌یابند!

مردم اگر یک بنیان امن داشته باشند، سطح تحمل بالایی دارند؛ ولی اگر تعلقات مبتنی بر تعهد را از آن‌ها بگیرید، شکننده می‌شوند. فراتر از این، اگر مردم را از تعلقات شایسته‌ی مبتنی بر تعهدات محروم کنید، آن‌ها تعهدات ناشایست را انتخاب می‌کنند. اول از همه، خودشان را بر اساس نژاد تعریف می‌کنند؛ به ماهیت‌باوریِ نژادی روی می‌آورند و به کسانی تبدیل می‌شوند که در هردو جناح چپ و راست می‌بینید: «تنها کسایی که واقعاً می‌توانند مرا بشناسند هم‌نژادهای خودم هستند» – زندگی یک مسابقه‌ی سراسر رقابتی میان نژاد من و نژاد تو است؛ پس تو برو بیرون!

بیایید قدرت را از میلیاردرها بازپس بگیریم

در زمانی که میلیاردرها ثروت خود را به رخ می کشند، از هر هفت انسان یک نفر باید با چیزی حدود 1.25 دلار در روز برای زنده ماندن دست و پا بزند. هر روزه حدود 29000 کودک در پی بیماری های کاملا قابل پیشگیری مانند اسحال، مالاریا یا ذات الریه می میرند.
همزمان در همه جای جهان نخبگان [الیت] فاسد، الیگارش ها و پادشاهان مستبد میلیاردها برای ریخت و پاش های پوچ خود هزینه می کنند. سلطان برونئی صاحب بالغ بر 500 رولز رویس و یکی از بزرگترین قصرهای دنیا با بیش از 1788 اتاق و به قیمت 350 میلیون دلار می باشد.

در ستایش دموکراسی

در سال ۱۹۸۹، دیوار برلین فرویخت و کمونیسم از حیات ساقط شد. به نظر می‌رسید لیبرال دموکراسی فاتح میدان شده است. دموکراسی کشورهای اروپای مرکزی را یکی پس از دیگری درمی‌نوردید. تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی رو به اضمحلال گذاشته بود. تصور می‌رفت پیمان اسلو [بیانیه اعلام اصول اولویت‌های موقت دولت خودگردان] منادی صلح در خاورمیانه باشد.

ادوآرد برنشتاین: تقدم آزادی فردی و اجتماعی بر عدالت اجتماعی

ادوآرد برنشتاین ( ۱۹۳۲ – ۱۸۵۰) تئوریسین و سیاست‌مدار سوسیال دموکرات آلمانی، بنیان‌گذار سوسیالیسم تکاملی یا اصلاح‌طلبانه بود. او با انتقاد از انقلاب ،قهر و اراده‌گرائی مارکسیسم به اصلاح و تکامل تدریجی در امور جامعه و عدم ضرورت انقلاب سیاسی اعتقاد داشت. برنشتاین در «کتاب سوسیالیسم تکاملی: نقد و تایید» به شیوه تدریجی و صلح‌جویانه نیل به عدالت اجتماعی پرداخت. برنشتاین در كتاب «پیش شرط های سوسیالسیم و وظایف سوسیال دموكراسی» اندیشه ضرورت انقلاب پرولتری را زیر پرسش برد.

«جنجال «دموکراسی شورایی» در مقابل «دموکراسی پارلمانی

موضوع رابطه میان دموکراسی و سوسیالیسم یکی از محوری‌ترین و پیچیده‌ترین مباحث نظری و از معضلات کل گرایش‌های چپ، خواه در ایران و خواه در سایر نقاط جهان، است. طرح این موضوع در پاره‌ای جدل‌های فکری و نظری اخیر برخی ایرانیان خارج از کشور، توضیح پاره‌ای سوء‌برداشت ها را ضروری می‌سازد. به نظر می‌رسد که دعوا بر سر «نوع» دموکراسی است که در نوشته‌ها به دو نوعِ پارلمانی/ نمایندگی/ لیبرالی/ بورژوایی، و دیگری شورايی/ مستقیم / کارگری / مردمی/ سوسیالیستی تقسیم شده است. (مایلم اشاره کنم که قصد اولیه‌ی من این بود که بااستفاده از نقل‌قول مستقیم و ذکر نام دوستانی که در این زمینه نوشته‌ و به یکدیگر پاسخ داده‌اند، به طرح این بحث بپردازم. اما برای اجتناب از طولانی‌ترشدن مطلب تنها به اشارات کلی که بیانگر کلیت نظر های ابراز شده است اکتفا کرده‌ام.)

محمد نخشب و «سوسیال دموکراسی او»

از زمان انقلاب مشروطه که به تدریج شهری می‌شدیم نیاز به برنامه و قانون و حقوق بود و با درآمد نفت در شهر با زندگی مدنی با «برنامه» معطوف به توزیع برابر تا گرفتار «فساد گسترده» نشویم و از شعارها بگذریم که توجه نشد، امری که امروز همگان بر این فساد‌ها اذعان دارند. تضادها و تناقضات فرهنگی و شکاف‌های اجتماعی امروز حاصل این فسادهای مانده از گذشته به خاطر «بی‌برنامگی» است؛ که هر که آمد فقط نظرش به درآمد نفت بود. حزب توده هم نظرش با همه ادعاها به روسیه لنین و استالین که نوعی «استبداد ایدئولوژیک» بود. حتی فراتر خواستار «نفت شمال» برای روسیه بود تا به اصطلاح «توازن» با انگلیس‌ها برقرار شود.

انقلاب اکتبر و سوسیالیسم دموکراتیک

اندیشه سوسیالیسم دموکراتیک که از دهه شصت میلادی و در نقد سوسیالیسم ضربتی و کماندویی شکل گرفت اولا سوسیالیسم را در یک چشم انداز بلند تاریخی و فرایند تدریجی تمدنی قرار می داد ثانیا به شکل گیری ارزشها و مناسبات سوسیالیستی در بطن نظام سرمایه داری باور داشت …

انقلاب بی خشونت راه ها همه باز است

آگاهی و شناخت، اولین گام برای سازماندهی سیاسی و اجتماعی است. برنامه ریزی و سازماندهی مبارزه اصول ابتدائی مبارزات اجتماعی است. بدون این دو، سرنوشت مبارزه به “قضاء و قدر” سپرده خواهد شد و از آنجا که “دشمن” امکاناتی وسیع دارد و تقریبا در تمام زمینه ها قدرتمند تر از ماست، او پیروز و جنبش ناموفق خواهد ماند …

سوسیالیسم یک ضرورت تاریخی نیست/ سوسیال دموکراتها تاریخ را دریابند

بحث سوسیالیسم دیگر چندان ضرورتی ندارد همچنانکه  ساختار سوسیالیسم ضرورتی برای تکرار ندارد. این یک واقعیت تاریخی است و باید آنرا پذیرفت که پس از واژگونی سوسیالیسم واقعا موجود بعنوان یک تجربه عینی و عملی، مارکسیستهای کشورهای عقب مانده در خلاء و بحران تئوری و عمل قرار گرفته اند و در بین دو فرآیند گدشته و آینده در جستجو و تلاش بسر میبرند.

قطب چپ دموکراسی ایران/ سیاوش ایراندوست

آیا نیروهای سیاسی چپ ایران از یک قرن تلاش و فداکاری و قربانی دادن و هر بار راه برای دیکتاتوری باز کردن درسی گرفته‌اند یا نه؟ اگر باز اوضاع تکانی بخورد چه خواهند کرد؟ آیا بازهم لیبرالیسم را به لیبرالیسم اقتصادی محدود می‌کنند و از پذیرش آزادی سیاسی دموکراسی لیبرال احتراز می‌کنند و با چسباندن انگ سرمایه‌داری به آن، تمام توانشان را به کار خواهند گرفت تا یک‌وقت چنین وضعیتی در ایران برقرار نشود؟

سوسیال دموکراسی رادیکال: فازِ گذار به سوسیالیسم دموکراتیک

اگر سوسیالیسم دموکراتیک نباشد و اکثریت مردم آزادانه آن‌را نپذیرفته باشند، نظام نظامی سرکوب‌گر خواهد بود و سر انجام شکست خواهد خورد. به‌عبارت دیگر اول جامعه باید سوسیالیست شود و آن‌گاه یک دولت سوسیالیستی را انتخاب کند. در غیر این صورت یک اقلیت سوسیالیست باید نظر خود را به اکثریت جامعه تحمیل کند. خوانشی از گرامشی به‌درستی بر این ضرورت تأکید دارد.

سوسیال دموکراسی در اروپا

یکی از ايدئولوژي‌هاي مؤثر سياسي اروپاي معاصر، «سوسيال دموکراسي» بوده است. احزاب سوسيال دموکرات در نتيجه سال‌ها تلاش نيروي کار، اتحاديه‌هاي تجاري و سوسياليست‌ها شکل گرفتند تا براي نمايندگي منافع يک‌ديگر متحد شوند. البته آن‌ها سال‌ها براي ريشه گرفتن در نظام سياسي کشورهاي اروپايي مبارزه کردند. اما به تدريج اين نيروي جديد رشد يافت، و در مراحل بعد در ترکيب دولت‌هاي اروپايي و سطح اتحاديه اروپا به ايفاي نقش پرداخت.

سوسیال‌دموکراسی و انقلاب مشروطه ایرانی / ژانت آفاری

انقلاب روسی 1905 با مجموعه‌ای از انقلاب‌ها در ایران (1906)، ترکیه (1908)، مکزیک (1910) و چین (1911) دنبال شد؛ انقلاباتی که مرحله جدیدی در تاریخ جهان در حال توسعه شناخته می‌شوند و ایدئولوژی‌های رقیب- ناسیونالیسم، دموکراسی، مذهب و سوسیالیسم- را به یک مواجهه و رویارویی آزاد کشاند. انقلاب مشروطه ایرانی بیشتر به خاطر تاسیس پارلمان و یک مشروطه دموکراتیک برای نخستین‌بار در کشور است که به خاطر می‌آید.

مسألۀ دولت کاپیتالیستی، مباحثه میان نیکوس پولانزاس و رالف میلی بند در مورد دولت کاپیتالیستی

انتشار دو کتاب ” قدرت سیاسی و طبقات اجتماعی” اثر نیکوس پولانزاس I (1968) و “دولت در جامعه سرمایه داری” اثر رالف میلیبند II(1969) بازگشتی به مقوله دولت کاپیتالیستی بود. به دنبال انتشار این دو کتاب، مباحثه ای درباره ماهیت دولت سرمایه داری میان این دو اندیشمند در گرفت که در نشریه چپ نو ” نیولفت ریویو” متنشر شد و در دهه هفتاد به یکی از مشهورترین مباحث تئوریک در ادبیات مارکسیستی در این زمینه بدل گردید. این مباحثه که از اهمیت نظری برخوردار است، مدت زمانی به مناقشات مهمی در میان جریان های مارکسیستی دوران خود نیز دامن زد.